231237_791

استراتژی ایران درمواجهه با ترامپ

 
سید حسین موسویان

بعد از بهار عربی یا بیداری اسلامی، خاورمیانه دچار تحولات شگرف و کاملا غیرقابل پیش بینی شده است. اخیرا در سمیناری بودم که یک تحیلگر عرب اظهار داشت با انقلاب اسلامی 1979 در ایران، بحران و بی ثباتی درخاورمیانه کلید خورد. او میخواست ایران را مقصر قلمدادکند.لذا توجه حضار عرب را به این واقعیت جلب کردم که بعد از انقلاب اسلامی در ایران، یک رهبرعربی،صدام، به ایران تجاوز کرد و اعراب هم از اوحمایت کردند. یک رهبرعربی،صدام به کشور یک کشور عربی، کویت، تجاوزکرد و ایران این تجاوز را محکوم کرد.چند کشور عربی به لیبی تجاوزنظامی کردند و آن را متلاشی کردند و ایران ازاین تجاوز استقبال نکرد. چدکشور عربی به یک کشورعربی،یمن، تجاوزکردند و ایران این تجاوز را محکوم کرد. چند کشورعربی موج تروریسم تکفیری به یک کشورهای عربی،سوریه و عراق، صادر کردند و ایران باتروریستها مقابله کرد و از کشورهای عربی سوریه و عراق حمایت کرد. منتهی واقعیت این است که کار از سرزنشهای متقابل گذشته و 

.چاره اندیشی واقع بینانه ضرورتی فوری و حیاتی است
جنگ داخلی، تقابلات قومیتی، ظهورتروریسم تکفیری، سه مصیبت بزرگی است که استمرار آن خاورمیانه را به ورطه سقوط خواهد کشید. تفرقه بازیگران اصلی منطقه ای یعنی عربستان و ترکیه و ایران و مصر، رقابت آمریکا و روسیه بعنوان بازیگران بین المللی ،عدم کارآمدی دولتهای عربی-اسلامی نیز سه مشکل عمده پیش روی مدیریت بحرانهای جاری خاورمیانه است.   
پرسشی این هست که آیا می توان آزاد سازی حلب را به منزله یک نقطه عطف در تحولات و مناسبات منطقه ای تلقی کرد و خاورمیانه را به دو دوره قبل و پس از آزادسازی حلب تقسیم کرد؟ آیا آزادی حلب نظم نوین درخاورمیانه را رقم خواهد زد؟ از نظر من آزادی حلب بی تردید یک تحول مثبت ومهم است اما درمورد آثار و تبعات آن اغراق شده است. مصیبتهای سوریه بحدی عمیق و گسترده و پیچیده شده که تصورحل آنها در آینده ای نزدیک غیرواقع بینانه است. خاورمیانه هم بگونه ای وارد یک دوران بی نظمی بزرگی وارد شده که اعاده نظم جدید و ثبات و امنیت در آینده ای نزدیک ساده اندیشی است.

آمریکا از شش سال پیش استراتژی گرایش به شرق آسیا را آغاز کرده و سعی خواهد کرد مداخلات و هزینه های خود در خاورمیانه و خلیج فارس کاهش دهد. روسیه تلاش میکند که خلاء آمریکا را پرکند. چین بدقت تحولات را زیر نظر داشته و قصد مداخله امنیتی-نظامی ندارد. روسیه ظرفیت لازم برای رهبری خاورمیانه و جایگزینی سلطه آمریکا را ندارد.اتحادیه اروپا بقدری گرفتار مشکلات داخلی است که توان پرکردن خلاء آمریکا رانداشته ضمن اینکه سلطه روسیه برخاورمیانه را نیز تحمل نخواهد کرد. لذا ازدیدگاه من، هیچیک از بازیگران و قدرتهای جهانی به تنهایی ظرفیت مدیریت خاورمیانه راندارند  ضمن اینکه قدرت جایگزینی سلطه سنتی آمریکا برخاورمیانه را هم ندارند. لذا فرضیه دو قطبی شدن نظم سیاسی در خاورمیانه؛ آمریکا و روسیه سرنوشتی نامعلوم دارد.

 
بهرصورت بی نظمی جدید در خاورمیانه مهمترین تهدید فعلی و آینده منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است که استراتژی چند وجهی کارآمدی با عناصر زیر را میطلبد:
 
1-همکاری قدرتهای منطقه ای. روابط ایران با ترکیه بگونه ای است که این مهم را امکانپذیر مینماید. اشتراک مواضع فعلی ایران و مصر و زمینه های جدید بهبود روابط تهران-قاهره امیدوارکننده است.  اما معضل بزرگ ، تقابلات عربستان و ایران است که لذا باید دراین مورد چاره اندیشی شود.
2-یک قطبی ( آمریکا یا روسیه) یا دوقطبی شدن خاورمیانه ( آمریکا و روسیه) به نفع ایران و کشورهای منطقه نیست. قدرتهای منطقه ای هم بدون همکاری بازیگران بین المللی قادر به مدیریت بحرانهای جاری نیستند. لذا فرمول جدیدی شامل همکاری جمعی قدرتهای منطقه ای با مجموعه چندقطبی قدرتهای جهانی ( آمریکا، روسیه، اروپا و چین ) را باید دنبال کرد.
3-تشکیل یک سیستم همکاری جمعی درخلیج فارس شامل ایران و عراق وشش کشور عضوشورای همکاری خلیج فارس دردستورکارباشد.
4- همکاریهای نه کشور عضو سازمان همکاری اقتصادی(ایران-ترکیه-پاکستان-آذربایجان-افغانستان-قزاقستان-قرقیزستان-تاجیکستان-ترکمنستان و ازبکستان) از بعد اقتصادی به ابعاد سیاسی-اقتصادی-امنیتی گسترش یابد.
5-روابط جامع و پایدار با روسیه و چین ازطریق دوجانبه و تقویت حضور ایران در سازمان شانکهای دنبال شود.
6-روابطی نو شامل همکاریهای سیاسی –اقتصادی-امنیتی با اتحادیه اروپا مدنظرقرارگیرد.
7- ازتشدید تشنج با آمریکا پرهیز و برای کاهش تشنج بین تهران و واشینگتن برنامه ریزی شود.
8-گفتگوی سطح بالای علمای شیعه و سنی برای کنترل تقابلات جهان اهل سنت و اهل تشیع سازماندهی شود.


سید حسن موسویان معاون پیشین سایست خارجی شورایعالی امنیت ملی، سفیر پیشین ایران در آلمان وپژوهشگر ارشد و استاد فعلی دانشگاه پرینستون آمریکا



photo_2017-03-07_11-36-35

متن سخنرانی ظریف در اجلاس اتحادیه کشورهای حاشیه اقیانوس هند (آیورا)- ۹۵/۱۲/۱۷

«به نام خداوند بخشنده مهربان

آقای رئیس؛ روسای محترم کشورها و دولت‌ها؛ آقای دبیرکل؛

عالیجنابان؛ خانم‌ها و آقایان؛

سخن را با قدردانی از دولت و ملت اندونزی به واسطه مهمان‌نوازی مثال زدنی و تمهیدات تحسین برانگیز برای اولین اجلاس سران کشورهای اتحادیه اقیانوس هند- آیورآ- که به مناسبت بزرگداشت بیستمین سالگرد تاسیس این اتحادیه برپا شده، آغاز و مراتب گرم‌ترین سلام‌ها و بهترین آرزوهای رئیس جمهور روحانی را به شما ابلاغ می‌نمایم.

در طول دو دهه گذشته، آیورآ از یک دیدگاه به یک چارچوب چند بعدی برای همکاری تحول یافته است. همان گونه که در منشور آیورآ آمده، این چارچوب همکاری منطقه‌ای، وسیله‌ای برای ارتقاء رشد مستمر اقتصادی و توسعه پایدار کشورهای منطقه با تمرکز بر شش حوزه برخوردار از اولویت و دو موضوع فراگیر است. «برنامه اقدام آیورآ برای دوره سال‌های 2012 تا 2017» و نیز سند موسوم به «جاکارتا کنکورد» همچنان از اولویت و اعتبار برخوردار بوده و مسیری رو به جلو را ترسیم می‌نمایند.

از تاسیس آیورآ تاکنون، مفهوم غالب و «دیدگاه کلان توسعه‌ی» دهه 1990 که عمدتا از طریق مصوبات کنفرانس‌های عمده سازمان ملل متحد شکل گرفته، در چارچوب سه سند اهداف هزاره، دستور کار توسعه و اهداف توسعه پایدار، تکامل یافته است. در دو سال گذشته، برخی از طرح‌های مورد حمایت سازمان ملل متحد در راستای اقدامات جدید جهانی، از طریق توافق پاریس در خصوص تغییرات اقلیمی، دستور کار آدیس ابابا در زمینه منابع مالی برای توسعه و نیز طرح کاهش بلایای طبیعی، توسعه یافته است. موضوع حائز اهمیت این است که آیورآ طرح و برنامه‌های خود را به نحوی طراحی نماید که نه تنها نیازها و آرمان‌های کشورهای عضو، بلکه اولویت‌های جهانی مد نظر خود را نیز محقق سازد.

موضوع محوری این اجلاس، فرصت مغتنمی را برای همکاری و پیشرفت فراهم آورده است. ایران از ظرفیت‌های فراوانی برای تقویت ارتباطات دریایی، از طریق برقراری ارتباطات چند وجهی منطقه آیورآ با سایر بازارهای منطقه‌ای و جهانی، برخوردار است. بندر ایرانی چابهار دارای موقعیت راهبردی برای برقراری ارتباط میان اقیانوس هند و خلیج فارس، غرب و مرکز آسیا، قفقاز و اروپا است و مسیری امن و کوتاه را برای اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب در اختیار قرار می‌دهد. اولین نشست آیورآ با عنوان «مسئولان مناطق آزاد» که در اردیبهشت 1395 در چابهار برگزار شد، ایجاد سازوکاری را برای همکاری و تعیین مراجع ملی به منظور توسعه و گسترش ارتباطات، تجارت و سرمایه‌گذاری در منطقه و فراتر از آن، به توصیب رساند.

ایمنی و امنیت دریایی که به عنوان یکی از اولویت‌های اساسی در اسناد آیورآ ذکر شده، از اهمیت بسزایی برخوردار است. از آنجا که نزدیک به 80 درصد تجارت جهانی از مسیر دریایی و کشتیرانی صورت می‌پذیرد، باید توجه ویژه‌ای به افزایش ایمنی و امنیت از یک سو و جلوگیری از آلودگی دریایی از سویی دیگر مبذول داشت. افزایش بی‌سابقه راهزنی در آب‌های غرب اقیانوس هند از سال 2008 تا کنون، همچنان در راه تجارت دریایی مانع ایجاد کرده و ماهیگیری در منطقه را مختل می‌سازد. ایران فعالانه در مبارزه با راهزنی دریایی در آب‌های بین‌المللی مشارکت دارد و بر این باور است که اقدامات هماهنگ ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی امری الزامی برای رفع این تهدید است.

منطقه ما همچنین دستخوش خشونت افراط‌ گرایانه و تروریسم است. بر این اساس، ما ازابتکار میزبان اندونزیایی‌مان برای تصویب «بیانیه مقابله با افراط گرایی خشونت‌آمیز منجر به تروریسم» کاملا حمایت می‌کنیم. این بیانیه به پیشبرد اهداف طرح رئیس جمهور روحانی تحت عنوان «جهان بر علیه خشونت و افراط» که به اتفاق آرا توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 2013 به تصویب رسید نیز کمک خواهد کرد.

آقای رئیس،

جهانی شدن، توأمان چالش‌ها و فرصت‌هایی را ایجاد کرده است. اقتصاد مقاومتی و پایدار، نیازمند همکاری در تمامی سطوح زیر منطقه‌ای، منطقه‌ای و بین‌المللی است. آیورآ فرصتی منحصر بفرد و چارچوب مستحکم برای تقویت هر چه بیشتر روابط اقتصادی میان کشورهای عضو محسوب می‌شود. برنامه اقدام جامع و زمان‌بندی شده که به منظور دستیابی به اهداف آیورآ تدوین گردیده، نیازمند اراده سیاسی و اقدام جمعی ماست. در اینجا بار دیگر تعهد بی‌ قید و شرط و همبستگی جمهوری اسلامی ایران را با این تلاش‌ها اعلام می‌نمایم.

از توجه شما متشکرم.»




A_map_of_the_Arab_World_with_flags

استراتژی‌های آن‌ها و نبردهای ما

بثینه شعبان (اندیشمند عرب و مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور سوریه)

المیادین

آنچه را که در دهه هشتاد قرن گذشته تحت عنوان استراتژی اسرائیلی شناخته می‌شد و “عودید ینون” در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده است، امروز دقیقاً در حال پیاده‌سازی روی ملت فلسطین و امت‌های عربی است؛ و هیچ‌کس در این میان به نقشه های ارائه شده و آنچه بر کشورهای عربی از 1980 تا کنون گذشته توجهی نداشته است.

در پی دومین بار آزادسازی تدمر از دست وحشی‌های پلید، شاهد تخریب گسترده‌ای بودیم که در این شهر تاریخی انجام شده است. اکنون سؤال این است که دلیل این تخریب گسترده در تدمر چه بوده و چرا این حجم از کینه و نفرت نسبت به آثار تاریخی شهرهای عربی به منصه ظهور آمده است.

همین سؤال در مورد شهرهای حلب، رقه، دیرالزور، موصل، نمرود، مقام یونس نبی و بقاع صحابه و غیره از شهرها و میراث فرهنگی و تمدنی عرب نیز مطرح است.

پاسخ‌های بسیاری برای این سؤالات مطرح شده است. اما برای یافتن جواب درست باید به استراتژی‌هایی که چنین اعمالی را در پی دارد توجه نمود. این رویکرد بر اساس آنچه عودید ینون به آن اشاره داشته، یک استراتژی اسرائیلی است که در طول دهه هشتاد قرن گذشته از سوی اسرائیل علیه ملت فلسطین و امت عربی به کار گرفته شده و هیچ‌کس به آنچه از آن زمان تا کنون بر کشورهای عربی گذشته، توجهی نداشته است.

از استراتژی مورد اشاره ینون کاملاً مشخص است که هرگز فلسطین هدف نهایی نقشه‌های صهیونیستی نبوده؛ اما به‌عنوان ملتی که مبارزه علیه دولت صهیونیستی قائم به آن است اولین هدف اسرائیل بوده و پس از آن صهیونیسم تمامی کشورهای عربی را هدف قرار خواهد داد.

در ادامه این استراتژی اسرائیل تلاش می‌کند که دولت‌های عربی را از داخل تجزیه نموده و با دامن زدن به اختلافات داخلی و قبیله‌ای در هر کشور نظام‌های عربی را به دولت‌های کوچک رقیب بر اساس محورهای نژاد، مذهب و یا فرقه‌های مختلف تبدیل نماید که این خود موجبات تضعیف ارتش‌های عربی را فراهم می‌آورد. همان چیزی که امروز در عراق و سوریه شاهد آن هستیم. تجزیه و تضعیف مصر، سوریه و عراق هدف نهایی اسرائیل در منطقه است.

این استراتژی بر تجزیه مصر و ایجاد دولتی مسیحی در این کشور اصرار دارد و به همین دلیل است که امروز شاهد تمرکز گروه‌های تروریستی وهابی و بمباران شبهه نظامیان داعش روی کلیساهای مسیحیان هستیم، چراکه این حملات خروج از پیمان کمپ دیوید و بازگرداندن سینا به اسرائیل را توجیه می‌نماید.

مرور آنچه از سال 1980 میلادی تا کنون بر کشورهای عربی رفته است به‌خوبی مشخص می‌نماید که هدف اصلی استراتژی‌های پیاده شده در منطقه مطابق با همین گفته ینون ایجاد تفرقه بین کشورهای عربی و تشکیل دولت‌های کوچک با محوریت فرقه‌ای و مذهبی بوده است تا از این طریق کشورهای ضعیف و رقیب در منطقه قدرت ایجاد هیچ‌گونه خطری برای اسرائیل را نداشته باشند. این همان چیزی است که امروز در سوریه، عراق، صحرای سینا و سایر مناطق عربی شاهد آن هستیم.

مشکل اصلی آن است که دولت‌های عربی ما برای بررسی و حل این مشکلات حاضر به همراهی و اتحاد نیستند و به این واقعیت پی نبرده‌اند که هجوم امروز به تدمر و نمرود درواقع همانند حمله به سینا و قدس است و هدف نهایی تضعیف همه کشورهای عربی‌ای است که در منطقه استعداد ایجاد خطر برای اسرائیل را دارند.

در این میان رویکرد سعودی در تحریک عراق علیه ایران و سوریه، منطق تفرقه‌افکنانه‌ای که نظام وهابی آل سعود  در دشمنی با ملت یمن و حمایت از ویرانگری تروریسم در سوریه، مصر، لبنان و عراق در پیش‌گرفته است، همه و همه در جهت تأمین منافع صهیونیستی و پیاده‌سازی نقشه‌هایی صورت می‌گیرد که امت عربی و منطقه‌ای را هدف قرار داده است و حکام وهابی آل سعود ادعای خدمت به آن را دارند.

تخریب و ویرانی آثار باستانی و میراث هویت عربی در منطقه نقشه و استراتژی آنان است؛ اما نبردها و مبارزات جداگانه و بدون اتحاد از سوی ما قادر به مقابله و شکست نقشه‌های آنان نیست بلکه نیاز به یک نبرد واحد و برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت با اهداف واحد در تمامی نقاط سرزمین واحد عربی دارد.

در این میان باید این نکته مدنظر قرار گیرد که ما عرب هستیم؛ در همه اعصار عرب بوده‌ایم و در آینده نیز یک امت واحد عربی خواهیم بود و تنها جهل است که به دشمنان ما این امکان را می‌دهد که بخشی از این امت را در اختیار خود گرفته و از آن ابزاری برای شکست اتحاد و هم‌پیمانی ما بسازند، چه این هدف از طریق هم‌پیمانی آنان با عثمانی‌هایی تأمین گردد که همچون صهیونیسم خاک کشور ما را تصرف کرده‌اند و چه از طریق استفاده از نفوس و اموال و فرماندهان آنان در جهت ویرانی یمن و سوریه و عراق محقق گردد. آیا نمی‌اندیشید؟

 

https://www.almayadeen.net/articles/opinion/53319




4bmt2dc7e3b909lybd_800C450

پخت و پزهای پشت پرده در واشنگتن

سیدحسین موسویان پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون آمریکا

برداشت من این است که بعد از پیروزی ترامپ تاکنون پخت و پزهای مقدماتی با تیم ترامپ درمورد ایران صورت گرفته که درصورت حمایت ژنرال مک مستر مشاور جدید امنیت ملی، تیلرسون وزیر خارجه و ژنرال ماتیس رئیس پنتاگون، عملیاتی خواهد شد.

هنگامی که ترامپ بعد از پیروزی برای دیدار با اوباما به کاخ سفید رفت، تنها توصیه اوباما به او این بود که مایکل فلین را به سمت مشاور امنیت ملی منصوب نکند. ترامپ هم ظرف 24 ساعت او را منصوب کرد. توصیه اوباما به‌خاطر گزارش‌هایی بودکه قبلا از سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا دریافت کرده بود. بنابراین چند هفته‌ای نیاز بود تا ترامپ به اشتباه خود پی برده و فلین را برکنار کند. اکنون تیم اصلی ترامپ نهایی شده و بنابراین قاعدتا استراتژی جدید واشنگتن در مورد ایران در اولویت جلسات اولیه شورای امنیت ملی آمریکا خواهد بود. اما چند مطلبی که ممکن است در این تصمیمات جدید موثر باشد.

بعد از اینکه پیروزی ترامپ مشخص شد، عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان عمده وقت خود را بی‌سروصدا و محرمانه در واشنگتن گذراند. او منزلی در واشنگتن دارد و بنابراین نیازی به هتل هم نداشت. دراین مدت شبانه روز به دیدار و گفت‌وگو با اطرافیان ترامپ و اعضای برجسته کنگره، دوحزب دموکرات و جمهوری‌خواه و کمیته مشترک آمریکا و اسرائیل یعنی آیپک (قدرتمندترین لابی صهیونیست‌ها) پرداخت.

سه حرف اصلی او از این قرار بود: حضور و نفوذ ایران در منطقه را کاملا حذف کنید و اگر مایل به حمله نظامی نیستید، توانش را کاملا مستهلک کنید، فلش اتهام تروریسم را از وهابیت-عربستان به سمت ایران تغییر دهید و بالاخره اینکه متحدان عرب آمریکا در منطقه را مورد حمایت‌های جدی‌تر قرار دهید. او بسته اقتصادی جذاب چند صد میلیارد دلاری را روی میز کاخ سفید گذاشت و به تیم ترامپ قول داد که عربستان و متحدان عربش، تمام هزینه‌های آمریکا درمورد اقدامات مورد درخواست ریاض در منطقه را تامین خواهند کرد.

نتانیاهو هم بعد از پیروزی ترامپ و قبل از تحویل گرفتن کلید کاخ سفید، با او گفت‌وگو کرد و ضمن ارائه نقشه راه جدید در مورد قضیه فلسطین و نیز برای مقابله با برجام و ایران، از او خواست امور خاورمیانه را به دامادش، کوشنر واگذار کند. در مورد کوشنر هم در یک کلام خلاصه کنم و آن اینکه او و نتانیاهو یک روح در دو بدن هستند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 توافق نانوشته کوشنر-تل‌آویو-عربستان این است که آمریکا و اسرائیل مدیریت راهبردی اقدامات ضدایران را به‌عهده گرفته و عربستان و متحدانش نیز هزینه‌ها را تامین خواهند کرد. تل‌آویو فاتحه راه‌حل دو دولت فلسطینی – اسرائیلی را خواهد خواند و آمریکا و اعراب متحد آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم کمک خواهند کرد. مثلث مذکور تلاش خواهد کرد با جذب مصر و ترکیه، همه قدرت‌های اسلامی اصلی متحد غرب را به جبهه ضدایران ملحق کند.

ازسوی دیگر تیم ترامپ درون یک حلقه بسته، روی طرح یک بده‌بستان بزرگ با روسیه کار می‌کنند. از جمله اینکه حوزه‌ای در اروپای شرقی را به‌عنوان حوزه نفوذ روسیه بپذیرد. هدف اصلی هم این است که روابط استراتژیک روسیه با چین را متزلزل کنند تا آمریکا بتواند چین را مهار کند. قاعدتا در این بسته روابط مسکو-تهران هم مدنظر خواهد بود. اما تحقق چنین معامله بزرگی، کار بسیار دشواری است زیرا جوهره استراتژی آمریکا، رهبری بلامنازع بر جهان است. در آمریکا همه با مهار چین موافقند اما نه به قیمت اتحاد استراتژیک با روسیه. بنابراین در این مورد ترامپ در داخل با چالش‌های مهمی مواجه خواهد شد. مگر اینکه امتیازات متقابل بیش از حد تصور بزرگ باشد. اما تحقق بخش اول استراتژی ترامپ یعنی ایران در داخل آمریکا با مخالفت جدی مواجه نخواهد شد. اینکه ترامپ در دوره انتخابات، عربستان را منبع اصلی تروریسم خواند و بعد از انتخابات هم با ملک‌سلمان تلفنی در مورد همکاری‌های استراتژیک توافق کرد، در چارچوب محورهای فوق‌ است.

