عصر دیپلماسی

جمعه, ۱۵ آذر, ۱۳۹۸
فهرست

تاثیر فتح الفتوح حلب بر معادلات قدرت منطقه و تغییر اهرم های چانه زنی؛

پیروزی ارتش سوریه در حلب با حمایت روشن و واضح روسیه و ایران در حالی اتفاق افتاد که دولت باراک اوباما روزهای پایانی خود را می‌گذراند و کاخ سفید می‌رود تا رئیسی جدید از جنس جمهوری‌خواهان اما با ادبیات و ویژگی‌های متفاوت به خود ببیند. دونالد ترامپ اظهار داشته بیش از آن که طرفدار سرنگونی حکومت بشار اسد باشد؛ طرفدار همکاری با روسیه و متحدانش در جنگ علیه داعش و گروه‌های جهادی است تا به‌این‌ترتیب جنگی تمام‌عیار علیه تروریسم شکل بگیرد. بنابراین می‌توان گفت اوباما در حالی دولت را تحویل می‌دهد که با توجه به امتناع از مقابله با پیروزی ارتش سوریه در حلب به‌نوعی معادله جدید را پذیرفته است، معادله‌ای که می‌گوید آمریکا به‌نوعی سوریه را به روسیه واگذار کرده است.

چند روز پیش از فتح الفتوح بزرگ حلب نیز مقامات آمریکایی اعلام داشته بودند که با طرح روسیه موافقت کرده و از جبهه النصره حمایت نخواهند نمود و در عمل هم در جنگ حلب نشان دادند که این واقعیت را پذیرفته‌اند. شکست مسلحین در حلب به‌خوبی ثابت کرد که تاکنون نیروهای درگیر در شرق حلب را جبهه النصره تشکیل می‌داد نه ارتش آزاد به همین دلیل شکست مخالفان در حلب اگرچه شکست ارتش آزاد موردحمایت آمریکا قلمداد شد اما به‌نوعی شکست جبهه النصره نیز بود که در این منطقه به نام ارتش آزاد با ارتش سوریه می‌جنگید.

شکست مخالفان سوری در حلب به‌واقع بیانگر شروع زوال قدرت آمریکا و غرب در خاورمیانه است آن‌چنان‌که در موصل نیز قدرت نفوذ و حتی دامنه فعالیت نیروهای آمریکایی به‌شدت محدود شده است و عملاً آمریکایی‌ها پذیرفته‌اند که خود را با برنامه‌های ایران در این نبرد همراه نمایند و بر این جریان باید اثرات سخنان صریح ترامپ مبنی بر دوستی با روسیه و تغییر معادلات سیاسی بین‌المللی را افزود.

با این تفاسیر  از یک‌سو ترکیه و از سوی دیگر عربستان سعودی و هم‌پیمانانش بیشترین احساس خسران و شکست را در اثر شکست مسلحین در حلب دارند به‌ویژه که در ماه‌های اخیر با تیره شدن نسبی روابط مصر و عربستان و نزدیک شدن ژنرال سیسی به پوتین، عربستان بیش‌ازپیش خود را در بحران یمن تنها می‌بیند و این می‌تواند به معنای تهدید شدید امنیتی عربستان باشد.

همچنین تصویب قانون جاستا در کنگره آمریکا آن‌هم درحالی‌که اکثریت آن در اختیار جمهوری خواهان است بیان‌کننده این واقعیت است که برای آمریکایی‌ها تاریخ‌مصرف حمایت از عربستان به پایان رسیده است.

تعطیلی چهار شرکت تجاری ترامپ در عربستان نیز شاهد دیگری برای مشوش شدن خواب سیاستمداران کم‌سواد سعودی است چراکه این جریان نیز به‌خوبی نشان‌دهنده جهت نگرش مقامات آمریکا خواهد بود.

انگلستان در این میان تلاش کرد با حضور ترزا می در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس و اعلام مواضع ضد ایرانی از این آب گل‌آلود ماهی گرفته و باقی‌مانده ذخایر عربستان سعودی را به این بهانه تاراج کند. اما عربستانی‌ها خوب می‌دانند حمایت انگلیسی‌ها فقط تا زمانی ادامه دارد که آن‌ها بتوانند به بازارها و کارخانه جات انگلیسی رونق ببخشند، درحالی‌که در بحران فعلی، عربستانی‌ها نیاز به یک متحد استراتژیک دارند تا از آنان حمایت کند. درحالی‌که انگلیسی‌ها نه پول آمریکایی‌ها را دارند نه قدرت آن‌ها را.

با این تفاسیر می‌توان از فتح الفتوح بزرگ حلب این‌گونه نتیجه گرفت که آمریکا ضمن پذیرش تثبیت قدرت ایران و روسیه در سوریه عملاً از این جبهه عقب‌نشینی کرده و با توجه به تغییر ساختار حکومتی در کشورش اختیار این منطقه را به‌ناچار به رقبا سپرده است.

هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا نیز ضمن سرخوردگی از شکست در تحقق اهداف و مطامع خود در سوریه تلاش می‌کنند به هر نحو ممکن از افزایش خسارات جلوگیری کنند. ترکیه، عربستان، قطر و امارات را می‌توان جزو این دسته قلمداد نمود.

در طرف مقابل اما پیروزی بزرگ حلب دستاوردی بزرگ و غیرقابل‌انکار برای روسیه و ایران بود چراکه پس‌ازاین، قدرت چانه‌زنی و اهرم‌های فشار منطقه‌ای به‌کل تغییر کرده و این ایران و سوریه هستند که دست بالاتر را در تصمیم‌گیری‌ها دارند.

محمد ابراهیم عروی / تحریریه عصر دیپلماسی

دسته بندی:   انتخاب تحریریه

دیدگاه ها