ترامپ یک دیپلمات نیست و بنابراین در یک کلمه هم بند را آب داد. او در سخنرانی فلوریدا در مورد برنامه‌های خاورمیانه‌اش ازجمله ایجاد منطقه امن درسوریه گفت: «عرب‌ها هزینه آن را می‌دهند چون آنها به‌جز پول چیزی ندارند.» اینکه در اجلاس امنیتی مونیخ، ترکیه و عربستان و اسرائیل به‌طور متحد و یکپارچه تندترین اتهامات را به ایران زدند، نیز بخشی از این مبادلات مقدماتی است.

در دوره اوباما، فلش تروریسم از ایران و هم‌پیمانانش به‌سمت عربستان و وهابیت رفت. یکی از پخت و پزهای جدید این است که ایران به‌عنوان حامی تروریسم تبلیغ شود و در مورد وهابیت و تکفیری‌ها و عربستان به‌عنوان منشأ و منبع تروریسم کمتر حرف زده شود. خواسته فوری سعودی‌ها از آمریکا، پیروزی در یمن است. بنابراین احتمالا در این مورد اقدامات جدیدی در دست بررسی است. ممکن است ترکیه ماموریت پیدا کند که مذاکرات سوریه درقالب مثلث جدید روسیه-ایران-ترکیه را طولانی کند تا پیروزی عربستان در یمن هویدا و بالانسی به نفع عربستان در منطقه به‌وجود آید. آنگاه با گسترش حمایت‌ها از گروه‌های تکفیری در سوریه، اسد-روسیه-ایران در موضع ضعف قرار گیرد و به تبع آن تلاش کنند تا بغداد به سمت واشنگتن و ریاض چرخش کند.

 تحریم‌های جدید آمریکا تحت پوشش تروریسم و حقوق بشر و ضعیف‌تر کردن لابی نیمه جان ایران در آمریکا از جمله دیگر موارد است. از نظر طراحان پخت و پزهای جدید، زمان هم مناسب است زیرا ایران در چند ماه آینده درگیر انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود. آنها این‌گونه فکر می‌کنند که اصحاب سیاست در ایران در چنین شرایطی غرق در رقابت‌های داخلی خواهند بود و این زمان بهترین فرصت است.

منبع: دنیای اقتصاد




methode-times-prod-web-bin-56d622a6-0021-11e7-a22f-c31ef65384a0

سفر سلمان به مالدیو؛ حرکتی در راستای گسترش وهابیت

عصر دیپلماسی: همزمان با سفر پادشاه عربستان به مالدیو، پلیس این کشور با معترضین این حادثه بشدت برخورد کرد. سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی قرار است در چارچوب سفر منطقه‌ای به شش کشور آسیایی به مالدیو برود و یکی از جزایر مرجانی این کشور را خریداری کند.

 اعضای «حزب دموکرات مالدیو»،  هشدار دادند که تصمیم دولت عبدالله یمین عبدالقیوم، رئیس‌جمهور مالدیو برای فروش یکی از ۲۶ جزایر مرجانی این کشور به نام «فافو» به عربستان سعودی باعث گسترش وهابیت در مالدیو می‌شود.  گزارش‌ها حاکی است شمار بسیاری از اعضای گروه تروریستی تکفیری داعش که علیه دولت‌های عراق و سوریه می‌جنگند، از مالدیو به این دو کشور جنگ‌زده رفته‌اند. گفته می‌شود، ایدئولوژی افراطی وهابیت که از سوی عربستان سعودی تبلیغ و حمایت می‌شود، الهام‌بخش تروریست‌هایی بوده که در سراسر جهان دست به حملاتی زده‌اند. داعش و دیگر گروه‌های تروریستی تکفیری بر اساس همین ایدئولوژی، پیروان سایر ادیان را «کفار» می‌خوانند و آنان را می‌کشند.

به گفته بسیاری از تحلیلگران وهابیسم برای چندین دهه مذهب اصلی عربستان سعودی بوده و از دهه 1970 این پادشاهی ثروتمند نفتی در انتقال منابع مالی به سایر کشورهای اسلامی به منظور تبلیغ این نسخه محافظه کارانه از اسلام بخشندگی نشان داده است. اکنون که وهابیسم با افراط گرایی و حتی تروریسم ارتباط پیدا کرده است، دولت عربستان پویش های خود را به منظور مقابله با این تصور شکل گرفته آغاز کرده و سفر ‘ملک سلمان’ به اندونزی نیز بخشی از یک پویش تبلیغاتی است.

 احمد نسیم، وزیر خارجه سابق و عضو «حزب دموکرات مالدیو» گفت: دولت مالدیو در تصمیم به فروش جزیره فافو به عربستان، رضایت مردم را در نظر نگرفته است. نسیم با اشاره به محدود بودن زمین در مالدیو افزود: در گذشته، فروش زمین مالدیو به خارجی‌ها، خیانت بزرگی محسوب می‌شد و مجازات مرگ داشت.

 دولت مالدیو در سال ۲۰۱۵ قانون اساسی را اصلاح کرد که اجازه می‌دهد خارجی‌ها بتوانند اراضی این کشور را خریداری کنند. در همین حال، روزنامه تایمز هند در گزارشی فروش بالقوه این جزیره مرجانی به عربستان سعودی را «چالش امنیتی دیگری» در مجاورتِ هند دانست.

دولت مالدیو پس از  اخراج محمد نشید و روی کار آمدن یامین با چالش های زیادی روبرو بوده است. از جمله می توان به خرید جزیره مرجانی اشاره کرد. همانطوریکه پیشتر اعلام شد مردم و رئیس جمهور سابق این کشور با این موضوع بشدت به مخالفت پرداختند. طبق گفته منابع آکاه، محمد نشید در انتخابات سال آتی شرکت خواهد کرد اما بیم آن می رود که پس از ورود در فرودگاه این کشور بازداشت شود.

منبع: ساندی تایمز




1094793

گرم شدن روابط ایران و مصر برای سیاست خارجی آمریکا چه پی آمدی خواهد داشت

دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا رویکردی خصمانه علیه ایران در پیش گرفته است. دولت آمریکا تلاش می کند جبهه ای متحد از کشورهای عرب سنی برای مقابله با بلندپروزای ها و اقدامات ایران در منطقه ایجاد کند. جبهه متحدی که دولت آمریکا قصد دارد علیه ایران ایجاد کند با دخالت های این کشور در منطقه خلیج فارس، عراق، سوریه و یمن مقابله خواهد کرد. گرایش تدریجی مصر به سمت ایران ممکن است شکل گیری چنین ائتلافی به سرکردگی آمریکا را با مانع روبرو کند.
تغییر جهت سیاست خارجی مصر و روی آوردن این کشور به ایران، از نگرانی قاهره از اسلامگرایی سنی و در عین حال تلاش برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود به عنوان قدرت منطقه ای و همچنین بحران شدید مالی، سرچشمه می گیرد. این سه علت عمده باعث شده اند تا مصر در برابر دخالت های ایران و گسترش نفوذ این کشور در منطقه به استثنای کشورهای حوزه خلیج فارس، سکوت اختیار کند.
روابط ایران و مصر در خلال شش دهه گذشته سه مرحله را پشت سرگذاشته است:
نخست، در دو دهه ١٩٥٠ و ١٩٦٠، جمال عبدالناصر رئیس جمهور وقت مصر و محمد رضا شاه پهلوی فرمانروای پیشین ایران، بر سر بسیاری از مسایل منطقه ای به شدت با یکدیگر مخالف بودند. ناصر، مصر را پرچمدار اردوگاه انقلابی ضد آمریکا در جهان عرب می دانست و در مقابل شاه ایران خود را بخشی از اردوگاه هوادار آمریکا به شمار می آورد و حتی برای دهن کجی به ناصر، به اسرائیل نفت فروخت.
دوم، روابط ایران و مصر در پی قطع روابط مصر با روسیه در دوران ریاست جمهوری انوار سادات و روی آوردن قاهره به اردوگاه آمریکا در منطقه، به میزان چشمگیری بهبود یافت. دولت مصر برای نشان دادن روابط نزدیک خود با ایران، در پی انقلاب اسلامی سال ١٩٧٩، با پذیرائی از شاه موافقت کرد.
سوم، با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، روابط تهران – قاهره به شدت تیره شد. روابط دوستانه مصر با اسرائیل، در پیش گرفتن مواضع هواداری از آمریکا در منطقه، حمایت از عراق در جنگ هشت ساله این کشور با ایران، نامگذاری یکی ازخیابان های تهران به نام یکی از قاتلان انور سادات، برقراری روابط نزدیک با کشورهای حوزه خلیج فارس، به تیره شدن شدید روابط دو کشور انجامید. تا کنون تلاش های متعددی برای بهبود روابط تهران – قاهره صورت گرفته است اما هیچ کدام کارساز نبوده اند. ایران و مصر همچنان از مبادله سفیر با یکدیگر خودداری می کنند.
در پی کناره گیری حسنی مبارک از قدرت در سال ٢٠١١، گام هایی در جهت آشتی میان تهران و قاهره برداشته شد. هفت روز پس از کناره گیری حسنی مبارک، شورای عالی نیروهای مسلح مصر به شناورهای جنگی ایران اجازه داد برای نخستین بار ظرف سی سال گذشته، از آبراه سوئز عبور کنند.
اخوان المسلمین نیز تلاش کرد تا روابط خود با تهران را ترمیم کند. اما این گونه اقدامات، تلاش های گذرایی بیش نبوده اند. مصر از برقراری روابط کامل دیپلماتیک با ایران خودداری کرده است. اما عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر، اسلامگرایی سنی را عمده ترین خطر و تهدید در منطقه می داند.
دولت مصر بر این باور است که اسلامگرایی سنی عامل اصلی بی ثباتی در منطقه خاورمیانه است. همین وحشت از اسلامگرایی سنی سبب شده است تا مصر با دیگر بازیگرانی که به باور دولت این کشور در منطقه با اسلامگرایان سنی در جنگ هستند، از جمله ایران و روسیه، همگام شود. دولت مصر در ضمن بر این باور است که نهادها و ساختارهای حکومتی موجود بهترین گزینه ممکن برای پاسداری از ثبات منطقه است در حالی که اسلامگرایان تلاش می کنند تا ساختارهای حکومتی در منطقه را تغییر دهند و حکومت های دین سالار تشکیل دهند. طراحان سیاسی در مصر احساس می کنند که در محاصره نیروهای اسلامگرای سنی در مصر، لیبی، یمن، سودان، نوار غزه و ترکیه، قرار دارند. این نگرانی ها به علت تجربه ای که مصر از حکومت جنبش اخوان المسلمین در فاصله سال های ٢٠١١ تا ٢٠١٣ به دست آورد، تشدید شده است.
این ملاحظات سبب شده است تا مصر آشکارا در کنار بشار اسد قرار گیرد و اجازه ندهد تا یک نیروی اسلامگرای سنی جای وی را بگیرد. به باور دولت مصر، ایران و روسیه در خط مقدم جبهه در سوریه علیه اسلامگرایان افراطی که مصر نیز در شمال شرق صحرای سینا سرگرم مبارزه با آن هاست، می جنگند. افزون بر این، دولت مصر از اعزام نیروی زمینی به یمن برای جنگ علیه حوثی ها خودداری کرد چون از آن بیم دارد که در صورت شکست دادن حوثی ها و نیروهای وفادار به علی عبدالله صالح رئیس جمهور پیشین یمن توسط ائتلافی که سرکردگی آن را عربستان سعودی بر عهده دارد، در یمن شاخه ای از جنبش اخوان المسلمین قدرت را به دست بگیرد.
وحشت از اسلام گرایان سنی و آنچه که زمامداران مصر جایگاه به حق خود به عنوان رهبر جهان عرب به شمار می آورند، سبب می شود تا روابط قاهره و ریاض تیره شود و مواضع قاهره با تهران بیش از پیش همسو شود. سیاستگذاران مصری می خواهند برای کشورشان خط مشی مستقلی ایجاد کنند تا خود نقش رهبر و طلایه دار را بر عهده بگیرند و دیگر کشورهای عرب، دنباله رو آن ها باشند.
در راستای چنین سیاستی است که عبدالفتاح سیسی که در ژوئن سال ٢٠١٤ زمام امور مصر را به دست گرفت بر احیای نقش رهبری مصر در جهان عرب پافشاری می کند. وی از آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران برای شرکت در مراسم به قدرت رسیدن خود دعوت کرد.
یکی از ابتکار عمل های سیسی پیشنهاد تشکیل نیروی مشترک عرب بود که به علت مخالفت چندین کشور و از همه مهم تر عربستان سعودی، به نتیجه نرسید. سپس، عربستان سعودی خود به تشکیل ائتلافی اسلامی مبادرت و از مصر برای عضویت در این ائتلاف دعوت کرد. مصر با اکراه به این ائتلاف پیوست اما همچنان به عنوان طرفی نه چندان مشتاق به عضویت در این ائتلاف محسوب می شود، چون از اعزام نیروی زمینی خود به یمن خودداری کرده است.
افزون بر این، حمایت مصر از دخالت روسیه در سوریه روابط قاهره و ریاض را تیره ساخته است. انتقاد بی وقفه مصر از نقض حقوق بشر توسط گروه های سنی و نادیده گرفتن چنین اقداماتی از سوی شبه نظامیان حزب الله طرفدار ایران سبب شد تا عربستان سعودی سر انجام در پی رأی مثبت مصر به قطعنامه پیشنهادی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد در اکتبر سال ٢٠١٦ تحویل نفت به مصر را برای مدت نا مشخصی متوقف کند.
درونمایه اصلی مناقشه مصر و عربستان از خویشتنداری نشان دادن مصر در برابر نفوذ ایران در سوریه و یمن، از برداشت مختلف تهران و قاهره از منشاء و منبع اصلی خطر و تهدید سر چشمه می گیرد. عربستان سعودی اسلامگرایی شیعه را عمده ترین تهدید علیه خود می داند در حالی که مصر، اسلامگرایی سنی را عمده ترین دشمن خود در منطقه تلقی می کند. مصر بر خلاف عربستان سعودی جمعیت شیعه چندان زیادی ندارد و دستگاه های اطلاعاتی مصر تا حدود زیادی توانسته اند دخالت و نفوذ ایران در مصر را در سطح حداقل نگه دارند. به همین علت است که مصر به اندازه عربستان و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس از قدرت گرفتن و نفوذ فزاینده ایران در منطقه، بیمناک نیست.
سیسی، از این که می بیند مردم مصر مخالفت چندانی با کنار آمدن قاهره با نفوذ ایران در سوریه، یمن، عراق و لبنان ندارد، جسارت بیشتری پیدا کرده است. از یک سو، نخبگان غیراسلامگرای مصر از جمله گردانندگان وزارت امور خارجه این کشور از عادی شدن روابط با ایران از و مبادله سفیر با این کشور و دیگر اقدامات برای بهبود روابط دو جانبه، حمایت می کنند. حسنی مبارک رئیس جمهور پیشین مصر در برابر دستگاه دیپلماسی خارجی این کشور برای بهبود روابط با تهران مقاومت نشان داد و به همین علت جانب دستگاه اطلاعاتی کشور را گرفت که ایران را تهدید عمده علیه امنیت ملی مصر می داند. افزون بر این، اندیشه های ملی گرایانه در میان بخش قابل ملاحظه ای از روشنفکران مصر سبب می شود تا نگاه مساعدتری به ایران به عنوان کشوری با تمدن و تاریخ باستانی داشته باشند تا عربستان سعودی که آن را کشوری دون پایه می دانند.
از دیگر سو، اسلامگرایان مصر به شدت از ایران به عنوان کشوری شیعه بیزارند و قادرند بخش عظیمی از جمعیت کشور را علیه رژیم سیسی بسیج کنند. اما ژنرال سیسی توانسته است با موفقیت بیشتر مخالفان اسلامگرای خود را خنثی یا به سوی خود جذب کند.
وضعیت نابسامان اقتصادی مصر از جمله دیگر عواملی است که به اشتراک منافع این کشور با ایران در منطقه انجامیده است. دولت مصر در اکتبر سال ٢٠١٦ با موفقیت به توافقی با عراق دست یافت، توافقی که تا حدودی جای قطع شدن نفت ارسالی عربستان به مصر را می گیرد. عربستان در پی رأی مثبت مصر به قطعنامه پیشینهادی روسیه در سازمان ملل متحد تحویل نفت به مصر را قطع کرد. اگر ادامه تغییر موضع مصر و رویگرداندن این کشور از ریاض ادامه پیدا کند در آن صورت روی آوردن به ایران از جمله گزینه های اصلی قاهره خواهد بود به ویژه اکنون که تحریم های اقتصادی علیه ایران برداشته شده اند. محرومیت شدید مالی مصر ممکن است این کشور را ناگزیر سازد که با از سرگیری سفر گردشگران ایرانی موافقت کند. محمد مرسی رئیس جمهور پیشین مصر با این که سنی مذهب است و ایران را کشوری فرقه گرا در منطقه می دانست اما در سال ٢٠١٣ در تلاش برای افزایش درآمد دولت، با سفر گردشگران ایرانی به مصر موافقت کرد. وی در پی فشار سلفی ها و دستگاه های امنینی کشور در تصمیم خود را تغییر داد.
اما مصر این نکته را نیز به خوبی می داند که نزدیک شدن کامل به ایران، زیان مالی هنگفتی در پی خواهد داشت. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس میلیاردها دلار در مصر سرمایه گذاری کرده و از کودتای سال ٢٠١٣ تا کنون بین ٣٠ تا ٥٠ میلیارد دلار کمک مالی در اختیار این کشور قرار داده اند.
افزون بر این، چند میلیون شهروند مصری در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به کار اشتغال دارند. اقتصاد مصر به شدت به پولی که اتباع این کشور از خارج برای بستگان و خانواده های خود ارسال می کنند وابسته است چون پول های حواله شده به مصر برای حفظ ارزش برابری پول ملی این کشور، اهمیت حیاتی دارد. به همین علت است که مصر دخالت و نفوذ ایران در منطقه خلیج فارس را تحمل نخواهد کرد. دولت مصر برای کاستن از زیان و افزودن بر منافع حاصل از نزدیک شدن به ایران، تلاش خواهد کرد تا روابط خود با تهران را به تدریج بهبود بخشد.
ناتوانی دولت آمریکا در مهار مناقشه میان مصر و عربستان سعودی، نگرانی قاهره از اسلامگرایی سنی و مشکلات اقتصادی مصر ممکن است تلاش های آمریکا برای مهار ایران را به مخاطره اندازد. اجازه دادن به مصر به نشان دادن مدارای بیشتر با منافع ایران در منطقه به احتمال سبب قدرت گرفتن هر چه بیشتر ایران و متحدان آن در منطقه خواهد شد و به بی ثباتی بیشتر در منطقه و ناکام ماندان تلاش های آمریکا خواهد انجامید. راهبرد آمریکا که بر مهار ایران و مقابله سرسختانه با اسلامگرایی سنی استوار است، رویکردی است که می تواند به تلاش های آمریکا در زمینه ایجاد ثبات در منطقه خاورمیانه، جامه عمل بپوشاند.

هیثم حسنین، هیل (آمریکا)، ٤ مارس2017

 




JamNewsImage04490145

واقعیاتی که ضرورت بازگو کردن دارد

نوشته: عبدالرضا غفرانی

چهاردهم اسفند 1395

پس از سخنان نه چندان دوستانه ای که میان ترکیه و ایران در دوهفته گذشته و به خصوص در جریان کنفرانس امنیتی در مونیخ رد و بدل شد، و البته شروع آن از طرف ترکیه بود، هفته گذشته روسای جمهوری دو کشور که برای اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی (اکو) در اسلام حضور داشتند، با یکدیگر دیدار کردند و در مورد روابط و توسعه این  روابط گفتگو نمو دند.

دیدار و گفتگوی روسای جمهور دو کشور نشان می دهد که ایران و ترکیه علی رغم شرایط  موجود و البته تحریکات کسانی که نمی خواهند روابط دو کشور دوستانه  بوده و توسعه یابد، ترجیح می دهند راههای ارتباطی خود را همچنان حفظ کنند.

ایران تا کنون با حسن نیت نشان داده است که مایل به بحران و از دست دادن ثبات و آرامش در منطقه و همسایگان خود نیست. ازسوی دیگر ترکیه و ایران همواره یکدیگر را کشوری مهم و تأثیرگذار بر سرنوشت طرف مقابل دانسته‌اند.

دو کشور نزدیک به 500 کیلومتر مرز مشترک دارند و سالهاست که آرامش و ثبات بر این مرزها حاکم بوده است. بدین ترتیب این یک جبر جغرافیائی است که همیشه در کنار یکدیگر بوده و نسبت به تحولات در کشورهای خود حساس باشند. در واقع همین همسایگی و وجود مشترکات دو کشور و به خصوص عامل اسلام بوده است که دو کشور بیش از پنج دهه قبل همراه با کشور همسایه و مسلمان ایران یعنی پاکستان به ایجاد یک سازمان  که اکنون سازمان همکاری اقتصادی است اقدام کرده اند و بعد از آن نیز چند کشور مسلمان دیگر در همین منطقه بدان ملحق شده اند.

بیش از سی  سال است که ترکیه تقاضای عضویت در اتحادیه اروپا را کرده ولی هنوزنتوانسته است  وارد اتحادیه مذکور شود و هربار هم اتحادیه اروپا با توسل به دلایل و معاذیری در این زمینه مانع تراشی می کند و معلوم نیست در این مورد باز هم موانعی به وجود نیاورد،به خصوص در شرایط کنونی که اتحادیه اروپا هم خود در شرایط مشکلی قرار گرفته است و با تحولاتی که در اروپا در شرف تکوین است آینده اتحادیه اروپا چندان معلوم و مشخص نیست. از طرف دیگر این را هم باید در نظر داشت که با روی  کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده وتاکید او بر ملی گرائی و این که گفته است که ایالات متحده حاضر نیست برای دیگران وارد هر گونه جنگی شود. لذا موضع  او در قبال “ناتو” طبعاً در جهت تقویت این سازمان نظلمی و امنیتی نیست.

اگرچه هنوز زود است که در مورد تحولات آینده در روابط بین المللی بتوان با اطمینان و قاطعیت اظهار نظر کرد، ولی کشورها و به خصوص کشورهای این منطقه نمی توانند و نباید در انتظار تصمیمات و جهت گیری کشورهای خارج از این منطقه باشند. لذا همکاری بیشتر و تحکیم روابط میان آنها برای حفظ منافع خود در ابعاد امنیتی، سیاسی و اقتصادی و توسعه اجتناب نا پذیر و حیاتی است. بی تردید ایران و ترکیه و سایر کشورهای این منطقه از شمول این قاعده مستنثنی نیستند و بنابراین لازم است بیش از پیش برای حفظ ثبات و امنیت  و در جهت رفاه  مردم خود اهتمام ورزند و اجازه ندهند اختلاف سلیقه و یا تحریکات دیگران مانع این هدف شود و منافع کوتاه مدت را بر اهداف بلند مدت و راهبردی ترجیح ندهند




photo_2017-03-04_09-23-46

مطالعات آمریکایی: نیروی دریایی ایران در مسیر قدرتمندتر شدن

آنتونی کاپاچیو
بلومبرگ

سازمان اطلاعات دریایی آمریکا پیش‌بینی کرده است که نیروی دریایی ایران با رفع تحریم‌های نظامی در سال ۲۰۲۰ توان خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

سازمان اطلاعات دریایی آمریکا وابسته به پنتاگون در گزارشی که این هفته منتشر کرده، نوشته است که با رفع تحریم‌های نظامی ایران در سال ۲۰۲۰، نیروی دریایی ایران احتمالا توان خود را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

این سازمان که قدیمی‌ترین مرجع اطلاعات دریایی در میان نهادهای اطلاعاتی آمریکا به شمار می‌آید نوشته است که پس از آنکه بر اساس توافق هسته‌ای تحریم‌های وضع‌شده علیه توان نظامی ایران رفع شود، نیروی دریایی ایران این امکان را خواهد داشت تا جنگ افزارهای تازه‌ای خریداری کند.

در بخشی از این گزارش آمده است که انقضا تحریم‌ها به ایران اجازه خواهد داد خریدهایی را انجام دهد که از زمان اعمال تحریم‌ها امکان‌پذیر نبودند.

ایران و گروه موسوم به ۱+۵ در سال ۲۰۱۵ به توافق دست یافتند که یکی از مفاد آن لغو ممنوعیت خرید جنگ‌افزارهای خارجی توسط ایران پس از ۵ سال بود.

این گزارش مهمترین مؤلفه‌های راهبرد نظامی ایران را موشک‌های بالستیک، نیروی دریایی توصیف کرده و نوشته است که ایران احتمالا پس از ۲۰۲۰ به دنبال خرید موشک‌های ضدکشتی N26 یاخونت با برد حداکثری ۳۰۰ کیلومتر از روسیه خواهد بود.

آژانس اطلاعات دریایی آمریکا با بیان اینکه نیروی دریایی ایران در سال‌های اخیر به سمت توسعه توان قایق‌های تندرو حرکت کرده، مدعی شده هرچند این قایق‌ها بر فناوری غربی برتری ندارند، اما در محیط‌هایی مانند تنگه هرمز و خلیج فارس دارای مزیت هستند.




thumbs_b_c_84829a92ebe0a532881781defae81364

پشت پرده یورش جدید دیپلماتیک سعودی

بروس ریدل
اندیشکده بروکینگز

عربستان سعودی پادشاه و وزیر خارجه اش را به یک سفر دیپلماتیک مهم فرستاده است . این سفر نقش کلیدی برای بهبود روابط دیپلماتیک استراتژیک عربستان دارد.

تور یک ماهه آسیایی پادشاه عربستان روز یکشنبه آغاز شده است. او با 600 همراه به مالزی و برونئی و چین و ژاپن و مالدیو قبل از حضور در نشست سالانه اتحادیه عرب در اردن در پایان ماه مارس سفر کرده است. این اولین دیدار پادشاه عربستان از اندونزی از زمان ملک فیصل در دهه 1970 و اولین دیدار پادشاه از ژاپن است. آل سعود معمولا به مدت طولانی خارج از عربستان در سفرند. محمد بن نایف برای مثال یک ماه در الجزایر بود. اما این سفرها عمدتا خصوصی اند و بخش کمی از آن به دیپلماسی عمومی اختصاص پیدا میکند. ملک سلمان در این سفر بیشتر به دنبال اعمال نقش علنی تر است. همراهان او در این سفر به 1500 نفر می رسند.

یکی از اهداف گفته نشده این سفر طولانی نمایش انعطاف پذیری و نشاط پادشاه است. سلمان حدود 81 سال دارد . شایعاتی مبنی بر وخامت سلامت او وبه ویژه در مورد سلامت روانی او وجود دارد. مراکز پیشرفته سلامت او را آزمایش میکنند. در نتیجه سفر او به این دلیل تا این اندازه طولانی در نظر گرفته شده که در هر یک از مقاصد سفر به اندازه کافی اقامت داشته باشد که آسیبی به سلامت او وارد نشود. زمان اقامت او در اندونزی 12 روز است و این شامل توقف کوتاهی در بالی هم میشود.

اندونزی ، مالزی و برونئی از کشورهای مهم مسلمان اند و همه اینها متحدان بالقوه عربستان در رقابت منطقه ای اش با ایران هستند. سعودی ها از همه اینها خواسته اند که به ائتلاف نظامی علیه ایران بپیوندند . این در حالی است که هدف صوری این ائتلاف مبارزه با تروریسم است. چین و ژاپن بازارهای مهم خرید نفت از عربستانند. ایران نیز یکی از رقبای عربستان در این بازارهاست که با برداشته شدن تحریم ها این رقابت ها جدی تر از پیش شده است. ما میتوانیم انتظار داشته باشیم که توافق جدیدی بین عربستان و این کشورها طی این سفر یک ماهه به امضا برسد.

سفر اخیر عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به بغداد نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. این اولین سفر یک مقام عالی رتبه به عراق از دهه 1990 بود. آخرین دیدار در این سطح به سفر سفیر وقت عربستان در آمریکا به عراق در بهار 1990 برای میانجی گری جهت کاهش تنش های بین بعداد و واشنگتن مربوط می شد. در تابستان آن سال صدام به کویت حمله کرد و عربستان را نیز تهدید به حمله کرد. بیست و هفت سال بعد حمله آمریکا به عراق اتفاق افتاد. ریاض قویا بر این باور است که تنها اثر حمله سال 2003 آمریکا به عراق افزایش نفوذ و قدرت ایران در بین جامعه شیعیان عراق بوده است و آنها را بر سر قدرت آورده.

سالهای سال سعودی ها از بازگشایی سفارت در عراق و ارسال سفیر به بغداد سر باز میزندند و نمی خواستند که به دولت شیعه روی کار در عراق وجهه ببخشند. زمانی که در نهایت سفیر عربستان به عراق اعزام شد تنها چند ماه بعد به واسطه اظهاراتش درباره نفوذ ایران در عراق فراخوانده شد. در نتیجه سفر اخیر عادل الجبیر به عراق از اهمیت بالایی برخوردار بود و نشان دهنده تغییر در رویکردهای سعودی است. او دیدارش را با العبادی نخست وزیر عراق مثبت ارزیابی کرد و گفت که دو کشور پذیرفته اند که برای جنگ با تروریسم با هم همکاری هایی داشته باشند.

سعودی ها به دنبال اهداف متعددی در عراق هستند. آنها امیدوارند که با روابط بهتر با دولت العبادی در سطوح بالاتر تا حدی از سطج روابط ایران و نفوذ ایران در بغداد بکاهند.

ریاض بعید است که بتواند به اندازه ایران که دارای نقوذ بالایی در جامعه شیعیان عراق است و در میان سیاست مداران و شبه نظامیان شیعه در این کشور از جایگاه بالایی برخوردار است نفوذ کسب کند اما سعی میکند تا حدی نفوذ داشته باشد. سفر وزیر خارجه عربستان به معنای واقع گرایی جدید عربستان است. اقلیت سنی مذهب در عراق کنترل کشور را در آینده نزدیک به دست نخواهند گرفت. چند دهه است که آل سعود واقعیت را در عراق ندیده گرفته است و امروز بازگشت آنها به واقع گرایی کمی دیر است. نشست اتحادیه عرب در امان اردن یک نشست کلیدی برای عربستان است.

این کشور به دنبال اتحاد اعراب در برابر طوفان چالش هایی است که اعراب را در داخل و خارج مرزهایشان در بر گرفته است. موفقیت این تور آسیایی و اتخاذ یک رویکرد منعطف تر در قبال عراق سنگ بنای نشست مهم اتحادیه عرب در امان است.




1

آشتی ایران و مصر نعمتی برای همه و فراتر از آن

حسین موسویان و یاسین ال آیوتی دو دیپلمات سابق ایران و مصر با درج مقاله مشترکی درباره مسئولیت تاریخی ایران و مصر برای همکاری استراتژیک جهت حل بحران های منطقه‌ای، نوشتند: تهران و قاهره می توانند آشتی درجهان اسلام و برقراری ثبات درمنطقه را رهبری کنند.

درخاورمیانه، برجسته ترین تمدنهای بشری متعلق به مصر و ایران است که درطول قرنهای متمادی چراغ راهنمای ماندگار علوم بشری بوده و بی اندازه به پیشرفت بشری خدمت کرده اند.

با تجدید ایده “آمریکا اول” توسط ترامپ و تمام عواقب شوم اجرایی شدن این نوع ملی گرایی، جامع جهانی امروزه عمیقا نیازمند ایده “گفتگوی تمدنها” ست که ابتدا توسط آقای خاتمی، رییس جمهور وقت ایران، پیشنهاد و اخیرنیزتوسط مفتی اعظم الازهرمصرطی سخنرانی خود درمجلس آلمان موردتاکید قرار گرفت.

درحالیکه گفتگوی جهان اسلام و غرب بسیار اهمیت دارد، گفتگوی بین الاسلامی نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. مصر با یک سوم جمعیت جهان عرب و ایران بعنوان بزرگترین کشور جهان تشیع،میتوانند آشتی درجهان اسلام و ثبات منطقه ای را رهبری کنند.

روابط دوقدرت منطقه بعد از انقلاب اسلامی و یخاطرپذیرش شاه مخلوع فراری ایران توسط مصرو قراردادصلح مصر با اسراییل به تلخی گرایید.تلاشهایی برای آشتی دوکشور صورت گرفته است. حسین موسویان، یکی از نویسندگان این مقاله و مسئول سیاست خارجی وقت دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی، در سال 2004 به دعوت اسامه الباز ، مشاور عالی سیاسی حسنی مبارک رییس جمهور وقت مصر، سفری محرمانه به مصرداشت و بعد از یک روز گفتگو، دوطرف روی یک بسته ای برای عادی شدن روابط ایران و مصرتوافق کردند که مورد پذیرش قاهره و تهران قرارنگرفت.

به هرحال، یاسین ال آیوتی ، یکی دیگرازنویسنده گان این مقاله، معتقد است اگرمجددا دیپلماسی فعال شود، موفق خواهد شد. اودرسفر دوماه پیش به قاهره،زمینه آمادگی های زیادی در نهادهای قدرتمند غیردولتی برای بهبود رواط با ایران را مشاهده و دلایل گرم شدن روابط باتهران هم را متعدد یافته ازجمله مبارزه با تررویسم. موسویان هم معتقد است زمینه متقابل درطرف ایرانی هم وجود دارد.

علیرغم تلاشهای برخی برای ترویج شیعه هراسی،یاسین ال آیوتی در کتاب “شکاف شیعه و سنی” خود، ثابت کرده که هیچ مبنای دینی برای این شکاف وجود ندارد. متفکران ایران و مصر درطول تاریخ برای نزدیکی شیعه و شنی تلاش کرده اند. درقرن نوزده، شیخ عبده و سید جمال الدین اسد آبادی درمورد همکاری مشترک جهت تحقق وحدت جهان اسلامی توافق کردند. درقرن بیستم نیز ایت الله بروجردی مرجع عالی شیعه و شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر به چنین درک مشترکی رسیدند و به همین علت هم الازهر فتوای به رسمیت شناختن مذهب شیعه بعنوان یکی از مذاهب اسلامی را صادر کرد.

متاسفانه درسالهای اخیر شعار فرقه گرایی از برخی چهره های مذهبی مصری شنیده شد. شیخ یوسف القرقاوی، یک چهره مذهبی برجسته اخوان المسلمین مواضع مرتجعانه ای علیه شیعیان داشته است. مرحوم آیت الله رفسنجانی، از متفکرین جهان تشیع، دریک مناظره تلویزیونی جواب مناسبی به او داد. هرچند امروزه شیخ قرقاوی مطرود الازهرمصر است و دردام سوق دادن مسلمانان به سوی وهابیگری افتاده است.

بهرحال با شدت گرفتن اختلافات سیاسی و مذهبی بین دوکشور، گرایش قاهره به سمت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بویژه عربستان و امارات و کویت، افزایش پیداکرد و آنها مانع هرگونه بهبود روابط ایران و مصر شدند. افول اقتصاد مصر و افزایش جمعیت این کشور ورسیدن به مرز 100 میلیون، نیاز قاهره به کمکهای مالی کشورهای مذکور بویژه امارات، افزایش یافت هرچند ابوظبی مخفیانه برای مقابله با ترویج ایدئولوژی وهابیگری سعودیها با با الازهر مصرهمکاری کرده است.

مصر در مورد جنگی که صدام علیه ایران آغاز کرد، محتاطانه تر ازشیوخ عرب برخوردکرد و درزمان تجاوز صدام به کویت ، درجهت توقف تجاوزصدام تلاش و درمورد تجاوز سال 2003 آمریکا به عراق، موضع صبر و انتظار در پیش گرفت. بهرصورت چرخش تاریخی شاقول سیاست خارجی مصر به مسائل خلیج فارس نشانه تمایل قاهره به بالانس در روابط خارجی است و حقایق زیر نشان میدهد که شانس بهبود روابط با تهران برای تحقق این بالانس وجوددارد:

1-قاهره با مخالفتهای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با برجام، هم صدا نشد.

2- اتهامات آمریکا و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس درمورد حمایت ایران از تروریسم ونقش بی ثبات کننده ایران، طرفدار چندانی درقاهره ندارد.

3-نقش مصر دربه اصطلاح ” ائتلاف عربی” علیه حوثیها در یمن، محدود به تامین امنیت خلیج عدن، محدود شده است.

4-سیاست ایران درحمایت از دولت سوریه  با موضع قاهره در مخالفت با تلاشهای احمقانه برای تغییر رژیم در دمشق یا کشورهای دیگر، تقویت شده است.

5-روابط مصر با عربستان دچار افت و خیز است بویژه اینکه مخالفتهای الازهر با ترویج وهابیگری سعودی درحال گسترش است.

ایران ومصر وارث قدرتمندترین و پرنفوذترین تمدنهای جهان اسلام و بشریت هستند وهرگونه ادعای خصومت دینی بین آنها نیز  بسیاراغراق آمیز است چون این سلسله فاطمیون شیعی بودند که حدود هزار سال پیش، قاهره را بنا کردند.ایران و مصردو منبع قدرت واقعی جهان تسنن و تشیع هستند.همکاری این دوقدرت تاثیر بسزایی درمدیریت بحرانهای منطقه، فرقه گرایی درجهان سنی-شیعه  و مهار جنگهای داخلی درکشورهای بحران زده، خواهد داشت بویژه اینکه دوکشور درمورد گروههای تروریستی همچون داعش و القاعده، مواضعی نزدیک بهم دارند . تهران و قاهره مسئولیت بزرگ و تاریخی درهمکاری استراتژیک برای حل بحرانهای خانمانسوز منطقه دارند.

سید حسین موسویان پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون آمریکا و معاون پیشین سیاست خارجی دبیرخانه شورای امنیت ملی ایران

یاسین ال آیوتی نویسنده وحقوقدان برجسته مصری، دیپلمات پیشین سازمان ملل، استاد حقوق دانشگاههای متعدد درمصرو آمریکا و نویسنده کتابهای متعدد از جمله “مصرجدید: ازهرج و مرج تا کشوری قدرتمند”




بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه،

واکنش وزارت خارجه به بیانیه ضدایرانی سفر پادشاه عربستان به مالزی

بهرام قاسمی، سخنگو و رییس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه کشورمان موضوع بند ۱۵ مندرج در بیانیه پایانی سفر پادشاه عربستان به مالزی را شدیدا مورد نکوهش قرار داد و آن را رد کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان  ضمن رد اتهامات مطرح شده در بیانیه پایانی سفر پادشاه سعودی به کوالالامپور آنرا ادامه تلاشهای نابجا و سراسر کذب  و هدفمند آن کشور که با تلاش و انجام هزینه های بسیار صورت می پذیرد، دانست و ضمن رد این اتهام خیال پردازانه در مورد نفود ایران در سایر کشورهای منطقه گفت:  نفوذ و حضور فرهنگی یک کشور به تاریخ، فرهنگ، غنا و قدمت تمدنی یک کشور باز می گردد و امری ذاتی، فرهنگی و کاملا طبیعی و مردمی است و اصولا با هیچ اهرم نظامی و اقتصادی و حتی سیاسی دست یافتنی نیست.

قاسمی تاکید کرد: سیاست اصولی  جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری موثر و صلح جو، مبتنی بر احترام متقابل و عدم مداخله در امور سایر کشورها و پیروی از سیاست حُسن همجواری و همکاری با تمامی همسایگان و کشورهای منطقه و جهان به منظور تقویت ثبات، امنیت و صلح و مبارزه بی امان با تروریسم بوده و خواهد بود.

بهرام قاسمی همچنین اظهار داشت: بی شک اقدام و رفتار غیر قابل قبول دولت مالزی در  ورود به اینگونه موضوعات کذب، هدفمند و تولید و پردازش شده در  محافل صهیونیستی که وحدت جهان اسلام را  نشانه رفته است، هیچ کمکی به روند رو به رشد روابط فی مابین   نخواهد کرد.

قاسمی با یاد آوری برگزاری اجلاس اخیر سازمان همکاری اسلامی که در کوالالامپور و با میزبانی آن کشور و همکاری وسیع جمهوری اسلامی ایران   پیرامون کشتار بی رحمانه مسلمانان مظلوم میانمار تشکیل شد، افزود: اجلاس مالزی در جهت دهی به تلاشی  برای تحقق اجماع  پیرامون یک مشکل از بی شمار مشکل مسلمانان بود که توانست تجربه نوینی در دوران معاصر تلقی گردد. متاسفانه به نظر می رسد اقدام اخیر آن کشور دور شدن از آن مسیر و ورود به حوزه های خطرناکی است که امروز تمامی آسیا و جهان اسلام را هدف گذاری نموده و آن طرح  تقویت گروه های تروریستی تکفیری، بویژه داعش با کمک، حمایت و هدایت مادی و معنوی و صرف پول های کلان و در قالب همکاری های اقتصادی یا دیگر کمک ها توسط برخی کشور های مشخص می باشد.‌

سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان خاطر نشان کرد: توصیه مشفقانه ما به همه کشورهای اسلامی آن است که با هوشیاری و دقت بیشتری به تحلیل شرایط منطقه و جهان پرداخته و از ورود به این گونه مباحث که مغایر اصل دوستی و روابط مسالمت آمیز کشور ها نیز می باشد، خوداری نمایند. انتظار می رود دولت مالزی چون همیشه و دوران پیشین با درایت و خردمندی هر چه تمام تر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را  مورد واکاوی و تحلیل قرار داده و با نگاهی عمیق و دراز مدت از ورود به این گونه مسائل که توسط  محافل کاملا مشکوک و در راستای تضعیف جهان اسلام مطرح  و بازنشر می گردد، خودداری نماید. بی تردید جایگاه و  ظرفیت کشور مالزی می تواند بیش از آن باشد که در این گونه مسیر های تفرقه افکنانه سوق داده شود. مالزی می تواند  با تیز بینی و دقت نظر در مسیر اتفاق و اتحاد هر چه بیشتر جهان اسلام و روابط بهتر کشور های اسلامی نقش بسزایی ایفا نماید.




139502301233076147731954

تشکیل «ناتوی عرب» فقط به نفع اسرائیل است

این اسرائیل بوده که باعث شد، عرب ها با سرمشق قرار دادن ناتو و تشکیل اتحاد نظامی برای رویارویی آنان با دشمن مشترکشان، ایران، آماده شوند. تفکر تشکیل «ناتوی عرب» احتمال دارد، نه فقط عربستان سعودی، بلکه حتی، روسیه را که هم روابط با اسرائیل برایش اهمیت دارد و هم، با ایران، در موقعیت حساسی قرار دهد. در این میان، اجرای چنین طرح هایی خاور نزدیک را با خطر آغاز جنگ مواجه خواهد کرد.
روز سه شنبه، اسرائیل عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی سنی را به تشکیل اتحاد تدافعی بر اساس اصول ناتو فرا خواند. در حقیقت، این فراخوانی نه از سوی وزارت امور خارجه اسرائیل، بلکه وزارت دفاع این کشور و با استفاده از تریبون نشریات آلمانی به گوش رسیده، نه نشریات عربی و یا اسرائیلی.
آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل و رهبر حزب «خانه ما اسرائیل»، اعلام کرد: «زمان سازمان دهی آشکار اتحاد رسمی و تشکیل ائتلافی از تمامی نیروهای میانه رو در خاور نزدیک علیه ترور فرا رسیده است». این وزیر به نشریه «دی ولت» گفت: دولت های سنی میانه رو می دانند که «تهدید بزرگ برای آنان، ایران است و نه، اسرائیل و صهیونیسم». به گفته او، یاران در این اتحاد می توانند هم شامل مسلمانان باشد و هم، یهودیان و یا مسیحیان.
تمامی تفکرات جسورانه «از یک چیزی شروع می شوند»
لیبرمن به عنوان نمونه ای از این اتحاد، به ناتو اشاره کرد. لیبرمن گفت: «ائتلاف واقعی باید وظایف واقعی را هم عهده دار شود. به ناتو نگاهی بیندازید. شالوده این اتحاد بر اصولی قرار گرفته است که بر اساس آن، هر کشوری چه برای دفاع از خود و چه، دفاع از سایر کشورها آمادگی دارد». در این میان، اسرائیل می تواند به کشورهای عربی در زمینه فن آوری نظامی و به روز کردن ارتش خود، مساعدت نشان دهد. نشریه «دویچه وله» سخنان این وزیر را چنین نقل قول می کند: «کشورهای عربی میانه رو برای حفظ بقای خود بیش از نیاز اسرائیل به آنها، به اسرائیل نیاز دارند».
میخائیل فیگین، منشی مطبوعاتی لیبرمن در حزب «خانه ما اسرائیل»، در تفسیری برای نشریه «وزگلیاد» خاطر نشان کرد که بر اساس بیانات عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در کنفرانس اخیر در مونیخ، هم عربستان سعودی و هم، در مجموع، جهان عرب به خوبی واقف اند که دشمن اصلی تمامی نیروهای متمدن میانه رو در خاور نزدیک، ایران است. فیگین معتقد است: «از لحاظ تئوری، احتمال تشکیل ائتلاف علیه ایران که ترور جهانی را پشتیبانی مالی می کند، وجود دارد». به اعتقاد او، در حال حاضر، مشکل می توان گفت که کدام کشورها می توانند به این ائتلاف وارد شوند، اما از لحاظ تئوری، این ائتلاف می تواند شامل جمع کشورهای عربی باشد که ایران را یک تهدید به شمار می آورند.
گفتنی است که قبل از همه، از میان این کشورها می توان به عربستان سعودی اشاره کرد که رقیب قدیمی ایران است.
دشمنِ دشمنِ من، به طور حتم دوستِ من نیست
کنستانتین دودارف، خاور شناس و گزارشگر ویژه و سابق خبرگزاری ایتارتاس در عربستان سعودی که با اعضای خانواده سلطنتی آشنایی دارد، به نشریه «وزگلیاد» گفت: «عربستان سعودی به خاطر این پیشنهاد اسرائیل، در موقعیت حساسی قرار گرفته است». او اذعان داشت که منافع اسرائیل و عربستان سعودی در برابر ایران در عمل، برابری می کند. اما، این کشور پادشاهی و کشور یهودی به رغم داشتن دشمن مشترک، با یکدیگر دشمن هستند – «در معنای مشخصی در وضعیت جنگ قرار دارند».
این خاور شناس گفت: «در جهان عرب، اتحاد عربستان سعودی با اسرائیل بسیار منفی تلقی خواهد شد. اگر این پیشنهاد از سوی آمریکا انجام می شد، بهتر بود. در این اواخر، اغلب خبرهایی در خصوص این که عربستان سعودی به صورت مخفیانه در رابطه با مسائل مرتبط با موضوع ایران با اسرائیل تماس هایی داشته، منتشر شده است. اما، بعید است که در این شرایط، عربستان سعودی آشکارا با اتحاد با اسرائیل موافقت کند. احتمال دارد که عربستان سعودی نقش رهبری در جهان اسلام را از دست بدهد».
در اواسط ماه فوریه، نشریه اسرائیلی «وستی» نوشت که اگرچه، اسرائیل و عربستان سعودی روابط دیپلماتیک ندارند، اما این امر مانع از نمایش جبهه واحد آنان در مونیخ علیه ایران نشد. در این میان، عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، وقتی از او خوسته شد فراخوانی اسرائیل در مورد اقدامات مشترک علیه ایران را تفسیر کند، از دادن پاسخ سر باز زد.
تفکر «ناتوی عرب» از مدت ها پیش در منطقه مطرح است. آخرین بار، دو سال پیش، در زمان آغاز مداخله مسلحانه در یمن، هواداران این تفکر در این خصوص سخن گفتند. به نوشته نشریه «وزگلیاد»، در ماه مارس سال ٢٠١٥ میلادی، وزیران امور خارجه اتحادیه کشورهای عربی حتی، قطعنامه مربوط به «ارتش واحد عربی» را تصویب کردند که از جمله، قرار بود، از قوای چه کشورهای حاشیه خلیج فارس و چه، مصر و اردن تشکیل شود. سپس، این تفکر بار دیگر، مسکوت ماند.
بلافاصله بعد از بازگشت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، از واشنگتن، نشریه آمریکایی «وال استریت ژورنال» خبر غیر رسمی مذاکرات دولت دونالد ترامپ با متحدان عرب پیرامون تشکیل اتحاد نظامی علیه ایران را منتشر کرد که برای نمونه، شامل تبادل اطلاعات با اسرائیل نیز خواهد بود.
گفتنی است که در آن ایام، بسیاری از تحلیلگران تفکر تشکیل چنین اتحادی را باور نکردند و اسرائیل را عامل انتشار چنین شایعاتی دانستند. احتمال دارد که تل آویو امید داشته است که خود واشنگتن دست به چنین ابتکار عملی بزند، اما چنین نشد و آن وقت، لیبرمن با نامه سر گشاده ای عرب ها را به تشکیل «ناتوی خودی» فرا خواند.
ایرانی ها «چندان مسلح نیستند»
اما، سایر کارشناسان در مجموع، احتمال تشکیل اتحاد موقت عربستان سعودی و دولت یهودی را رد نمی کنند. توفیق عباس اف، ایران شناس، به نشریه «وزگلیاد» گفت: «در خصوص مذاکرات میان سرویس های اطلاعاتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل در پشت درهای بسته خبرهایی منتشر شده است، اما سیاست خاور نزدیک – در مجموع، شامل مجموعه ای از تضادها است».
به گفته عباس اف، اول از همه، خصومت قدیمی میان کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران باعث تشکیل چنین اتحادی می شود. این خاور شناس اشاره کرد: «در زمان حکومت شاه، ریاض در قبال تهران، در خصوص مرزبندی محدوده آب های ساحلی خلیج فارس مدعی شده و بسیاری از مسائل بحث برانگیز دیگری نیز مطرح شده بود». افزون بر آن، این سیاست شناس معتقد است که عامل ترس و هراس نیز می تواند در تشکیل این اتحاد دخیل باشد. او معتقد است: «کشورهای حاشیه خلیج فارس از ایران بسیار هراس دارند. ایرانی ها چندان پول دار نیستند و از تسلیحات بسیار مدرنی نیز برخوردار نیستند اما، ارتش قدرتمندی در اختیار دارند و در زمینه دیپلماتیک نیز از قدرت مانور دهی خوبی برخوردار هستند».
اما، در حال حاضر، تفکر تشکیل چنین اتحادی بسیار «خام» است. به اعتقاد این ایران شناس، اتحاد دو جانبه و ضد ایرانی میان عربستان سعودی و اسرائیل می تواند موثرتر واقع شود. اما، اگر این اتحاد شامل بیش از دو شرکت کننده باشد، در آن صورت، همان ساعت اول، قربانی رویارویی داخلی نخبگان خاور نزدیک شده و سپس، از هم پاشیده خواهد شد.
این خاور شناس معتقد است که در صورت تشکیل چنین اتحادی، احتمال دارد که اوضاع تا آغاز جنگ با ایران پیش برود. او اشاره کرد: «ایران برای روسیه – یار اقتصادی واقعی و امید بخشی به شمار می رود. در این میان، برای مسکو، دوستی با دولت یهودی نیز بسیار مهم است. افزون بر آن، در حال حاضر، عربستان سعودی نیز تلاش می کند کرملین را وارد بازی کند». به اعتقاد این سیاست شناس، از این رو، در صورت تشکیل چنین اتحادی، روسیه باید تمامی اهرم های دیپلماتیک خود را به کار برد تا اجازه ندهد جنگ مسلحانه ای درگیرد.

نیکیتا گلویوکو ف، وزگلیاد (روسیه)

ترجمان روز




635818002630468477

سید حسین موسویان:طراح اولیه استراتژی”غرب منهای آمریکا” شخص رهبری بود

حذف «مایکل فلین» به نفع ایران شد؛ احتمال تکرار واترگیت برای ترامپ منتفی نیست.

سید حسین موسویان دیپلمات نام آشنای کشورمان که چندسالی است در مراکز و محافل علمی و تخصصی آمریکا به دفاع مستدل از منافع و منطق متقن سیاست خارجی جمهوری اسلامی مشغول است، طی مصاحبه ای با دیده بان ایران، به موضوعات متنوعی از جمله دورنمای روابط ایران و غرب در عصر ترامپ اشاره کرده است. موسویان معتقد است مقطع زمانی فعلی بهترین موعد برای بسط و توسعه روابط با غرب منهای آمریکاست.

موسویان در پاسخ به سوالی در رابطه با فقدان آیت الله هاشمی گفت: مرحوم آیت الله هاشمی، نقش بسزایی در زمینه‌های متعدد سیاست خارجی داشت و خلاء ایشان هم بسادگی قابل جبران نخواهد بود. منتهی این کشور و این انقلاب هیچگاه قائم به شخص نبوده؛ هرچند شخصیتها تأثیرات شگرفی در سرنوشت ایران داشته و خواهند داشت. اما واقعیت این است که در سیاست خارجی، تصمیم گیرنده نهایی شخص مقام معظم رهبری هستند و من معتقدم خود معظم له نقش محوری در ایجاد اجماع حاکمیتی در موضوعات کلیدی سیاست خارجی را ایفاء خواهند کرد.

سیدحسین موسویان ادامه داد: طراح اولیه استراتژی «غرب منهای آمریکا» شخص مقام معظم رهبری بود. آیت الله هاشمی همیشه خود را مقید به اجرای تصمیمات رهبری می‌دانست. ذهنیت آقای هاشمی این بود که روابط با اروپا درحد وسیع گسترش یابد؛ و همزمان هم روابط با آمریکا  بهبود یابد. مجری استراتژی «غرب منهای آمریکا» هم تنها من نبودم. شخص آقای هاشمی، آقای ولایتی، آقای واعظی و همه دیپلمات‌های ارشد وقت وزارت خارجه جملگی و متحدا مجری این استراتژی بودند وبا تمام ظرفیت تلاش کردند. نظر جمع این بود که  ابتدا آلمان  و بعد فرانسه و ایتالیا درب ورودی این استراتژی هستند. از این جهت وظیفه من بعنوان اولین سفیر اعزامی ایران به آلمان متحد، خیلی سنگین بود و خدا و مسئولین هم شاهد بودند که باتمام وجود برای تحقق این استراتژی نظام تلاش کردم و وزارت خارجه درآن مقطع موفقیت‌های بزرگی و بی‌سابقه ای هم بدست آورد. در سال اول ماموریتم، محدودیت پوشش اعتباری بیمه دولتی آلمان برداشته شد و سایر کشورهای اروپایی  و کشورهای مهم دیگر مثل ژاپن هم به تبع آلمان عمل کردند و مهمترین نیازهای حیاتی ایران دربازسازی بعد از جنگ تامین شد. دوسال بعد، هم وقتی که روابط بانکی و مالی و اعتباری ایران با جهان قفل شد، باز هم آلمان ها را متقاعد کردیم که صف شکن شده و با استمهال بدهی‌های ایران، بن بست شکسته شد. همکاران من در سایر کشورهای اروپایی هم موفقیت‌های چشمگیری درتحقق این استراتژی داشتند.

دیپلمات سرشناس ایرانی ضمن اشاره به اینکه شانس بهبود روابط با سایرکشورهای غربی منهای آمریکا، دردوره ترامپ از هرزمانی بیشتر شده است، در پاسخ به سوالی در رابطه با استعفای مشاور امنیتی ترامپ و احتمال تکرار واترگیتی دیگر برای آمریکا گفت: این احتمال منتفی نیست؛ اما نهادهای قدرت در آمریکا مصمم هستند که از تحول استراتژیک در روابط با روسیه جلوگیری کنند و لذا ترامپ با چالش‌های بسیار گسترده‌تر از ماجرای مایکل فلین درجهت بهبود روابط با روسیه مواجه خواهد بود. تصور افرادی مثل فلین این است که می‌توان درزمینه هایی مثل اوکراین و تحریمها به روسیه امتیاز داد و در مواردی مثل ایران هم امتیاز گرفت. لذا حذف فلین به نفع ایران شد.

 




Capture1

دلایل ضدیت اردوغان با ایران

المانیتور

فهیم تشتکین

صدها سال است که از سال 1639 و پیمان قصر شیرین می‌گذرد. ترکیه و ایران در این پیمان قاعده همزیستی مسالمت‌آمیز، عدم دخالت سیاسی و تاثیر رقابت‌های منطقه‌ای بر روابط اقتصادی‌شان را مورد تاکید قرار داده‌اند. هر دو طرف استاد عبور از آستانه‌های بحرانی روابطشان هستند. اما تنش‌های سیاسی با جنگ داخلی سوریه روز‌به‌روز بیشتر شده است. ضمن آنکه روابط اقتصادی دو کشور نیز امروز تحت تهدید این تنش‌ها قرار گرفته است.

رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهوری ترکیه و مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه این کشور هر دو در گفت‌وگوهای اخیرشان ایران را مورد حمله قرار داده‌اند و همین مساله بر روابط اقتصادی سطح بالای دو کشور تاثیر مخربی داشته است. اردوغان در بحرین، ایران را به تلاش برای تفرقه‌افکنی در عراق و سوریه با رویکرد ناسیونالیسم فارسی متهم کرده و گفته باید جلوی این رویکرد گرفته شود.

بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه ایران پاسخ قاطعی به این صحبت‌ها داد و گفت کسانی که از سازمان‌های تروریستی حمایت می‌کنند و کسانی که باعث ریختن خون‌ها شده‌اند و تنش و بی‌ثباتی را در منطقه ایجاد کرده‌اند، نمی‌توانند از زیر بار مسوولیت این اقداماتشان با متهم کردن دیگران فرار کنند. او گفت که ما صبورانه برخورد کردیم اما این صبر ما حدی دارد؛ اگر دوستان ترک ما این اظهاراتشان را تکرار کنند ما نیز پاسخ خواهیم داد. تنش‌ها بر روابط تجاری و بر برنامه فروم اقتصادی‌ای که قرار است در تهران برگزار شود نیز سایه افکنده است. قرار است نیهات زیبکچی، وزیر اقتصاد ترکیه به نمایندگی از این کشور و محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنایع ایران به نمایندگی از ایران در این فروم حضور داشته باشند. به دلیل بحث و جدال‌ها بین دو کشور، وزیر ترکیه این فروم را به تاخیر انداخته است. هنوز تاریخ نهایی این فروم مشخص نشده است.

ترکیه قرار بود صد کمپانی و مدیران عامل و هیات مدیره‌های این شرکت‌ها را برای این فروم به ایران بفرستد. مقامات برنامه داشتند در خلال این فروم، دفتر تجاری ترکیه را در تهران افتتاح کنند؛ از این رو این فروم نقش مهمی بازی می‌کرد. تجار ترکیه‌ای منتظر برگزاری این فروم اقتصادی‌اند و امیدوارند فرصت‌های سودآور سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، پتروشیمی، معدن، ساخت‌وساز، تدارکات و گردشگری در ایران را بعد از لغو تحریم‌های بین‌المللی از دست ندهند. ترکیه در بیانیه‌ای اعلام کرده بود که این دیدار ممکن است وسیله‌ای برای افزایش سطح روابط تجاری تا 30 میلیارد دلار در دو سال باشد. کمپانی‌های ترکیه‌ای به محض لغو تحریم‌های تهران آماده ورود به بازار ایران بودند اما آنها مطمئن نیستند که چقدر می‌توانند در ایران پروژه‌هایشان را به پیش ببرند. هیچ‌یک از اینها تاکنون کاری نکرده‌اند و از این‌رو نگرانند که آیا تجارت آنها در ایران آسان خواهد بود یا خیر. برای مثال وزارت حمل و نقل ترکیه صدور مجوز پرواز چارتر به ترکیه از ایران را به تعویق انداخته است. این تصمیم پیش از بالا گرفتن تنش‌های دو کشور گرفته شده بود. همین مساله سبب ناامیدی بخش توریسم ترکیه شد که سالانه با 5/ 1 تا 2 میلیون توریست ایرانی روبه‌رو بود. برنامه‌ریزان فکر می‌کنند فروم اقتصادی تهران می‌تواند گام بزرگی در راه تسهیل تجارت بین دو کشور بردارد. اینکه سابقه تنش‌های بین دو کشور را بفهمیم مهم است. هیچ شکی نیست که ترکیه سعی می‌کند کسی را پیدا کند که فلاکت‌های سوریه را به گردن او بیندازد و کاهش نفوذ ترکیه در عراق را توجیه کند.

مقامات ترکیه سعی می‌کنند وضعیت را با گفتن اینکه دخالت‌های ایران موثر بوده است توجیه کنند اما فاکتورهای مهم دیگری وجود دارد که نباید مغفول باقی بماند:

اول اینکه نیازهای مبرم ترکیه به کشورهای خلیج‌فارس کمبودهای بازار پولی این کشور را جبران می‌کند و این مساله قابل انکار نیست. آنکارا امیدوار است با رویکردهای ضد ایرانی بتواند روابطش را با عربستان سعودی که یک کشور ضد شیعه و شیعه‌هراس است، بیشتر کند.

دوم اینکه وقتی به بازارها نگاه می‌کنیم صنایع دفاعی بیشترین اهمیت را دارند و ترکیه تاکید دارد که کشورهای خلیج‌فارس هزینه‌های سخاوتمندانه‌ای در زمینه تسلیحاتی دارند. مغزهای متفکر سیاسی در آنکارا سعی می‌کنند با اغراق در مورد تهدیدات ایران، کشورهای خلیج‌فارس را تشویق کنند که سلاح‌های ترکیه‌ای را بخرند. روزنامه اسلامگرای ترکیه «ینی شفق» در سرمقاله‌ای ضدایرانی از عباراتی مانند «قبل از اینکه موشک‌های ایران به مکه برسد و قبل از اینکه جنگ مکه آغاز شود و قبل از اینکه تانک‌ها به کعبه برسند» استفاده کرده که به روشنی نمایانگر انگیزه‌های دولت ترکیه است. ابراهیم کاراگل سردبیر این روزنامه نوشته: «اگرچه آمریکا و اروپا نیازهای دفاعی منطقه را برآورده می‌کنند و میلیاردها دلار توافقات نظامی بین این کشورها به امضا رسیده است اما صنایع دفاعی ترکیه فرصت‌های جدیدی را به دلیل تهدیدات امنیتی منطقه پیش رو دارد.» او در ادامه ادعاهایش نوشته است: «این تهدیدها موج جدیدی از روابط بین ترکیه و کشورهای خلیج‌فارس را رقم زده است و توافق‌های دفاعی مشترک نیز در ادامه این روابط امضاء خواهد شد. این موقعیت فراتر از موقعیت‌های اقتصادی برای سعودی و کشورهای منطقه نظیر قطر و بحرین است. این کشورها با تهدیدات جدی روبه‌رو هستند. نگرانی مشترک آنها توسعه‌طلبی ایران است که کشورهای عربی را هدف قرار داده است و هیچ چیز پنهانی‌ای نیز وجود ندارد. موشک‌های ایران به یمن، جده و ریاض فرستاده می‌شود و تمایلات ایران را روشن کرده است.»

فاکتور سوم، تمایل به استفاده از فرصت همکاری با دولت جدید آمریکا است. کشورهای خلیج‌فارس به وضوح از روی کار آمدن ترامپ خوشحالند و ایران را هدف قرار داده‌اند. این موضوعی است که اردوغان به آن چشم دوخته است.

ترجمه: انتخاب




2392286

عراقچی: پیام اروپایی ها حمایت از برجام است/ تردیدها تا ۲ ماه دیگر برطرف می شود

عصر دیپلماسی: سیدعباس عراقچی روز دوشنبه در همایش دورنمای اقتصادی ایران، در پاسخ به سوالی در خصوص رویکرد دولت جدید آمریکا به برجام گفت: آقای ترامپ درباره برجام عبارات قابل توجهی را به کار برده ؛ این که ننگین ترین توافق تاریخ آمریکاست و بدترین توافقی که ایشان دیده و یا گفته است که تعجب می کنم چرا وزیر خارجه آمریکا به چنین توافقی رضایت داد و یا گفته است که برجام را پاره و یا دوباره مذاکره درباره آن می کنم.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام ادامه داد: تفاوتی که اکنون با زمان پیش از مذاکرات هسته ای دارد این است که اجماع بین المللی علیه ایران به اجماع بین المللی در حمایت از برجام علیه ترامپ تبدیل شده و این تفاوت بزرگی است که دست و پای ترامپ و یا هر رییس جمهور دیگر را خواهد بست.

معاون وزیر خارجه گفت: این طور نیست که ترامپ بتواند به طور یکجانبه برجام را کنار بگذارد ، چرا که این توافق یک توافق بین المللی است و غیر از ایشان و رژیم صهیونیستی و چند تا از کشورهای منطقه، بقیه کشورها از آن حمایت می کنند.

وی در ادامه با بیان این که موقعیت ما موقعیت بسیار خوبی است گفت: باید این سوال را مطرح کرد که اگر ترامپ در زمان 6 قطعنامه فصل هفتمی، اجماع بین المللی علیه ما و تحریم های سنگین بین المللی در فروش نفت صفر می آمد ، چقدر موقعیت با زمان حال تفاوت می کرد؟

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام خاطرنشان کرد: پیام اروپایی ها حمایت از برجام است. در این باره که ترامپ گفته آن را مجددا ارزیابی می کند، باید گفت برجام به قدری از نقاط محکم برخوردار است و حمایت بین المللی دارد که اگر ایشان برجام را کنار بگذارد ضرر اصلی را آمریکا خواهد کرد.

عراقچی تاکید کرد: باید مراقب باشیم در تله ای که ممکن است بگذارند و برجام را به نقطه ای برسانند که ایران خود از آن خارج شود نیفتیم.

معاون وزیر امور خارجه اظهار داشت: تصور من این است که آقای ترامپ و دولت ایشان به برجام پایبند خواهند ماند؛ حتی اگر این کار را نکردند پیغامی که ما از اروپایی ها دریافت می کنیم این است که از کمپانی های خود در کار با ایران حمایت خواهند کرد.

عراقچی تاکید کرد: البته قبول دارم که فضای تردید ایجاد شده اما یکی دو ماه آینده این تردیدها مرتفع خواهد شد. بسیار خوشبین هستم که برجام به مسیر خود ادامه می دهد و فضای نوین اقتصادی در مسیر خود پیش خواهد رفت.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام در بخش دیگری از سخنانش گفت: سیستم مالی و بانکی ما به حالت عادی برنگشته است اما دلایل غیر برجامی وجود دارد و آنچه به برجام مربوط است مرتفع شده است.

وی ادامه داد. موانعی داریم که به تحریم های اولیه آمریکا مربوط است که کماکان پابرجاست و موضوع مذاکره هم نبوده است.

معاون وزیر امور خارجه اضافه کرد: روشن است که ما نمی توانیم از سیستم مالی امریکا استفاده کنیم، اما این به آن معنا نیست که در بن بست هستیم؛ در هیچ کجای سیستم بانکی ما در بن بست قرار ندارد و اگر نمی توانیم پرداخت به دلار داشته باشیم از یورو و ین استفاده می کنیم و اگر بانکهای بزرگ به دلایلی با ما کار نمی کنند بانک های دیگر هستند که کار می کنند.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام در ادامه گفت: قوانین پولشویی تامین مالی تروریسم که در چارچوب FATF هستند، بر سر عادی شدن سیستم مالی ما قرار دارد اما به برجام مربوط نیست.

وی گفت: از یک سال گذشته ، هم وزارت امور خارجه و هم بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی تلاش کرده اند این موانع برداشته شود؛ بعضی از آنها برداشته شده و بر روی بعضی دیگر هنوز در حال کار هستیم.

عراقچی ادامه داد: مهم این است که سیستم بانکی و نقل و انتقالات پولی در هیچ بن بستی قرار ندارد و از طرق دیگر قانونی و نه غیر قانونی کارها انجام می شود.

وی افزود: روش های غیر قانونی نظیر دور زدن و کمیسیون دادن ، کاملا کنار گذاشته شده، اگر کسانی کماکان از این طرق استفاده می کنند، علل دیگر دارد. هنوز هستند کسانی که به خاطر درامدهایی که داشته اند، علاقه مندندد از سیستم گذشته استفاده کنند.

معاون حقوقی و امور بین الملل وزارت امور خارجه در بخشی دیگر از سخنانش تصریح کرد: آنچه به دست آورده ایم و گشایش هایی که ایجاد شده همه ناشی از توانایی های ملی است و هیچ لطفی از طرف1+5 و امریکا به ایران نشده است. کسی تصور نکند انچه به دست اورده ایم امتیازی از سوی غرب بوده است

وی گفت: آنها تا جایی که توانستند مقاومت کرده اند. آقای اوباما گفت که اگر می توانستم تمام پیچ و مهره های برنامه هسته ای ایران را باز می کردم؛ توانایی های دفاعی منطقه ای ، سیاسی و مقاومت در مقابل فشارها و توان علمی و پیشرفت هسته ای ایران وضع را به جایی رساند که امریکا و غربی ها از حمله نظامی و ادامه تحریم ها نا امید شدند.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام افزود: در واقع انچه به دست اورده ایم ناشی از تلاشهای ملت و مقاومت ده ساله در مقابل فشارها بوده است.

عراقچی تاکید کرد: برجام تا زمانی به حیات خود ادامه می دهد و ما تا زمانی از آن بهره مند خواهیم شد که قدرت ملی خود را حفظ کنیم .

وی گفت : قدرت جمهوری اسلامی ایران در حوزه اقتصادی نقص داشت؛ به همین دلیل مورد تحریم قرار گرفت. باید اقتصاد ایران مقابل تحریمها رویین تن شود و این همان معنی اقتصاد مقاومتی است.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام افزود. چنین اقتصادی است که می تواند مقابل فشارهای خارجی و بحرانهای مالی مقاومت کند و از این طریق است که هیچ کشور خارجی نمی تواند اراده خود را از راه فشارهای اقتصادی به ایران تحمیل کند.

عراقچی گفت : در چنین اقتصادی است که هیچ کشوری نمی تواند به خود اجازه دهد کشورمان را تحریم کند چون ضررش برای خودش بیشتر خواهد بود. باید اقتصاد ما به نقطه ای برسد که خیالمان از بابت تحریم ها درآینده راحت باشد.

عراقچی در تبیین برجام از زاویه سیاست خارجی گفت: همه متفق القول هستند که موقعیت بین المللی ایران در مقایسه با قبل از برجام از زمین تا آسمان تفاوت کرده است. کشوری که توسط شورای امنیت سازمان ملل به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین الملل معرفی شده و شش قطعنامه فصل هفتمی علیه ان صادر شده بود تبدیل شد به کشوری که برنامه هسته ای آن کاملا مشروع است.

وی گفت: شورای امنیت این قطعنامه ها را لغو و قطعنامه جدیدی صادر کرد که از آن به عنوان چرخشی اساسی در رویکرد شورای امنیت نسبت به ایران نام می برند. این قطعنامه برنامه هسته ای ایران را به رسمیت می شناسد و کشورها را به همکاری صلح آمیز با ایران تشویق می کند.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام افزود: اخرین قطعنامه شورای امنیت درباره سوریه از ایران به عنوان بازیگر برای صلح در سوریه نام می برد و ایران را در کنار روسیه و ترکیه ، کشور ضامن صلح معرفی می کند.

عراقچی اضافه کرد: این تفاوت می کند با شرایطی که می گفتند با ایران همکاری نکنید، کشتی ها و هواپیماها را بازرسی کنید و به دانشجویان ایرانی اجازه تحصیل ندهید.

معاون وزیر امور خارجه گفت: در حال حاضر برنامه هسته ای ایران مورد پذیرش است و پرونده سنگین ادعایی پی ام دی که مدعی بود ایران دنبال سلاح هسته ای است توسط شورای حکام بسته شده است. پرونده امنیتی سازی جمهوری اسلامی به طور کامل شکست خورده است.

وی با اشاره به تغییر نگاه اندیشکده های غربی نسبت به ایران گفت : امریکن اینتر پرایز ، ایران را جزو هفت قدرت برتر دنیا در سا2017 نام می برد و توان دفاعی ، تاثیر گذاری نطقه ای ، ثبات سیاسی و امنیت داخلی و حتی برجام را مولفه قدرت ایران معرفی می کند.

عراقچی مذاکرات هسته ای را نبرد اراده ها توصیف کرد و افزود: در نبرد اراده ها طی 10سال بین ایران و 1+5 سیاست امریکا غنی سازی صفر بود و شش قطعنامه از ان حمایت می کرد و می گفت ایران یک روز هم غنی سازی نداشته باشد اما غنی سازی یک روز هم تعطیل نشد . انها غنی سازی صفر را کنار گذاشتند و تحقیق و توسعه که مهم تر از غنی سازی است هم ادامه دارد.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام در ادامه به تزریق گاز به سانتریفیوژهای IR8 اشاره کرد و گفت: امروز سانتریفیوژهای IR6 و IR8، ار اند دی هستند و آینده غنی سازی صنعتی ایران را تشکیل می دهند.

معاون حقوقی وزیر امور خارجه اظهارداشت: توان سانتریفیوژهای IR1 ضعیف است در حالی که توان IR6 ده برابر و توان IR8 بیست برابر IR1 است. مراحل توسعه و تکمیل این ماشین ها چند سال طول می کشد و در زمانی به مرحله صنعتی می رسد که برجام پیش بینی کرده است.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام در بخش دیگری از سخنانش گفت : انچه مسلم است آنکه برجام در حوزه تحریمها کاری که از ان خواسته می شد را انجام داده و اگر توقعات ما بیش از اندازه است بحث دیگری است.

عراقچی اضافه کرد: از برجام انتظار می رفت تمام تحریم های هسته ای نه همه تحریم ها یعنی تحریم های اولیه امریکا و تحریم های حقوق بشری و تروریسم را بردارد. ان تحریم ها موضوع مذاکره نبود و فقط قرار بود تحریم های هسته ای برداشته شود. ما از برجام می خواستیم مانع فروش نفت را بردارد که و اکنون در این زمینه هیچ مانعی بر سر اقتصاد ایران نیست.

معاون حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه تاکید کرد: برجام قرار بود مانع خرید هواپیما را از سر راه اقتصاد ایران بردارد که شاهد بودیم قراردادهایی با بویینگ و ایرباس بسته شد و چهار فروند تا قبل از عید خواهد آمد . حال این که آیا دولت باید هواپیما می خرید یا نه و یا از چه کسی خرید می کرد و یا به حوزه ریلی اهمیت می داد، بحثهای دیگری است و به برجام ارتباط ندارد.

عراقچی گفت: دولت در این بخش توانست بلافاصله برای خرید 200هواپیما اقدام کند و طی ده سال ناوگان نوسازی شود و از این بابت کار خود را کرده است.

وی خاطر نشان کرد: برجام مانع خرید کشتی را برداشته و سفارشی که به کره داده شده بود احیا شد.حال اینکه آیا باید از کره کشتی می خریدیم یا از سازندگان داخلی موضوع دیگری است و ربطی به برجام ندارد.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام ادامه داد: قرار بود برجام مانع تولید و فروش نفت را بردارد، فروش نفت از دو میلیون و پانصدهزار بشکه به یک میلیون بشکه رسیده بود و اگر توافق ژنو نبود در کمتر از یک سال به صفر می رسید.

عراقچی گفت : برجام مانع تولید و فروش نفت را برداشت و فروش نفت به دو میلیون و پانصد هزار بشکه رسیده است. وزارت نفت هم کار خود را به خوبی انجام داده است. اگر هم قراردادها طول کشیده به خاطر بحث های داخلی بوده است.

معاون وزیر امور خارجه افزود: برجام مانع صادرات نفت را برداشت و پول نفت هم در دسترس است. وزارت نفت و بانک مرکزی اعلام کرده اند که تمام درامدهای فروش نفت به اقتصاد برگشته و شاهد رشد اقتصادی هفت ممیز شش درصد هستیم.

وی خاطر نشان کرد: عده ای از متتقدین می گویند که رشد نا متوازن است که میزان تولید از یک میلیون بشکه به دو و نیم میلیون بشکه رسیده است .این حرف نشان می دهد که همه قبول دارند که پول حاصل از فروش نفت به اقتصاد ایران برگشته است.

رییس ستاد پیگیری اجرای برجام با بیان اینکه در ده ماهه نخست سال29میلیارد دلار نفت فروخت، گفت: این پول در حسابهای بانک مرکزی قابل استحصال است.

معاون وزیر امور خارجه ، نفت و گاز، حمل و نقل و حوزه بانکی را سه حوزه کلیدی تحریم ها ذکر کرد و افزود: از حوزه نفت و گاز به ضرس قاطع می توان گفت هیچ مشکلی نداریم و مشکلاتی که باید برجام حل می کرده حل شده است و دولت هم از فرصت استفاده کرده است.

عراقچی خاطر نشان کرد : بیش از هشتاد و پنج درصد تجارت خارجی ما با کشتی انجام می شود و در این حوزه مشکلات زیادی در زمینه بیمه کشتی ها، رتبه بندی بین المللی، پرچم و دسترسی به بنادر خارجی وجود داشت که این مشکلات امروز حل شده است.

 




Syrian_Civil_War_map.svg

ابعاد آشکار و پنهانی طرح ایجاد مناطق امن در سوریه

سید حسین موسوی

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جدید امریکا هفته پیش طی یک مکالمه تلفنی با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی، یکی از تصمیمات جنجالی خود را به وی اطلاع داد. وی گفت ایالات‌متحده امریکا به‌زودی موضوع ایجاد مناطق امن در سوریه و یمن را مورد بررسی قرار خواهد داد.  این تصمیم ترامپ با واکنش‌های متفاوتی مواجه کرد. در میان طرف‌های درگیر در بحران سوریه نخستین واکنش از مسکو مطرح کرد. روسیه اعلام کرد واشنگتن این موضوع را با مسکو در میان نگذاشته است. روسیه تأکید کرد ایجاد هر منطقه امن در خاک روسیه باید با هماهنگی دولت سوریه صورت گیرد.  دولت ترکیه که از آغاز بحران سوریه روی ایجاد منطقه امن در شمال این کشور تأکید می‌کرد و به دلیل مخالفت واشنگتن و مسکو این طرح را از دستور کارش خارج کرد. آنکارا پس از ناامیدی از سیاست‌های تردیدآمیز باراک اوباما طی یک چرخش آشکار به‌سوی مسکو اختلافات خود را کنار گذاشت و از بحران خروج نیروهای اپوزسیون مسلح از شهر حلب بدین سو سیاست‌های خود را برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این بحران با روسیه هماهنگ کرد که منجر به برگزاری اجلاس تثبیت آتش‌بس در آستانه به تاریخ ۲۳ ماه جاری مسیحی شد. اکنون ایران، روسیه و ترکیه ضامن اجرایی آتش‌بس سوریه به شمار می‌روند و قرار است این آتش‌بس در اجلاس بعدی ژنو به گفت‌وگوهای سیاسی میان طرف‌های درگیر ارتقا یابد.  دولت سوریه در قبال موضوع ایجاد منطقه امن از سوی امریکا واکنش تندی نشان داد و آن را نقض حاکمیت ملی خود تلقی کرد. ایران به‌عنوان بازیگر مهم بحران سوریه نیز واکنش مثبتی در قبال طرح ایجاد منطقه امن در خاک سوریه از خود نشان نداد. کشورهای عرب خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان سعودی و قطر از این طرح دونالد ترامپ استقبال کرده و آن را بخشی از سیاست‌های خود در قبال بحران سوریه تلقی کردند.

این نوشته می‌کوشد ایجاد منطقه امن در خاک سوریه را مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که آیا این طرح اساساً قابلیت اجرایی به‌ویژه در شرایط پس از آزادی شهر حلب دارد یا خیر؟همچنین باید به این پرسش پاسخ داد که رژیم صهیونیستی که به لحاظ مصلحتی از صحنه کشمکش‌های بحران سوریه غایب است در موضوع ایجاد منطقه امن در سوریه چه سودی می‌برد؟

یکم.  در سال ۲۰۱۱ و پس از تهدید قذافی رهبر وقت لیبی مبنی بر حمله به شهر انقلاب خیز بنغازی کنشگرهای غربی به رهبری ناتو بلافاصله وارد عمل شدند و علاوه بر بمباران قافله ارتش لیبی در بزرگراه منتهی به بنغازی مناطقی از لیبی را مناطق امن اعلام کردند و از پرواز هواپیماهای لیبی جلوگیری کردند. این منطقه امن تجربه و الگوی مثبت و موفقی از خود برجای نگذاشت و هرگاه تحلیلگران و ناظران جهانی بخواهند نمونه ناموفقی از دخالت غرب و ایجاد مناطق امن مورداشاره قرار دهند به شهر بنغازی در سال ۲۰۱۱ اشاره می‌کنند. لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز در دیدار با همتای اماراتی خود روز چهارشنبه ۱۲ بهمن گفت امریکا هنوز هیچ طرح دقیقی از منطقه امن در سوریه را با مسکو در میان نگذاشته است. وی با اشاره به طرح ایجاد منطقه امن در بنغازی در سال ۲۰۱۱ گفت آیا می‌خواهند تجربه ناکام بنغازی را تکرار کنند؟

واقعیت این است که نمی‌توان گفت امریکا از تجربه به‌شدت ناکام منطقه امن در بنغازی لیبی و پیامدهای ویرانگر آن‌که تا به امروز ادامه دارد و پدیده‌ای به نام کشور لیبی را چندپاره کرده بی‌اطلاع است. دولت باراک اوباما با آگاهی از همین پیامدها بود که در برابر پافشاری آنکارا برای ایجاد منطقه امن مقاومت کرد. اکنون مگر چه اتفاقی افتاده است که دولت ترامپ از ایجاد این منطقه در خاک سوریه سخن به میان می‌آورد؟زیرا اگر این طرح پیش از آزادسازی حلب مطرح می‌شد قابلیت اجرایی آن وجود داشت، اما حالا بسیاری از عوامل و زمینه‌های مساعد اجرای این طرح منتفی شده و چیزی به نام مناطق وسیع آزادشده از سوی اپوزسیون مسلح سوریه به‌استثنای رقه و ادلب و تدمر و چند نقطه پراکنده دیگر در شمال سوریه وجود ندارد که قابلیت جذب صدها هزار آواره را داشته باشد. مناطق یاد شده نیز در اختیار نیروهای داعش و جبهه النصره قرار دارد که دونالد ترامپ تصمیم دارد آن‌ها را از روی زمین بردارد.

در پاسخ به این پرسش‌ها چند فرضیه و یک سیاست راهبردی وجود دارد. فرضیه نخست اینکه دونالد ترامپ چندان تمایلی به ایجاد منطقه یا مناطق امن در سوریه ندارد، زیرا هزینه‌های این طرح بسیار بالاست و نیروی هوایی آمریکا را برای مدت‌ها درگیر این مناطق خواهد کرد، اما از سوی دیگر ترامپ می‌خواهد به هم‌پیمانان منطقه‌ای خود و به رقبای خود در منطقه چند پیام ارسال کند. به هم‌پیمانان خود می‌خواهد اطمینان دهد که سیاست درون‌گرایی واشنگتن به معنای بی‌تفاوتی نسبت به متحدان منطقه‌ای ایالات‌متحده نیست. دولت جدید امریکا از چرخش ناگهانی متحد سنتی خود در منطقه به‌سوی روسیه به دلیل سیاست‌های واگرایانه اوباما(به تعبیر ترامپ) درس‌های زیادی آموخته و از اینکه این اقدام آنکارا به دیگر متحدان واشنگتن در منطقه سرایت کند بیمناک است.

از سوی دیگر دولت ترامپ قصد دارد به رهبران روسیه، ایران، سوریه و متحدان منطقه‌ای آن‌ها نظیر حزب‌الله لبنان این پیام را ارسال کند که سیاست‌های واگرایانه دولت اوباما با روی کار آمدن دولت جدید در واشنگتن جای خود را به سیاست فعال و غیر انفعالی سپرده و رهبران این کشورها بدانند که در مقابل شعار تقدم امریکا بر همه‌چیز شعار بازگرداندن عظمت امریکا نیز قرار دارد. اینکه ترامپ برای اعلام نیت امریکا مبنی بر ایجاد منطقه امن در سوریه و یمن ترجیح داده است با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی تماس تلفنی بگیرد، معنای خاصی دارد، زیرا از دیدگاه دولت ترامپ عربستان سعودی محور کشورهایی است که در برابر محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. دولت ترامپ همچنین می‌داند که عربستان سعودی باید کلیه هزینه‌های ایجاد منطقه یا مناطق امن در سوریه را بپذیرد نمی‌توان گمان زنی کرد که ملک سلمان در همین تماس تلفنی ترامپ شرایط مالی طرح ایجاد منطقه امن در سوریه را پذیرفته است. فرضیه دوم که جنبه راهبردی دارد این است که طرح ایجاد مناطق امن در سوریه به لحاظ پایه‌ای در تل‌آویو تدوین‌شده و هدف آن ایجاد منطقه حائل به عمق مناطق تحت نفوذ تروریست‌ها در شهر قنیطره در بلندی‌های جولان و به طول ده‌ها کیلومتر برای تأمین امنیت راهبردی اسرائیل در شمال شرقی فلسطین اشغالی است.  رژیم صهیونیستی از دو پهلوی شمالی(لبنان) و شمال شرقی(بلندی‌های جولان سوریه) در معرض تهدید همیشگی قرار دارد. واکنش سریع رژیم صهیونیستی در برابر ایجاد هرگونه هسته‌های مقاومت در بلندی‌های جولان و گشودن جبهه جدید دریک منطقه ذاتاً ناامن(دروزی­های سوری بلندی‌های جولان) از حساسیت بسیار شدید دولت اسرائیل نسبت به این موضوع پرده برمی‌دارد. شلیک موشک هدایت‌شونده به منزل سمیر قنطار در سال گذشته و قتل وی این پیام را به همراه داشت که اسرائیل کمترین تهدید امنیتی جبهه جولان را تحمل نخواهد کرد. سمیر قنطار مبارز اسطوره‌ای لبنانی فرماندهی هسته مقاومت مردمی جولان را به عهده داشت.  در نتیجه این احتمال وجود دارد که منطقه امن در خاک سوریه به‌موازات مرز سوریه با فلسطین اشغالی به عمق تأمین‌کننده امنیت بلندی‌های اشغالی و تهدیدکننده امنیت دمشق پایتخت سوریه برپا شود. این فرضیه همه قواعد بازی را به سود اسرائیل تغییر خواهد داد.  تلاش‌های بی‌وقفه ارتش سوریه و هم‌پیمانانش در ماه‌های اخیر برای بیرون راندن تروریست‌ها از منطقه قنیطره و تأمین مرزهای خود با بلندی‌های اشغالی جولان نشان از این دارد که سوریه در مورد خطر این طرح آگاهی همه‌جانبه دارد.

فرضیه بعدی مناطق شمالی سوریه با ترکیه از شهر حلب تا شهر الباب در چند کیلومتری ترکیه است که گزینه دیگر طرح ایجاد منطقه امن به شمار می‌رود. شهر الباب اکنون در اشغال داعش است و تلاش‌های ارتش ترکیه برای آزادسازی این شهر به‌رغم تلفات سنگین بی‌نتیجه مانده است. ارتش سوریه با آگاهی از گزینه‌های احتمالی مناطق امن حملات خود را در هفته‌های اخیر از شرق حلب تا شهر مرزی الباب تشدید کرده و حالا در ۳ کیلومتری الباب رسیده است. مناطق شمال شرقی سوریه(کردنشین) در شمال سوریه باقی مِهم‌اند که دولت آنکارا به دلیل خطر ایجاد منطقه مستقل کردستان با هرگونه طرح امنیتی در این منطقه به‌شدت مقابله کرده و می‌کند.

فرضیه آخر مناطق شرقی از شمال سوریه تا مناطق جنوبی این کشور باقی مِهم‌اند که بیشتر آن در حال حاضر در اشغال داعش و جبهه النصره قرار دارد. این مناطق به‌استثنای رقه(پایتخت داعش در سوریه) و ادلب و تدمر جنبه صحرایی دارد و چندان قابلیتی برای گنجایش آوارگان سوری ندارد، اما به لحاظ جداسازی شرق سوریه در امتداد مرز با عراق به‌منظور قطع راه‌های مواصلاتی ایران به سوریه از راه عراق، جنبه راهبردی دارد. بااین‌حال و برای اجرای طرح منطقه امن به‌پیش زمینه‌های زیادی نیاز دارد که جنگ با داعش و جبهه النصره و آزادسازی مناطق عمدتاً اشغال شده یکی از این پیش‌نیازهاست که به زمان زیادی نیاز دارد.

دوم.  طرح ایجاد مناطق امن در خاک سوریه باهدف طولانی کردن بحران این کشور از سوی دولت ترامپ مطرح شده است.  درواقع طرح طولانی کردن بحران سوریه در دولت باراک اوباما کلید خورد. رقبای اوباما به‌ویژه دونالد ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی اخیر ایالات‌متحده دولت اوباما را متهم می‌کردند که به‌طور عمدی بحران سوریه را از طریق اعمال سیاست‌های تردیدآمیز طولانی کردند.  به‌موجب این طرح چند قدرت منطقه‌ای نظیر ایران، عربستان سعودی و ترکیه به‌اضافه چند کشور کوچکی نظیر قطر و امارات مشغول جنگ نیابتی در خاک سوریه هستند. این جنگ نیابتی بودجه نظامی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده است، اما مهم‌ترین نتیجه بحران سوریه و تداوم آن به لحاظ راهبردی این است که مقوله فلسطین و مناقشه طولانی اعراب و اسرائیل تا اطلاع ثانوی به حاشیه رانده شده است، زیرا از یک‌سو ایران در حمایت از متحد استراتژیک خود در محور مقاومت یعنی سوریه به‌صورت روزافزونی درگیر این بحران می‌کند و این مسئله به فرسایش نیروی بسط یافته ایران در منطقه کمک می‌کند. از سوی دیگر عربستان سعودی قرار دارد که علاوه به عهده‌داری موقعیت پدر معنوی اپوزسیون مسلح سوریه،  بار مالی بسیار سنگین این بحران را بر دوش می‌کشد و سفارش خریدهای جنگ‌افزار از کارخانه‌های اسلحه‌سازی ایالات‌متحده به‌صورت پیوسته ادامه دارد. کسری بودجه عربستان سعودی به دلیل دو جنگ سوریه و یمن و بحران بحرین فقط در سال مالی ۲۰۱۷ به بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار رسیده است. سوی دیگر بحران سوریه ترکیه قرار دارد که به دلیل کودتای نافرجام تابستان گذشته و متهم کردن ایالات‌متحده امریکا به حمایت از کودتاچیان (به‌ویژه فتح‌الله گولن) به‌تدریج سیاست‌گریز از مرکز و نزدیکی به روسیه را دنبال می‌کند. ترکیه از آغاز بحران سوریه یکی از طرف‌های اصلی این بحران بود و به‌صورت پیوسته از سوی محافل آمریکایی متهم به حمایت از شورشیان مسلح سوریه شده بود و اینک با انعقاد پیمان مصلحتی با روسیه به‌صورت روزافزونی در باتلاق سوریه گرفتار می‌شود و این مسئله به کم شدن بلندپروازی‌های رجب طیب اردوغان برای به دست گرفتن رهبری جهان اسلام و حمایت از جنبش اخوان المسلمین کمک می‌کند. طرف دیگر بحران سوریه نیروی حزب‌الله لبنان است که به‌طور تمام‌قد وارد این بحران شده و دولت بشار اسد را از بسیاری گردنه‌های صعب‌العبور به‌سلامت عبور داده است، اما درهرحال حزب‌الله لبنان سلسله آمادگی‌های خود را برای مبارزه با اسرائیل به درجه دوم اهمیت تقلیل داده است. در نتیجه و تا زمانی که بحران سوریه ادامه دارد حزب‌الله لبنان جبهه دیگری را نخواهد گشود. البته بسیاری از محافل صهیونیستی از اینکه حزب‌الله لبنان مهارت‌های یک ارتش کلاسیک را در جنگ سوریه به دست می‌آورد اعلام‌خطر کرده و می‌کنند، اما به لحاظ راهبردی طولانی شدن جنگ سوریه طرف‌های درگیر را دستخوش فرسایش نیروی انسانی و مالی می‌کند.  طرف اصلی بحران سوریه یعنی ارتش این کشور قرار دارد که وارد ششمین سال جنگ شده است. از دیدگاه استراتژیست­های آمریکایی ارتش سوریه با فرض کسب پیروزی قطعی در جنگ داخلی کنونی تا ده‌ها سال آینده قادر به فرماندهی و هدایت جنگ دامنه‌دار دیگر با اسرائیل نخواهد بود.  نیروی دیگری که نباید از فهرست بلند زیان دیدگان بحران سوریه حذف کرد تروریست‌هایی است که طبق برآوردهای محافل آمریکایی از ۶۶ کشور جهان به سوریه و عراق گسیل شدند. عملیات شناسایی این نیروها به‌وسیله سازمان‌های اطلاعاتی غربی در طول بحران سوریه تکمیل‌شده و معدوم شدن این نیروها در این بحران از منظر راهبردی به کاهش خطر تروریسم کمک می‌کند و اگر بتوان خطر امتداد تروریسم را به خاک اروپا و غرب به صفر رساند، تجمع آن‌ها در خاک سوریه و تعقیب آن‌ها در مراحل پس از بحران سوریه پتانسیل و ظرفیت بالقوه نیروی تروریستی را در مقیاس جهانی قابل‌کنترل و مهار خواهد بود.




مناع

المیادین: خروج هیثم مناع از سکوت

هیثم مناع معارض سوری در رابطه با برخی از وقایع و حواشی گفتگوها و پیامدهای مرتبط با بحران سوریه که تاکنون پنهان مانده بود سکوت خود را شکست و در مصاحبه‌ای اختصاصی با المیادین، تجربیات شخصی خود در مورد مراحل مختلف بحران سوریه را بیان داشت.

مناع که در دوره‌های اخیر همواره سکوت را بر سخن گفتن ترجیح داده بود، در این مصاحبه از «زمانه مزدوری و تحقیر ارزش‌ها و از بین رفتن شاخصه‌های حاکمیت و خریدن مبارزین پیش‌کسوت در بازارهای برده‌فروشی» گلایه کرده است. در واقع او دی‌میستورا را مزدور و عامل بازیگران بحران سوریه می‌داند.

به گفته وی، اتفاقات پشت پرده، بزرگ‌ترین طرح‌های خلاقانه و مؤثر را منحرف ساخته و مانع از هرگونه تدارکات و پشتیبانی مالی و لجستیکی و سیاسی از جانب هر کشوری در جهت حل بحران سوریه شده است.

مناع در ادامه گفت: «راهکار دی‌میستورا یک مسیر منسوخ و از پیش شکست خورده است… ما سه سال وقت در مسیر یافتن راه‌حل سیاسی برای بحران سوریه تلف کرده‌ایم که صرفاً به دلیل عدم ثبات شخصیت و ترس دائم دی‌میستورا نسبت به حذف وی از بازی بوده است… در واقع، سرگی لاوروف دیپلمات کهنه‌کار روسیه نسبت به دی‌میستورا درک خیلی بهتری از نقاط قوت و ضعف بحران دارد و این موضوع، جایگاه روسیه را کاملاً در مورد حل بحران سوریه ممتاز می‌نماید.»

مناع دی‌میستورا را تنها هماهنگ‌کننده مواضع حامیان کشورهای درگیر در سوریه می داند و معتقد است: «دی‌میستورا قسمتی از راه‌حل بحران سوریه نیست؛ بلکه وی بخشی از مشکل است.»

منبع : المیادین




جابری انصاری- حسین راغب الحسین

جابری انصاری: پرونده فوعه و کفریا اولویت در دست پیگیری ایران است

معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه با تاکید بر تلاش در جهت کاهش آلام مردم سوریه و ساکنان فوعه و کفریا گفت: پرونده فوعه و کفریا بعنوان یک اولویت در رایزنیهای سیاسی مرتبط با بحران سوریه از سوی جمهوری اسلامی ایران در دست پیگیری است.

حسین راغب الحسین نماینده فوعه و کفریا و نائب رئیس کمیسیون آشتی ملی پارلمان سوریه با حسین جابری انصاری معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه دیدار و گزارشی از آخرین وضعیت این دو شهر محاصره شده به دست گروههای مسلح تروریستی، ارائه کرد.

نماینده مجلس سوریه با اشاره به کمبود شدید مواد غذایی، دارو و سوخت در فوعه و کفریا اظهار داشت: فقط طی چند روز گذشته 12 نفر از ساکنان این دو شهر در اثر نقص شدید مواد غذایی فوت کرده اند که بیشتر آنها کودک هستند.

وی با ارائه آمار تاسف بار از اوضاع مردم فوعه و کفریا افزود: تاکنون بیش از 2800 تن از ساکنان این دو شهر در اثر حملات تروریست ها شهید شده اند که 102 نفر از آنها کودک هستند.

 نماینده مردم فوعه و کفریا در مجلس خلق سوریه گفت: ساکنان این دو شهر در محاصره کامل گروههای تروریستی قرار دارند و امکان امدادرسانی به این مناطق بدلیل کارشکنی و حملات گروههای تروریستی وجود ندارد.

نماینده مجلس سوریه خواستار توجه جدی نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد نسبت به اوضاع وخیم ساکنان فوعه و کفریا شد و از جمهوری اسلامی ایران خواست برای رفع محاصره این دو شهر و ارسال کمک های انساندوستانه برای شهروندان آن حداکثر تلاش خود را به کار گیرد.

معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه نیز در این دیدار با تشریح رایزنی های سیاسی و دیپلماتیک صورت گرفته با طرف های مختلف منطقه ای و بین المللی گفت: پرونده فوعه و کفریا بعنوان یک اولویت در رایزنیهای سیاسی مرتبط با بحران سوریه از سوی جمهوری اسلامی ایران در دست پیگیری است.

جابری انصاری تاکید کرد: متاسفانه موضوع فوعه و کفریا بعنوان جزیی از پرونده بحران سوریه و یکی از نتایج جنگ ویرانگر جاری در این کشور، تحت تاثیر پیچیدگی ها و معادلات داخلی، منطقه ای و بین المللی این بحران واقع شده است.

معاون وزیر امور خارجه با تاکید بر استمرار تلاشهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در جهت پایان بحران سوریه و رفع محاصره مناطق تحت محاصره مانند فوعه و کفریا، افزود: درد و رنج مردم سوریه و ساکنان مناطق محاصره شده را درد و رنج خود میدانیم و به تلاشهای دیپلماتیک با طرفهای مختلف برای کاهش آلام مردم سوریه به شکل عام و ساکنان فوعه و کفریا به شکل خاص ادامه خواهیم داد.




48fb7a089789aee1bda34049c562cee1_993

ظریف: سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای منطقه در برابر تروریسم داشته است

وزیر امور خارجه کشورمان می‌گوید که همه دنیا اذعان دارند که برادران ما در سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای همسایه در مقابل تروریسم داشته‌اند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به برخی گمانه‌زنی‌ها در خصوص قرار گرفتن نام سپاه در لیست تروریسم دولت آمریکا گفت: این تحرکات دولت ایالات متحده هیچ منفعتی برای آمریکا ندارد. همه دنیا اذعان دارند که برادران ما در سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای همسایه در مقابل تروریسم داشته‌اند. هرگونه حرکت علیه این مردان غیور ما صرفا باعث روشن‌تر شدن ماهیت آن‌هایی میشود که این حرکت‌ها را می‌کنند.

وی در خصوص اظهارات مقامات ترکیه نیز گفت: معتقدم در منطقه ما نیاز به همراهی و همکاری همه کشورها برای مقابله با تروریسم و افراط وجود دارد و تروریسم و افراط برای هیچکس منفعت ندارد، دامن زدن به دیدگاه‌های فرقه‌ای برای هیچکس منفعتی ندارد.

وزیر خارجه کشورمان با بیان اینکه ما تجربه موثری با روسیه و ترکیه برای ایجاد و تداوم آتش‌بس در سوریه داشته‌ایم، یادآور شد: امیدواریم همسایگان ما فواید تعامل را بیشتر درک کنند و واقعیات را هم در خاطر داشته باشند و بدانند که ایران خیرخواه منطقه است.

ظریف در خصوص برجام گفت: ما ناگزیر بودیم مرحله به مرحله امتیازاتی را که در توافق حاصل شده بگیریم و این روش را ادامه دادیم؛ به لطف خدا در بسیاری از حوزه‌ها به‌ویژه نفت و حمل و نقل که دو حوزه از سه حوزه اصلی تحریم‌ها بوده همه موانع برداشته شده و در حوزه بانکی موانع را یک به یک برداریم و در آینده بیش از این هم توفیق حاصل خواهد شد. جامعه بین المللی هم در قبال برخی لفاظی‌هایی که می‌شنویم در قبال برجام مقاومت کرده و تاکید کرده که برجام باید حفظ شود.




جنگنده عراقی

اهمیت حملات عراق به اهداف داعش در سوریه؛

حملات نیروهای عراقی در خاک سوریه و مشخصاً شهرهای بوکمال و حصیبه در نزدیکی مرز عراق در حالی صورت می‌گیرد که به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران می‌توان آن را تحولی بسیار بزرگ و مهم در معادلات منطقه دانست.

این حملات که با اعلام قبلی و بیانیه عملیات مشترک بین سوریه و عراق صورت می‌گیرد و دامنه مورد هدف آن مرزهای مشترک دو کشور را در بر می‌گیرد، از اهمیت بسیار ویژه‌ای برای داعش برخوردار است؛ چراکه حضور و تسلط داعش بر صحرای نینوا و غرب شرقاط را به‌شدت تهدید می‌نماید.

حملات هوایی عراق بیشتر انبارهای ذخیره مواد منفجره و تعمیرگاه‌های تجهیز خودروهای انتحاری که تهدید اصلی برای مناطق غرب موصل و حدیثه و حویجه بودند را مورد هدف قرار می‌دهد. در این حملات از بمب‌های هدایت‌شونده لیزری نوع GBU 12 استفاده می‌شود که از دقت بسیار بالایی برخوردار بوده و از حجم انفجار اهداف به‌خوبی مشخص می‌شود که اهداف موردنظر مملو از مواد منفجره است.

این حملات ازجمله حملات بسیار هدفمند و دقیقی است که در نتیجه عملیات‌های شناسایی و اطلاعاتی انجام شده و در زمره دقیق‌ترین حملاتی به شمار می‌رود که توسط نیروهای هوایی عراق علیه داعش انجام گرفته، دقیقاً مشابه حملاتی است که در عملیات تلعفر و مناطق شرقی موصل صورت گرفته است و امکان تکرار این حملات در سوریه بسیار زیاد است. خصوصاً آنکه مرزهای مشترک عراق و سوریه همواره شاهد تحرکات داعش است. حشد الشعبی نیز در همین رابطه اعلام داشته است که امکان تکمیل این عملیات داخل خاک سوریه بعد از آزادی تلعفر، اقضیه، قیروان، ابعاج و القحطانیه غرب موصل وجود دارد و این به معنای کوتاه کردن دست داعش از بسیاری از راه‌های مهم مواصلاتی این گروه تروریستی است.

همچنین گفته می‌شود حملات هوایی که در هفته‌های گذشته در عملیات موصل و پس‌ازآن در بوکمال مورداستفاده قرار گرفته است می‌تواند در آینده نزدیک در مورد رقه نیز صورت گیرد.

اهمیت حملات اخیر را از آنجا می‌توان دریافت که امروز اعلام شد عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان در اقدامی غیرمنتظره به بغداد سفر می‌کند. این سفر که اولین سفر وزارت خارجه عربستان در چهارده سال اخیر یعنی پس از حمله آمریکا به عراق است، بلافاصله پس از اعلام حملات مشترک سوریه و عراق صورت گرفته است و به عقیده کارشناسان، به‌خوبی نشان‌دهنده اهمیت حملات مزبور و نگرانی عربستان سعودی از نتایج مثبت اقدامات مشترک دو کشور علیه داعش می‌باشد.




1395120311493660710067254

درباره سخنان راهبردی رهبر انقلاب در اجلاس فلسطین

سید حسین موسوی –  ریاست مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

نشست بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین روز سه‌شنبه کارش را در تهران آغاز کرد. در این نشست بسیاری از مقامات رسمی پارلمانی و گروه‌های مقاوم فلسطینی و دیگر میهمانان از حدود ۸۰ کشور جهان شرکت کردند. تهران از روز سه‌شنبه به کانون مهم و بلکه به تنها کانون مسئله فلسطین در شرایط به‌شدت بی‌ثبات خاورمیانه تبدیل‌شده است. مهم‌ترین رویداد مراسم گشایش اجلاس حمایت از انتفاضه فلسطین در تهران سخنان راهبردی مقام معظم رهبری در موضوع فلسطین و ترسیم معیارها و اصول سیاست جمهوری اسلامی در قبال این مسئله حیاتی جهان اسلام است. تقریباً همه ناظران امور خاورمیانه، سخنان آیت‌الله خامنه‌ای را مهم و راهبردی توصیف کردند که در شرایط بسیار حساس ایراد می‌شود.

این نوشتار می‌کوشد اهمیت برپایی اجلاس حمایت از فلسطین در تهران و سخنان مهم مقام معظم رهبری را در شرایط کنونی منطقه وجهان موردبررسی قرار داده وضعیت مسئله فلسطین را پس از اجلاس تهران ترسیم کند:

یکم.  اجلاس تهران در شرایطی برپا می‌شود که دولت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در آخرین دیدارشان در کاخ سفید رسماً و بدون هیچ ملاحظه‌ای فرمول دولت‌های متعاقب امریکا یعنی”دو دولت در یک سرزمین” را برای حل‌وفصل بحران اسرائیل و فلسطین، فرمولی غیرمفید در حل‌وفصل مسئله فلسطین به شمار آوردند و بدین ترتیب و به گفته بسیاری از ناظران و کارشناسان امور خاورمیانه، فاتحه دو دهه قرارداد اوسلو خوانده شد و این کورسوی امید فلسطینی‌ها برای دستیابی به یک دولت خلع سلاح شده فلسطین در مرزهای مشخص شده جنگ ۱۹۶۷ نیز از میان رفت. این در حالی است که به گفته دبیر کل سازمان ملل متحد هیچ آلترناتیوی در مقابل مسدود شدن راه برپایی دولت مستقل فلسطین در افق پیش رو وجود ندارد. بدین ترتیب فلسطینی‌ها با بسته شدن راه باریکه برقراری صلح راهی جز بازگشت به دوره اشغالی پیش رو ندارند. منظورم من از فلسطینی‌ها، همه ملت فلسطین نیست، زیرا بسیاری از گروه‌ها(که تعداد آن‌ها به ۱۵ گروه می‌رسد) از پایه و اساس با توافق اوسلو مخالف بوده و هستند. آن‌ها از روز نخست به مرحوم یاسر عرفات گفتند راه اوسلو به برپایی کشور مستقل فلسطین منتهی نخواهد شد. منظور از فلسطینی‌های حامی طرح اوسلو دولت خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس و بخشی از بدنه جنبش فتح فلسطین است که عملاً به نیروی ژاندارم برای حفظ امنیت اسرائیل تبدیل‌شده است. اینک این رژیم صهیونیستی است که تمامی تعهدات خود را در توافق‌های اوسلو زیر پا گذاشته و با نقض هم‌زمان همه قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد به‌سوی فرمول دولت واحد در سرزمین واحد حرکت می‌کند. نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از دیدار با ترامپ در کاخ سفید و برگزاری مراسم ترحیم اوسلو بازگشت به تل‌آویو دستور داد ۶۰۰ واحد یهودی‌نشین جدید در کرانه باختری رود اردن احداث شود.

دوم.  از آغاز سال‌های نخستین هزاره سوم و با اشغال افغانستان و سپس عراق از سوی ایالات‌متحده امریکا و آنگاه ظهور پدیده بهار عرب و گسترش ناامنی در کل خاورمیانه و سقوط چند دولت(تونس، لیبی و یمن) وقوع جنگ داخلی در چند کشور عربی دیگر به‌ویژه در سوریه و گسیل ده‌ها هزار تن نیروی تروریستی از سراسر جهان به این کشورها و به‌طور مشخص درگیر شدن چند محور مقاومت ضد صهیونیستی در جنگ‌های فرعی و البته مهم برای حفظ محوریت مقاومت منطقه‌ای ضد صهیونیستی نظیر ایران و عراق و حزب‌الله لبنان در جنگ سوریه و ظهور قدرتمندانه داعش در چند کشور منطقه ازجمله عراق و سوریه و یمن و لیبی و. . . رژیم صهیونیستی نفس راحتی کشید و مسئله فلسطین را به حاشیه راند. فجایع جنگ‌های تروریستی در عراق و سوریه به حدی بود که فجایع انسانی رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها به فراموشی سپرده شد. بدین ترتیب کشورهای محافظه‌کار عرب که از بار سنگین مالی و اخلاقی مسئله فلسطین سبک شده بودند با آفریدن خصم ساختگی به نام ایران و تهدیدهای ایران توان و ظرفیت‌های ملی منطقه‌ای خود را به این‌سو منتقل کردند. خوشبختانه با مقاومت شدید محورهای مقاومت و دفع خطر سقوط یکی از این محورها(سوریه) اکنون جمهوری اسلامی ایران فرصت را مغتنم شمرده تا به کشورهای عربی و اسلامی یادآور شود که به موضع سنتی خود و به موضوع اصلی خود یعنی مسئله فلسطین بازگردند و از یاد نبرند که همه تحولات چند سال اخیر باهدف درهم شکستن محورهای مقاومت منطقه‌ای ضد صهیونیستی از طریق جنگ‌های نیابتی صورت گرفته است. درواقع هم رژیم صهیونیستی و دولت ترامپ در زمان‌بندی اعلام وفات اوسلو دچار خطای فاحشی شدند وهم جمهوری اسلامی ایران از این فرصت استثنایی به وجود آمده برای بازگرداندن قطب نمای جهان عرب و اسلام به نشانه‌گیری اصلی‌اش استفاده خوبی کرد، زیرا چنانکه گفته شد وقتی هیچ آلترناتیوی برای فرمول دو دولت در یک سرزمین از دستور کار امریکا و اسرائیل خارج می‌شود تنها راه باقیمانده،  مقاومت همه‌جانبه برای احقاق حقوق ازدست‌رفته فلسطینی‌هاست. جمهوری اسلامی ایران طی چند دهه اخیر نشان داده است که تجربه موفقی از الگوی مقاومت درازمدت در برابر اسرائیل عرضه کرده است. حتی چند بازوی محورهای مقاومت نظیر حزب‌الله لبنان وجبش حماس در فلسطین در چند جنگ دامنه‌دار علیه رژیم صهیونیستی سال‌های اخیر نشان دادند که با اتکا به الگوی مقاومت همه‌جانبه می‌توانند موازنه قوا را به سود خود تغییر دهند. حزب‌الله لبنان در جنگ ژوئیه۲۰۰۶ و جنبش حماس در دو جنگ ۲۰۰۹ و۲۰۱۱ اسطوره شکست‌ناپذیری اسرائیل را درهم شکستند و خود را برای رویارویی‌های بزرگ‌تر آماده می‌کنند. نشانه دیگر موفقیت این الگوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه، فشارهای فزاینده دولت‌های متعاقب امریکا علیه تهران و اعمال تحریم‌های بیشمار برای ایجاد تغییر در رفتار منطقه‌ای ایران است. تقریباً کمتر کنفرانسی می‌توان یافت که غربی‌ها و در رأس آن‌ها واشنگتن موضوع حمایت ایران از جنبش‌های مقاومت ضد صهیونیستی منطقه‌ای را به زبان نیاورند. آخرین آن اجلاس امنیت در کشور آلمان بود. با این تفاوت که این بار ادبیات افیگدور لیبرمن وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی و عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان سعودی در حمله به ایران کپی‌برداری از یکدیگر بود. باور به زبان نیامده امریکا، اسرائیل و عربستان سعودی در اجلاس امنیت مونیخ این بود که تمامی جنگ‌های نیابتی در سوریه و عراق باهدف تأمین امنیت راهبردی رژیم صهیونیستی صورت گرفته است و حالا که این طرح با گسترش موج تروریسم به اروپا با شکست مواجه شده دیگر قابل‌قبول نیست که الگوی مقاومت ضد صهیونیستی در منطقه از لبنان و سوریه گرفته تا عراق و مصر و لیبی سراسری شود و جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان رهبری این الگوی سراسری ظهور کند.

سوم. طی چند سال اخیر تلاش‌های بی‌وقفه‌ای از سوی رسانه‌های جمعی غربی منطقه‌ای برای نشان دادن گرایش فرقه‌گرایی ایران صورت گرفته است. تقریباً در همه رویدادهای منطقه‌ای موضوع شیعه گرایی ایران و برخورد فرقه‌گرایانه ایران در سوریه،  بحرین، عراق، یمن و لبنان در صدر گفت‌وگوهای رهبران منطقه با دیگر همتایان خود در کشورهای غربی ونیز در صدر اطلاع‌رسانی‌های جهانی قرار دارد. درواقع این سیاست عبارت جایگزین ناکامی‌های قدرت‌های منطقه‌ای در حل‌وفصل مسائل و بحران‌های جاری ونشانه ای از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه است، اما آن‌ها نه قادر هستند از ناکامی خود سخن به میان آورند و نه از موفقیت ایران چیزی بگویند، لذا ترجیح می‌دهند روی گسل‌های مذهبی و قومی و فرقه‌ای انگشت بگذارند و ایران را فرقه‌گرا معرفی کنند. اگر نه، کیست که نداند مثلاً عربستان سعودی در همه هم‌پیمانی‌های منطقه‌ای و پیرامونی‌اش به مقوله همگرایی فرقه‌ای طرف مقابل توجه نمی‌کند؟و کیست که نداند همه خصومت‌های عربستان سعودی با مردم بحرین و حوثی‌های یمن به خاطر تعلق‌خاطر این دو ملت یا حداقل اکثریت آن‌ها به یک گرایش خاص مذهبی آن‌هاست که در نقطه مقابل باورهای حاکم بر رهبران ریاض است؟

اینک اجلاس حمایت از انتفاضه فلسطین که با این حضور گسترده و تنوع گرایش‌های مذهبی و فرقه­ای دعوت‌شدگان در تهران برگزار می‌شود درواقع خط بطلانی روی همه تلاش‌های مذبوحانه اردوهای تکفیری و حامیان آن‌ها در واشنگتن و تل‌آویو است. بالاتر از آن رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان راهبردی خود در این اجلاس خط اصلی سیاست ایران را در موضوع مقاومت ضد صهیونیستی نشان دادند و گفتند معیار جمهوری اسلامی ایران، مقاومت ضد صهیونیستی است. هرکس در این مسیر گام بردارد به ایران نزدیک است و هرکس از این معیار فاصله بگیرد از ایران دور می‌شود. دقت کنید رهبری ایران نمی‌گویند هرکس با ما باشد ضد صهیونیست شناخته می‌شود. میگویند هرکس ضد صهیونیست باشد با ایران در یک صف قرار دارند. ارزیابی‌های موجود نشان می‌دهد که در فضای کنونی منطقه و در شرایط همسویی و خیانت و سازش اغلب حکام منطقه با رژیم صهیونیستی،  این ایران است که به قطب بلامنازع جهان اسلام در حراست از کیان و موجودیت دینی مردم مسلمان برای دهه‌های آینده تبدیل خواهد شد.

نکته آخر اینکه ایران در دوره شاه و اتحاد با اسرائیل از سوی همین عربستان سعودی متهم بود که برخلاف اجماع اسلامی به اتحاد با صهیونیسم روی آورده است.  حالا نیز که ایران از یوغ استعمار و صهیونیسم روی آورده و به کانون مسائل منطقه و محوریت آن یعنی مسئله فلسطین پیوسته بازهم از سوی همین عربستان سعودی متهم است که از اجماع امت عرب خارج شده و سیاست برهم زدن اجماع منطقه‌ای را دنبال می‌کند. این دگرگونی رفتاری عربستان سعودی از نکات عبرت‌آموز چند دهه اخیر است. همه این دگرگونی‌ها نیز به نام دین و اسلام صورت گرفته و می‌گیرد.




636233872577308508

بیانیه پایانی ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه

«بسم‌الله الرحمان‌الرحیم

ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین با عنوان (همه با هم در حمایت از فلسطین) (معا لدعم فلسطین) با هدف اولویت بخشی به مسئله فلسطین در منطقه و جهان و اجماع سازی پیرامون این موضوع به عنوان عنصر وحدت بخش میان مسلمانان و آزادیخواهان و ملت‌های حق‌جو عدالت طلب جهان در روزهای ۳ و ۴ اسفند ماه ۱۳۹۵ هجری شمسی برابر با ۲۳ و ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۴۳۸ هجری قمری (۲۱ و ۲۲ فوریه ۲۰۱۷ میلادی) در تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

در این کنفرانس دو روزه که بنا به دعوت مجلس شورای اسلامی برگزار شد، روسای مجالس، هیئت‌های پارلمانی، رهبران مقاومت، اندیشمندان،  شخصیت‌ها و فعالان عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، رسانه‌ای و احزاب و تشکل‌های غیردولتی از کشورهای مختلف جهان با هدف حمایت از پشتیبانی همه جانبه از مبارزات سلحشورانه ملت شجاع و مظلوم فلسطین و مقاومت مقدس این ملت در برابر رژیم صهیونیستی گرد هم آمدند.

پس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید و نواختن سرود ملی جمهوری اسلامی ایران، فعالیت‌های کنفرانس با بیانات و رهنمودهای روشنگرانه حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون محوریت مسئله فلسطین برای جهان اسلام و اهمیت پشتیبانی از مقاومت در همه اشکال آن برای تحقق حقوق مشروع و انکار ناپذیر ملت مبارز فلسطین، آغاز به کار کرد. آنگاه روسای مجالس و روسای هیئت‌های پارلمانی و هیئت‌های شرکت کننده در اجلاس نقطه نظرات خود را مورد نحوه حمایت از مساله فلسطین ارائه کردند. در این سخنرانی‌ها از برگزاری کنفرانس در این شرایط ستایش شده و بر اهمیت ادامه اعمال آن برای برافراشته نگه داشتن پرچم فلسطین تاکید گردید.

شرکت کنندگان همچنین در کمیسیون‌های پنج‌گانه به شرح ذیل حضور یافتند:

۱) پارلمان‌ها و مجالس شورا

۲) جنبش‌های فلسطینی و حامی مقاومت

۳) جوانان

۴) سازمان‌های مردم‌نهاد حامی فلسطین

۵) سیاسی و نگارش بیانیه پایانی و اسناد کنفرانس

که گزارش و سند نهایی خود را به جلسه عمومی ارائه کردند.

کمیته‌های مذکور جلسات خود را در دومین روز کنفرانس برگزار کردند و مجموعه‌ای از پیشنهادات و توصیه‌ها را ارائه نمودند.

شرکت کنندگان در این کنفرانس با ادای احترام به روح بلند حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که برانگیزنده روح وحدت، مقاومت و ایستادگی است، با تجلیل از شهدا و مبارزان راه آزادی فلسطین، با ستایش از سخنرانی تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی که آنرا صرفا به مساله فلسطین اختصاص داد و طی آن برنامه کاری امت اسلامی برای آزادی حتمی همه فلسطین ارائه فرمود، آن ‌را بعنوان سند اصلی کنفرانس به شما آوردند.

شرکت کنندگان در کنفرانس با تقدیم سپاس فراوان به پیشگاه مقام معظم رهبری، مجلس، دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران برای میزبانی و تلاش‌هایی که برای موفقیت آن انجام داده است بر اصول ذیل تاکید نمودند:

الف- ضرورت حفظ مسئله فلسطین به عنوان اولویت نخست جهان اسلام و کشورهای عربی و مرکز توجه افکار عمومی جهانی و نیروهای متحد و دوست، در جهت محقق ساختن حقوق حقه‌ی مردم فلسطین برای ازادی کل سرزمین فلسطین.

ب- تاکید بر ضرورت اتحاد ملت فلسطین و پذیرش گزینه مقاومت به عنوان تنها راه محقق ساختن حقوق مشروع این ملت که موفقیت خود را در آزادی جنوب لبنان و نوار غزه و قدرت بازدارندگی در برابر اطماع دشمن ثابت کرده است و همچنین بر ضرورت یکپارچه کردن صفوف امت اسلامی و ملت‌های آزادیخواه برای یاری رساندن به ملت مظلوم فلسطین.

ج- تجلیل از انتفاضه و مقاومت ملت مظلوم فلسطین بویژه قیام کنونی به عنوان تنها راه ثمربخش مقابله با اشغالگری رژیم صهیونیستی و استفاده از تمام ظرفیت‌ها برای حمایت و تقویت مبارزات مشروع و رهایی بخش این ملت در بازپسگیری حقوق حقه‌ی خود،

اعلام می دارند:

۱) بسیج تمامی ظرفیت‌ها برای دفاع از حقوق حقه مردم فلسطین و ایجاد زمینه‌های لازم برای محکوم کردن جرائم غیرانسانی و ناشروع رژیم صهیونیستی.

۲) استمرار تلاش‌ها برای پایان دادن به هفت دهه اشغالگری رژیم صهیونیستی، حفظ وحدت سرزمینی “فلسطین تاریخی” از بحر تا نهر و تشکیل دولت فلسطین به پایتختی قدس.

۳) هم‌افزایش تلاش‌های جمعی امت اسلامی برای حل بحران‌ها و درگیری‌ها در منطقه و جهان اسلام که باعث فرسایش ظرفیت کشورهای اسلامی شده و تمام بهره آن را رژیم صهیونیستی می ‌برد، ایجاد راه حل‌های سیاسی برای این بحران‌ها و درگیری‌ها و سرکوبی تروریسم.

۴) درخواست از جامعه جهانی به تحمل مسئولیت و اعمال فشار موثر بر رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به رفتار غیرانسانی آن، ضمن هم صدای با افکار عمومی جهان به قصد ابراز انزجار از اقدامات غیرقانونی صهیونیست‌ها در نابوی اقتصاد فلسطین و محاصره ظالمانه این ملت به ویژه در غزه.

۵) محکومیت استمرار اقدامات رژیم صهیونیستی، در راستای یهودی‌سازی قدس و تغییر نمادها و هویت این شهر و تاکید بر پشتیبانی از قطع‌نامه یونسکو مبنی بر نفی هرگونه حق تاریخی برای یهودیان در قدس.

۶) اقدامات رژیم صهیونیستی در نسل‌کشی؛ قتل عام کودکان؛ کوچاندن اجباری فلسطینیان، ترورهای هدفمند و اعدام‌های میدانی مصادیق بارز جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت تلفی می‌شود و مسببان و مباشران این رفتارهای غیرانسانی می‌بایست تحت تعقیب مراجع حقوقی و قضایی بین‌المللی قرار گیرند. از تمامی دولت‌ها؛ پارلمان‌ها و نهادهای مسئول بین‌المللی درخواست می‌شود که در راستای اجرای مسئولیت حقوقی و بین‌المللی خود؛ اقدامات لازم برای رسیدگی به این جرایم و جنایات، از جمله ایجاد سازوکار قانونی برای محاکمه آن‌ها در مراجع ملی و بین‌المللی به عمل آورند.

۷) تاکید بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین آباء و اجدادی و املاک خود به عنوان حق طبیعی و غیرقابل مامله و اجرای همه‌پرسی میان ساکنان اصلی سرزمین تاریخی فلسطین برای تعیین سرنوشت خود در جهت آزادی همه سرزمین‌های تاریخی فلسطین از اشغال صهیونیست‌ها که با توجه به شکست همه تلاش‌های سازش در دهه‌های اخیر، تنها راه حل آزادی فلسطین است.

۸) درخواست اقدامات آنی جامعه جهانی برای جلوگیری از تغییر ماهیت و هویت تاریخی شهر قدس، با این ملاحظه که قطعنامه اخیر یونسکو در اعلام تعلق اماکن و مقدسات اسلامی قدس به مسلمانان، نماد خواست جهانی و گامی در جهت حفظ هویت این شهر به شمار می‌آید.

۹) محکومیت شدید حمایت‌های دولت آمریکا از رژیم صهیونیستی، از جمله اظهارات اخیر مقامات این کشور در خصوص انتقال سفارت‌خانه خود به قدس و در این مورد از کلیه کشورهای عربی و اسلامی درخواست می‌کند که در صورت انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، سفارتخانه‌های خود را در آمریکا تعطیل کنند.

۱۰) اعلان حمایت همه جانبه از مجاهدان فلسطینی و جریان‌های مقاومت در فلسطین و تجلیل از مبارزات رهایی بخش این گروه‌ها و همچنین تلاش‌های صورت گرفته برای دستیابی به وحدت و پایان انقسام فلسطینی و تاکید بر اینکه اتحاد ملی و دستیابی به توافق میان جریان‌های فلسطینی بر محور مقاومت و انتفاضه، به عنوان رمز پیروزی به حساب می آید.

۱۱) استقبال از محکومیت اخیر شهرک سازی از سوی مجامع بین‌المللی و تاکید بر اینکه رژیم صهیونیستی همواره ناقض مقررات و حقوق بین‌المللی بوده است، خواستاری پایان دادن فوری به شهرک سازی و اشغالگری و اعلام اینکه اقدام اخیر کنست رژیم صهیونیستی در قانونی قلمداد کردن شهرک سازی در سرزمین‌های اشغالی و غصب اراضی شخصی فلسطینیان، مغایر با مقررات آمره بین‌المللی بوده و اقدامی تحریک آمیز در جهت شعله ور کردن آتش بحرانی جدید در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

۱۲) هرگونه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی کمک به نقض نهادینه حقوق ملت فلسطین تلقی می‌شود و با استقبال از تلاش‌های بین‌المللی از جمله اقدامات نهادهای مدنی در تحریم این رژیم، از عموم کشورها درخواست می‌شود با قطع رابطه با این رژیم و استفاده از همه ابزارها از همکاری با آن خودداری کنند.

۱۳) تاکید بر ضرورت اعطای کمک‌های همه جانبه به ملت مظلوم فلسطین و حمایت از مقاومت از درصدد است تا در جغرافیای فلسطین به کلیه ابزارهای ضروری مبارزه مجهز شود و در خواست از کلیه دولت‌ها و ملت‌ها که فوری ترین اقدامات را در چارچوب پایداری و توانمند سازی ملت و مقاومت فلسطین از جمله کرانه باختری به عمل آورند.

۱۴) تجدید محکومیت سکوت بین‌المللی در برابر استمرار جنایت بازداشت هزاران فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی از جمله نمایندگان پارلمانی فلسطین و دعوت به تشکیل کمیته‌های پارلمانی برای طرح این مساله در محافل بین‌المللی .

۱۵) تاکید بر اینکه منازعات فرقه‌ای و طائفه‌ای در منطقه، ‌توطئه‌ای است که به دور شدن از موضوع فلسطین، تغییر اولویت‌ها و تثبیت موجودیت رژیم صهیونیستی کمک می‌کند. بر این اساس از تمامی حامیان ملت فلسطین درخواست می‌شود ضمن معطوف داشتن توجهات جهانی و امت اسلامی به قضیه فلسطین با هوشیاری تمام نسبت به مقابله با فرقه گرایی اقدام نمایند.

۱۶) دعوت پارلمان‌های جهان به وضع قوانین لازم برای تاکید حق فلسطینی‌ها در مقاومت در برابر اشغالگری و مشروع دانستن مقاومت،‌ همچنین دعوت به تشکیل کمیته ویژه فلسطین در هر یک از پارلمانها با مامور نمودن این کمیته به ارائه انواع پشتیبانی از مساله فلسطین

۱۷) تاکید مجدد بر خطر رو به گسترش سلاح هسته‌ای رژیم صهیونیستی و درخواست از مجامع بین‌المللی در راستای حفظ صلح و امنیت جهانی به وظیفه خود در خلع سلاح این رژیم.

۱۸) تقدیر از مقاومت قهرمانانه لبنان و دستاوردهای آن در همه زمینه‌ها علیه اشغالگری رژیم صهیونیستی و تاکید بر قرار گرفتن در کنار مقاومت برای آزادی سایر مناطق از خاک این کشور. همچنین تلاش برای آزادسازی همه سرزمین‌های اشغالی توسط رژیم صهیونیستی از جمله بلندی‌های جولان که ضروری به شمار می آید.

۱۹) گرامیداشت یادگار گرانبهای امام خمینی (ره) در اعلام جمعه آخر ماه مبارک رمضان هر سال به عنوان روز جهانی قدس و ضرورت برگزاری هر چه باشکوه تر این حرکت مردمی.

۲۰) دعوت از پارلمان‌های کشورهای جهان برای تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی به خصوص کالاهای تولید شده در شهرک‌ها و درخواست از پارلمانهای جهان برای وضع قوانینی که در راستای این هدف قرار دارد.

۲۱) درخواست از پارلمان‌های اسلامی و عربی برای وضع قوانینی برای ممانعت از برقراری هرگونه رابطه سیاسی، امنیتی، اقتصادی، بازرگانی و فرهنگی با رژیم صهیونیستی

۲۲) تاکید بر همین نقش سازمان‌های مردم نهاد در دفاع از قضیه عادلانه فلسطین و خواستاری مزید تلاش جهت افشای جنایات رژیم صهیونیستی برای افکار عمومی جهان.

۲۳) دبیرخانه کنفرانس موظف است با ایجاد سازکار نسبت به پیگیری مصوبات کنفرانس اقدام نماید.

۲۴) با ارج نهادن به ایستادگی ملت بزرگ ایران و  نمایندگان آنان در حمایت از آرمان فلسطین و همچنین با تقدیم خالصانه ترین سلام‌ها به ارواح شهدای مقاومت و کسانی که در راه آرمان فلسطین فداکاری نموده اند از جمله مرحوم آیت‌الله هاشمی از پیشگامان حمایت از این آرمان و همچنین ضمن تقدیر و تشکر از اقدامات و مواضع جناب آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم، از دعوت جناب آقای دکتر علی لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و میهمان نوازی سخاوتمندانه ملت، ‌دولت و پارلمان جمهوری اسلامی ایران و تلاش‌های دبیر کل محترم و دیگر دست اندر کاران برگزاری اجلاس تقدیر و تشکر می کنیم.»




موسویان

تلاش آمریکا برای تضعیف حضور و نفوذ ایران در منطقه، به معنی‌ تقویت داعش است

«سید حسین موسویان» پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون آمریکا و معاون پیشین سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی‌ با بیان اینکه ایران در برجام در موقعیت برتر بین المللی قرار گرفت، گفت: تهران در برجام از متحدان بزرگی برخوردار است.

 مشروح مصاحبه موسویان با «سوفیا شواردنادزه» دختر «ادوارد شواردنادزه» رئیس‌جمهوری اسبق گرجستان و آخرین وزیر خارجه شوروی:

سوفیا:ترامپ در آغاز کارش ایران را بخاطر آزمایش موشک تحریم کرد و به ایران درمورد بی ثبات کردن منطقه هشدار داد. آیا روند بهبود روابط ایران و آمریکا خاتمه یافته؟

ج: معتقد نیستم با یک مورد تحریم موشکی، بتوان سیاست ترامپ در مورد ایران را موردقضاوت قرار داد. اوباما هم بخاطر آزمایش موشک، ایران را تحریم کرد. لذا دراین مورد تفاوتی دیده نمیشود.

نکته دوم این است که همه دولتهای آمریکا بعد از انقلاب اسلامی 1979 تا کنون، اعم از دموکرات و جمهوریخواه، تحریم علیه ایران اعمال کرده اند و تحریم پدیده جدیدی نیست. لذا ما باید صبر کنیم تا سیاست واقعی ترامپ در مورد ایران را با اقدامات عملی بعدی درک کنیم.

 سوفیا:تحریم اخیر درمورد آزمایش موشکی بود. آیا عاقلانه بود که درچنین شرایطی که برجام هنوز جانیافتاده، ایران آزمایش موشکی انجام داد؟

ج: هر شش قدرتی که توافق هسته ای را با ایران انجام داده امد، قبول دارند که برجام مانع آزمایش موشکی نیست. لذا دراین مورد اجماع هست. اما درمورد قطنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، دولت ترامپ معتقد است که آزمایش موشکی نقض قطعنامه است. این درحالی است که روسیه وچین و اروپا چنین اعتقادی ندارند زیرا اولا: حرف قطعنامه درمورد موشک با قابلیت حمل سلاح هسته ای است درحالیکه موشکهای آزمایش شده ایران،قابلیت حمل سلاح هسته ای ندارند. ثانیا: متن قطعنامه حاکی از “درخواست از ایران” است و نه یک الزام قانونی تعهد آور برای ایران. بنظرم ترامپ وتیمش هنوز فرصت نکر ده اند متن 170 صفحه ای برجام و قطعنامه های شورای امنیت را بخوانند و لذ آنها نمیدانند چه میگویند.

س: تیلرسون وزیر خارج آمریکا گفته که برجام را مورد بانگری قرار خواهند داد. سایر قدرتهای جهانی هم حاضر نیستند که برجام را براحتی از دست بدهند.آیا فکرمیکند آمریکا برخلاف تظر سایر قدرتها عمل خواهد کرد؟

ج: فکرنمیکنم که آمریکا از برجام خارج شود و حتی مذاکره مجدد داشته باشد. این توافقی است که بعد از 12 سال مذاکره بدست آمده است. جامغه جهانی هم یکپارچه قبول دارد که این جامعترین توافق تاریخ عدم اشاعه سلاحهای هسته ای است. لذا این یک دستاورد مهم درامر خلع سلاح جهانی است. قدرتهای بزرگ دیگر حاضر نیستند دوباره 10-12 سال وقت برای مذاکره مجدد صرف کنند بخاطر اینکه آقای ترامپ یا نتانیاهو از برجام خوششان نمیاید. منتهی معتقدم که دولت ترامپ سعی خواهد کرد با تحریمهای جدید به بهانه های دیگری همچون حقوق بشر و تروریسم و مسایل منطقه  ،قطار برجام را از ریل خارج کند.

سوفیا: پس فکرمیکنید مهم حرفهای نرامپ بلوف است؟

ج: باید صبرکرد تا تیم ترامپ از جمله مشاور امنیت ملی و دیپلمانهای ارشد جدید دروزارت خارجه مستقر شده و برجام را دقیق بخوانند و بررسی کنند. درعین هنوز معتقدم که ترامپ برجام را یکجانبه ترک نخواهد کرد اما آنها راههای دیگری را خواهند آزمود تاایران را عصبانی کنند. اگر ایران نتواند از منافع اقتصادی برجام بهره مند شود، چرا باید خودرامتعهد به آن بداند؟ این موضوع میدان بازی جدید واشینگتن خواهد بود.

سوفیا: اعتبار آمریکا چه خواهد شد اگر ترامپ برجام را رهاکند؟کدام کشور دیگر به آمریکا برای مذاکره و توافق اعتماد خواند کرد؟

ج: اروپا و چین و روسیه متحدا از آمریکا خواسته اند که به اجرای برجام پایبند بماند. جامعه جهانی هم یکپارچه پذیرفته که ایران به تعهدات برجامی اش کاملا عمل کرده و پایبند است. لذا خروج یکجانبه آمریکا صرفا باعث انزوای این کشور درسطح جهانی خواهد شد.

س:روحانی رییس جمهور ایران گفته که ایران تهدید کننده گان را پشیمان خواهد کرد. ابزار ایران برای مقابله با آمریکا چیسـت؟

ج: ایران در شرایط جدیدی قرارگرفته که در مورد برجام متحدین مهم و قدرتمندی درجهان دارد.هرچند اسراییل و عربستان و متحدین عربش سعی در تخریب برجام دارند اما اولا: یک قطعنامه شورای امنیت وجود دارد، ثانیا، امضای هر شش قدرت چهانی پای این توافق  است، ثالثا،آژانس بین المللی انرژی اتمی از توافق راضی است ومعتقد است این توافق راههای ساخت بمب را می بندد.بر اینها حمایت قاطع 120 کشورعضو غیرمتعهدها و قدرتهایی مثل هند و برزیل را اضافه کنید.لذا ایران در مورد برجام درموقعیت برتر بین المللی قرارگرفته و متحدین بزرگی دارد. این بهترین ابزار برای مقابله با اقدامات ضدبرجامی آمریکاست.

سوفیا: دردوران تحریم ها، ایران روابط با روسیه و هند و چین را توسعه داد. بعد از برجام  و با توجه به رفع تحریمها، آیاایران به سمت غرب چرخش خواهد کرد؟

ج: آنچه که در دوران اوباما انجام شد، تمدید قانون تحریم ده ساله ایران بود. ایران معتقد است که این اقدام نقض برجام است. روسیه و چین هم قبول دارند منتهی آمریکا قبول ندارد.  اروپا انتقاد میکند اما نمیپذیرد که این اقدام نقض برجام بوده است. طبق برجام، هرکشوری که مدعی نقض طرف دیگر باشد، باید موضوع رامستند درکمیسیون مشترک برجام مطرح کند. لذا بخاطر اختلاف در بین قدرتها، ایران نتوانست جمع آنها را در این مورد قانع کند. اما اگرترامپ بخواهد این مسیر را ادامه دهد، نهایتا چین و روسیه و اروپا نقض برجام توسط آمریکا را خواهند پذیرفت و لذا ایران هم تعهدی به ادامه اجرای آن نخواهد داشت.

 س: رهبری ایران رابطه با آمریکا را بی معنی خوانده ودرمورد توافق هسته ای هم شکاکانه برخورد کرده  اند. آیا این بدان معنی است که مخالفتها بابرجام در ایران هم مثل آمریکاست؟

ج: من شرایط داخلی دو کشور دردوران مذاکرات را از نزدیک رصد میکردم.واقعیت این است که مخالفتهای داخلی در ایران بیش از واشینگتن بود. اما نهایتا و با وجودیکه مقام معظم رهبری ایران درمورد برجام محتاط بودند، اما بنحوی مدیریت کردند که همه مراجع تصمیم گیرنده ازجمله مجلس و شورای امنیت و دولت و نهایتا خود ایشان برجام را تایید و اجماع ملی درتصمیم گیری حاصل شد. بدین خاطر من درمورد اجرای برجام توسط ایران نگران نیستنم. اما اوباما نتوانست تایید کنگره را بگیرد و لذا اجرای برجام درواشینگتن آسیب پذیر است.

سوفیا:آیا شما نگران نیستید که تحریمهای جدید آمریکا، موجب تحریک تندروهای ایران شده و آنها برجام را تخریب کنند؟

ج: تحریمهای جدید آمریکا تحریک کننده خواهد بود اما ایران آغاز کننده نقض برجام نخواهد بود. البته شرایط ممکن است به سمتی برود درصورت تحریمهای جدید تحت عناوینی مثل تروریسم و حقوق بشر، روابط ایران و آمریکا دچار چالشهای جدی شود. چنین چالشهایی هم در روابط دوکشور تازه گی ندارد. آمریکا در طی جند دهه گذشته با هدف “تغییر رژیم” درایران،به انواع تحریمها متوسل شده اما نه تنها شکست خورده بلکه ایران به یکی از قدرتمندترین و باثباترین کشورهای منطقه تبدیل شده و درحالیکه متحدین آمریکا یا سقوط کرده و یا آسیب پذیر شده اند.

سوفیا: انخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک است. ایا با وجود مخالفین برجام، آیا تلاش روحانی برای تعامل با غرب به بهای باخت او درانتخابات تمام خواهد شد؟

ج: مذاکرات سطح بالای ایران و آمریکا در هردو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی انجام شد. نتیجه به نیت آمریکا برمیگردد که آیا برای یک تعامل برمبنای عدم مداخله و احترام متقابل آمادگی دارد یاخیر؟اگرترامپ حسن نیت داشته باشد، شانس تعامل با ایران و همکاری درمورد بحرانهای منطقه وجود خواهد داشت.

سوفیا: درتظاهرات 22 بهمن، مردم ایران پرچم آمریکا را آتش زدند و مجسمه های ترامپ را واژگون کردند. آیا بعد از برجام و باوجودیکه بخشی از تحریمها هم برداشته شد، باز مردم ایران ضد آمریکا هستند؟

ج: شعارها و اجتماع 22 بهمن همانهایی بودند که در طول دوران بعد ازانقلاب داشته ایم. اما این ترامپ بود که با خطرناک و تروریست خواندن ایران، دشمنی را آغاز کرد. درست است که توافق هسته ای را داشته ایم و قطعا هم یک قدم به پیش بود اما بعد از این توافق، کنگره آمریکا 80 لایه و طرح تحریم ایران را مورد بررسی قرارداده و عملا هم چندمورد تحریم علیه ایران اعمال شده است. ایرانیها عمل آمریکا را ملاک قرار میدهند نه شعار آنها را. تا زمانیکه آمریکا درعمل با ایران خصومت کند، موضع ایران هم تغییر نخواهد کرد

سوفیا: سئوال من در مورد شرایط داخلی ایران و انتخابات ریاست جمهوری بود.با توجه به سیاست تعاملی روحانی با غرب، چه نتیجه ای درانتخابات خواهد گرفت؟

ج:معتقدم اتفاق مهمی درسه چهارماه آینده رخ نخواهد داد که تاثیر گذار بر انتخابات باشد. مسایل فی مابین ایران وآمریکا هم نقش قابل توجهی درانتخابات ایران نخواهد داشت. آمریکاییها ممکن است یکی دو تحریم جدید تحت عنوان حقوق بشر و تروریسم داشته باشند که البته تاثیر منفی خواهد داشت اما قطعا تاثیری تعیین کننده برای تغییرمعادلات داخلی ایران نخواهد داشت و ترامپ قادر نخواهد بود با ابزار تحریم بررای ملت ایران تاثیرگذار باشد

سوفیا: ایران یکی از نیروهای اصلی مبارزه با داعش درسوریه وعراق است.تقابل دولت جدید آمریکا با ایران، خبر خوبی برای داعش است؟

ج: تقابل آمریکا و ایران درمنطقه، بهترین هدیه به داعش خواهد بود. ایران یکی از نیروهای قدرتمند درجنگ علیه داعش درسوریه و عراق و افغانستان و حتی القاعده در یمن است.تلاش آمریکا برای تضعیف حضور و نفوذ ایران درمنطقه، به معنی تقویت داعش است. امیدوارم که ترامپ بجای چنین سناریویی، بدنبال  همکاری با ائتلاف روسیه، ایران،سوریه وعراق باشد که درمبارزه با داعش موفق بوده اند.

سوفیا: ایران چه نتیجه ای از بحران سوریه را می پسندد؟

ج:ایران خواهان تمامیت ارضی و مخالف تجزیه سوریه است.ایران از مشارکت همه در گروهها و انتخابات آزاد توسط مردم سوریه برای تعیین سرنوشت خودشان حمایت میکند.لاکن ایران معتقد است ابتدا باید تروریستهای داعشی را از سوریه حذف کرد، بعد ازطریق انتخاباتی آزاد خواست اکثریت مردم سوریه با حفظ حقوق اقلیتها عملیاتی شود.




hG1487667603

رهبر ایران احزاب مختلف مراکشی و شیعیان مغرب را در تهران گرد هم آورد

عصر دیپلماسی: سایت هسپرس مراکش در گزارشی با تیتر «رهبر ایران احزاب مختلف مراکش و شیعیان این کشور را گرد هم آورد» ضمن پوشش مفصل اخبار مرتبط با کنفرانس “حمایت از انتفاضه در تهران” به‌صورت مختصر به یکی از فواید این کنفرانس برای مراکشی‌ها اشاره کرده است و به نحوی آن را از برکات دعوت رهبر معظم ایران از احزاب مختلف این کشور برای حضور در کنفرانس دانسته است.

این سایت در رابطه با حضور احزاب مختلف مراکشی در کنفرانس تهران نوشت: هسپرس از طریق منابع خود مطلع شده است که دعوت رسمی از حبیب مالکی رئیس مجلس نمایندگان و حکیم بنشماش رئیس مجلس مشاوران جهت حضور در کنفرانس تهران صورت گرفته است و این درحالی است که اسامی نمایندگان پارلمان مراکش ازجمله ” العربی المحرشی” مشاور پارلمانی حزب اصالت و تجدد و نیز عیسی امکیکی رهبر حزب عدالت و توسعه در میان حاضرین وجود دارد. همچنین در این کنفرانس فعالان شیعه مراکشی در رابطه با فلسطین ازجمله خالد سفیانی، ادریس هانی و احمد ویحمان نیز حضور دارند.

بنا بر اعلام سایت هسپرس مراکش، گرد هم آمدن روسای احزاب “عدالت و توسعه” و “اصالت و تجدد” که در حاکمیت مراکش با یکدیگر اختلافات عدیده‌ای داشته و هر یک ریاست یکی از مجالس نمایندگان و شورای این کشور را بر عهده دارند، در کنار نمایندگان شیعیان این کشور مسئله‌ای است که تاکنون سابقه نداشته و این مهم که می‌تواند نقش به سزایی در افزایش ثبات و تعامل مثبت آینده این کشور داشته باشد به برکت دعوت رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران از احزاب فوق‌الذکر صورت گرفته است.

سایت مراکشی مزبور همچنین درخواست رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران برای قرائت فاتحه حاضرین نثار روح مالکوم ایکس را مورد توجه قرارداده است.




39435f1064ad43e0b61607e55b32cacb

رسانه‌های اسرائیلی: کنفرانس حمایت از انتفاضه در تهران بی‌سابقه بود

عصر دیپلماسی :پس از شروع به کار کنفرانس سالانه حمایت از انتفاضه در تهران بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی به پوشش اخبار و انتشار بازتاب‌های این اجلاس پرداختند. در این میان، حتی رسانه‌های اسرائیلی هم استقبال از کنفرانس انتفاضه در تهران را بی‌سابقه خوانده‌اند.

رسانه‌های اسرائیلی ضمن پرداختن به برگزاری ششمین کنفرانس سالانه حمایت از انتفاضه فلسطینی اعلام داشتند که توجه و مشارکت بی‌سابقه‌ای از جانب کشورهای دنیا در برگزاری این کنفرانس صورت گرفته است. به‌نحوی‌که 80 هیات از 80 کشور دنیا در آن شرکت کرده‌اند و در میان آنان نمایندگان رده‌بالای جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی حضور داشتند. این به آن معناست که تأثیر کنفرانس امسال از سال‌های گذشته به‌مراتب بیشتر خواهد بود.

روزنامه هاآرتض در این‌باره نوشت: تشکیلات خودگردان فلسطینی در رام الله نگرانی خود را از تأثیر ایران بر سیاست فلسطینی پنهان نکرد چراکه یک مقام رده‌بالا در دفتر رئیس دولت خودگردان فلسطین اعلام داشت” ایرانی‌ها در ارسال پول و تجهیزات نظامی خساست نمی ورزند” و این به آن معناست که این حمایت‌ها تأثیر و نقش ایران را در سیاست فلسطینی افزایش خواهد داد. به‌ویژه در سایه بن‌بست سیاسی و انزوای اسرائیل در کنار عدم کارآمدی سیاست‌های آمریکا در فلسطین و شکست طرح دو دولت در اراضی اشغالی، این افزایش تأثیر ایران بیشتر خواهد شد.

رسانه‌های اسرائیلی اعلام‌خطر نموده و در مورد تحقق مواضع اعلام‌شده از سوی رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران هشدار داده‌اند. به‌ویژه مواضع ایشان مبنی بر “درخواست نابودی اسرائیل” و “تعبیر غده سرطانی و سیستم تروریستی” و همچنین گفته ایشان که ” انتفاضه سوم به شکست اسرائیل منجر خواهد شد و آن را به زباله‌دان تاریخ خواهد فرستاد” بیشترین بخش از بازتاب‌ها و هشدارهای رسانه‌های اسرائیلی را به خود اختصاص داده است.

همچنین غالب رسانه‌های اسرائیلی به بخشی از سخنان مقام معظم رهبری پرداختند که در آن اسرائیل را دولتی ساختگی خواندند که تلاش می‌کند برای حل مشکلات خود یهودیان را از سراسر جهان به فلسطین بیاورد.

همچنین رسانه‌های اسرائیلی به موضع رهبر ایران در رابطه با وجوب حمایت از مقاومت در فلسطین و دعوت ایشان به لزوم اتحاد در میان فلسطینیان پرداختند.




2916199_694

روزنامه روسی: حمله آمریکا به ایران شدنی نیست

معمولا تمام رؤسای جمهور آمریکا در ابتدای امر، بارها ایران را تهدیدکردند اما در عمل هیچ کاری نتوانستند انجام بدهند و مقاومت و حضور در صحنه ملت باعث شد تا آنها تمام گزینه‌های خود را از روی میز برداشته و مجبور به مذاکره شوند.

روزنامه روسی “كومسومولسكايا پراودا” در مقاله ای تحلیلی پیرامون وضعیت ایران در دوران ترامپ و چگونگی روابطش با روسیه، نوشته است: یک ماه از روی کار آمدن ترامپ نگذشته که صدای شمشیرها به گوش می‌رسد. برخی از کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که آمریکا در حال آماده شدن برای جنگ است. مخصوصاً پس از آنکه ترامپ مدعی شده که “ایران کشور تروریستی شماره یک در دنیا” است.

پروفسور “سرگی دروجیلوفسکی” کارشناس امور ایران و کرسی شرق شناسی اندیشکده روابط بین الملل مسکو در گفتگو با این روزنامه می‌گوید: در این شرایط باید دید که ایرانی‌ها با این قضیه چگونه برخورد می‌کنند. ایران می‌تواند به طور کامل از توافق هسته ای دست بکشد و به قبل از آن برگردد و اورانیوم غنی شده بالا تولید کند. اما این امر بر اقتصاد ایران تاثیر گذار خواهد بود. ایرانی‌ها ممکن است برف بخورند اما دست از اعتقادهایشان بر نمی‌دارند.

“دروجیلوفسکی” در باره احتمال حمله به ایران می‌گوید: شک دارم که چنین اتفاقی رخ دهد چراکه اصلا کار آسانی نیست؛ در حقیقت آمریکا محال است بر ایران پیروز شود. چراکه آمریکایی‌ها در تمام جنگ‌هایی که حضور داشتند از افغانستان و عراق و سوریه و لیبی میلیاردها دلار هزینه کردند و پیروز هم نشدند.

این کارشناس امور ایران با اشاره به فشار رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی و سیاسی به ایران، هدف از این آرزو را جلوگیری از کمک رسانی به گروههای حماس و حزب الله دانسته است.

“دروجیلوفسکی” همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به تاثیر جنگ احتمالی بر روسیه اشاره می‌کند و آن را یک بحران واقعی برای کشورش می‌داند چراکه باعث نابود شدن تمام تلاش‌های روسیه در سوریه می‌شود. بنابراین روسیه دو راه پیش رو دارد؛ یا به دفاع از هم پیمان خود بپردازد یا به طور کامل از این درگیری دور شود. بنابراین باید تلاشهای سیاسی را افزایش دهیم و مانع از این جنگی شویم که اسرائیل می‌خواهد آن را به راه اندازد. چراکه این رخداد برای کشورهای اروپایی نیز اصلاً مناسب نیست و ممکن است موج جدیدی از آوارگان را روانه اروپا کند.

“سیمون باگداساروف” مدیر مرکز تحقیقات خاورمیانه و آسیای مرکزی روسیه معتقد است که در صورت رخ دادن چنین جنگی، وضعیت سوریه و عراق نیز بحرانی تر می‌شود.

“سرگی بیکین” مدیر صندوق توسعه انرژی روسیه بر این باور است که در صورت جنگ احتمالی، قیمت نفت بالا خواهد رفت چراکه ایران روزانه حدود 4 ملیون بشکه تولید نفت دارد. اما ایران شریک اصلی ما در خاورمیانه است. و پیمان اوپک برای کاهش تولید نفت نیز پس از مذاکرات ایران و روسیه به سرانجام رسید. بنابراین شراکت با ایران بسیار مهمتر از سود لحظه ای برای ماست. ما و ایران در کنار یکدیگر تلاش مشترک کردیم تا راه حلی برای بحران سیاسی و اقتصادی سوریه ایجاد کنیم.

با توجه به همه مسائل ذکر شده و سخنان مسئولان ارشد جمهوری اسلامی، احتمال درگیری نظامی بین ایران و آمریکا نزدیک به صفر و یا محال است. معمولا تمام رؤسای جمهور آمریکا در ابتدای امر، بارها ایران را تهدیدکردند اما در عمل هیچ کاری نتوانستند انجام بدهند و مقاومت و حضور در صحنه ملت باعث شد تا آنها تمام گزینه‌های خود را از روی میز برداشته و مجبور به مذاکره شوند.

محمد پریمی




52071_527

بیانات رهبر انقلاب در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین

بِسمِ اللهِ الرّحمٰنِ الرَّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلوات الله و تحیّاته علی سیّدالانام محمّدٍ المصطفی و آله الطّیّبین و صحبه المنتجبین
قال الله الحکیم فی الکتاب المبین:
«وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین»(۱) و قال عزّ مَن قائِل: «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوٓا اِلَى السَّلمِ وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ وَ اللَهُ مَعَکُم وَ لَن یَتِرَکم اَعمالَکُم»(۲).در آغاز لازم میدانم، به همه‌ی شما میهمانان عزیز، رؤسای محترم مجالس، رهبران گروه‌های مختلف فلسطینی، اندیشمندان، فرزانگان و شخصیّت‌های برجسته‌ی جهان اسلام و دیگر شخصیّت‌های آزادی‌خواه، خوشامد بگویم و حضورتان در این نشست ارزشمند را گرامی بدارم.قصّه‌ی پُرغصّه‌ی فلسطین و اندوه جان‌کاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو را می‌‌آزارد و درد و رنجی انبوه بر دل می‌نشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه‌‌ی آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه‌ی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است. کاوشی هوشمندانه در تاریخ نشان میدهد که در هیچ برهه‌ای از تاریخ، هیچ‌یک از ملّتهای جهان با چنین رنج و اندوه و اقدامی ظالمانه مواجه نبود‌ه‌اند که در یک توطئه‌ی فرامنطقه‌ای، کشوری به طور کامل اشغال شود و ملّتی از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شوند و به جای آنان، گروهی دیگر از جای جای جهان بدان‌جا گسیل شوند؛ موجودیّتی حقیقی نادیده گرفته شود و موجودیّتی جعلی بر جای آن بنشیند، امّا این نیز یکی از صفحات ناپاک تاریخ است که همچون دیگر صفحات آلوده، با اذن خدای متعال و یاری او بسته خواهد شد؛چه آنکه‌‌: إِنَّ‌ الْبَاطِلَ کانَ‌ زَهُوقًا.(۳) وَ قال: اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبَادِیَ الصَّٰلِحُون.(۴)

کنفرانس شما در یکی از سخت‌ترین شرایط جهانی و منطقه‌ای برگزار میشود. منطقه‌ی ما که همواره پشتیبان ملّت فلسطین در مبارزات آن علیه یک توطئه‌ی جهانی بوده است، این روزها دستخوش ناآرامی و بحرانهای متعدّد است. بحرانهای موجود در چندین کشور اسلامی منطقه موجب شده است تا حمایت از مسئله‌ی فلسطین و آرمان مقدّس آزادی قدس کم‌رنگ شود. توجّه به نتیجه‌ی این بحرانها، به ما تفهیم میکند که قدرتهای سودبرنده از آن کدامند. آنانی که رژیم صهیونیستی را در این منطقه به وجود آوردند تا از طریق تحمیل یک درگیری طولانی‌مدّت، مانع از ثبات و استقرار و پیشرفت منطقه شوند، اینک نیز در پسِ فتنه‌های موجود قرار دارند. فتنه‌هایی که موجب شده است تا توانمندی‌های ملّتهای منطقه در درگیری‌های عبث و بیهوده به خنثی کردن یکدیگر مصروف شود و با فشل شدن همه، آنگاه فرصت برای قدرت‌گیری هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی فراهم آید. همچنان در این میان، شاهد تلاش خیرخواهان و عقلا و حکمای امّت اسلامی هستیم که دلسوزانه در پی حلِّ این اختلافات هستند؛ امّا متأسّفانه، توطئه‌های پیچیده‌ی دشمن، توانسته است با بهره‌گیری از غفلت برخی دولتها، جنگهای داخلی را بر ملّتها تحمیل کند و آنها را به جان یکدیگر بیندازد و تلاش این خیرخواهان امّت اسلامی را کم اثر کند. آنچه در این میان حائز اهمّیّت است، تضعیف جایگاه مسئله‌ی فلسطین و تلاش برای خروج آن از اولویّت است. باوجود اختلافاتی که کشورهای اسلامی با یکدیگر دارند که برخی از آنها طبیعی و برخی دیگر توطئه‌ی دشمن و برخی دیگر ناشی از غفلت است، لیکن همچنان عنوان فلسطین میتواند و باید، محور وحدت همه‌ی آنان باشد. یکی از دستاوردهای این نشست ارزشمند، مطرح کردن اولویّت نخست جهان اسلام و آزادی‌خواهان جهان، یعنی موضوع فلسطین و ایجاد فضای همدلی برای تحقّق هدف والای حمایت از مردم فلسطین و مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌جویانه‌ی آنان است. هرگز نباید از اهمّیّت حمایت سیاسی از مردم فلسطین غافل بود که در جهان امروز از اولویّت ویژه‌ای برخوردار است. ملّتهای مسلمان و آزادی‌خواه با هر سلیقه و روش، امّا میتوانند در یک هدف گرد هم ‌آیند و آن فلسطین و ضرورت تلاش برای آزادی آن است. با پدیدار شدن نشانه‌های افول رژیم صهیونیستی و ضعفی که بر متّحدان اصلی آن بویژه ایالات متّحده‌ی‌ آمریکا حاکم شده است، مشاهده میشود که اندک اندک، فضای جهانی نیز به سمت مقابله با اقدامات خصمانه و غیر قانونی و غیر انسانی رژیم صهیونیستی میل میکند، البتّه هنوز جامعه‌ی جهانی و کشورهای منطقه نتوانسته‌اند به مسئولیّت خود در برابر این مسئله‌ی انسانی عمل کنند.

سرکوب وحشیانه‌ی ملّت فلسطین، دستگیری‌های گسترده، قتل و غارت، غصب سرزمین‌های این ملّت و بنای شهرک در آنها، تلاش برای تغییر چهره و هویّت شهر مقدّس قدس و مسجدالاقصی و دیگر اماکن مقدّس اسلامی و مسیحی در آن، سلب حقوق اوّلیّه‌ی شهروندان و بسیاری از مظالم دیگر همچنان ادامه دارد و از پشتیبانی همه‌جانبه‌ی ایالات متّحده‌ی آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی برخوردار است و متأسّفانه با عکس‌العمل شایسته‌ی جهانی مواجه نیست. ملّت فلسطین مفتخر است که خدای متعال بر آنان منّت گذارده و رسالت عظیم دفاع از این سرزمین مقدّس و مسجدالاقصی را بر دوش آنان نهاده است. این ملّت، راهی جز این ندارد که با اتّکال به پروردگار متعال و اتّکاء به توانمندی‌های ذاتی خود، در صدد برآید تا شعله‌ی مبارزه را همچنان فروزان نگاه دارد و الحق که تاکنون چنین کرده‌ است. انتفاضه‌ای که اینک در سرزمین‌های اشغالی برای سوّمین بار آغاز شده، مظلوم‌تر از دو انتفاضه‌ی گذشته، امّا درخشان و پُرامید در حرکت است و به‌ اذن الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحله‌ی بسیار مهمّی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد. این غدّه‌ی سرطانی، از هنگام آغاز، مرحله‌ای رشد کرده و به بلای کنونی تبدیل شده و درمان آن نیز باید مرحله‌ای باشد، که چند انتفاضه و مقاومت پیگیر و مستمر توانسته است اهداف مرحله‌ای بسیار مهمّی را محقّق سازد و همچنان توفنده به پیش میتازد تا دیگر اهداف خود را، تا زمان آزادی کامل فلسطین محقّق سازد.

ملّت بزرگ فلسطین که بتنهایی، بار سنگین مقابله با صهیونیسم جهانی و حامیان قلدر آن را به دوش میکشد، صبور و بردبار، امّا مستحکم و استوار به‌ تمامی مدّعیان فرصت داده است تا ادّعای خود را به محک تجربه بسپارند. آن روز که با ادّعای نادرست واقع‌بینی و ضرورت پذیرش حداقل حقوق برای جلوگیری از ضایع شدن آن، طرحهای سازش به طور جدّی مطرح شد، ملّت فلسطین و حتّی همه‌ی جریانهایی که نادرستی این دیدگاه برایشان از پیش اثبات شده بود، به آن فرصت دادند. البتّه جمهوری اسلامی ایران، از همان ابتدا بر نادرستی این نوع روشهای سازش‌کارانه تأکید کرد و آثار زیان‌بار و خسارتهای سنگین آن را گوشزد نمود. فرصتی که به روند سازش داده شد، آثار مخرّبی در مسیر مقاومت و مبارزه‌ی ملّت فلسطین به همراه داشت، امّا تنها فایده‌ی آن، اثبات نادرستی تصوّر واقع بینی در عمل بود. اساساً روش و طریقه‌ی شکل‌گیری رژیم صهیونیستی به ‌گونه‌ای است که نمیتواند از توسعه‌طلبی و سرکوبگری و تضییع حقوق حقّه‌ی فلسطینیان دست بردارد؛ زیرا موجودیّت و هویّت آن در گروِ نابودی تدریجی هویّت و موجودیّت فلسطین است. چه، آنکه موجودیّت نامشروع رژیم صهیونیستی، در صورتی قابلیّت استمرار خواهد داشت که بر ویرانه‌های هویّت و موجودیّت فلسطین بنا شود. به همین دلیل است که حفاظت از هویّت فلسطینی و پاسداری از همه‌ی نشانه‌های این هویّتِ بر حق و طبیعی،‌ امری واجب، ضروری و یک جهاد مقدّس است. تا وقتی که نام فلسطین، یاد فلسطین و شعله‌ی فروزان مقاومت همه‌جانبه‌ی این ملّت برافراشته بماند، امکان ندارد که پایه‌های رژیم اشغالگر، مستحکم گردد.

مشکل روند سازش فقط در این نیست که با کوتاه آمدن از حقّ یک ملّت، به رژیم غاصب مشروعیّت میدهد،که خود خطائی بزرگ و نابخشودنی است، بلکه مشکل در آن است که اساساً هیچ تناسبی با شرایط کنونی مسئله‌ی فلسطین ندارد و خصلتهای توسعه‌طلبانه و سرکوبگرانه و آزمندانه‌ی صهیونیست‌ها را در نظر نمیگیرد؛ امّا این ملّت، با اغتنام فرصت توانسته است نادرستی ادّعای مدّعیان سازش را به اثبات رساند و در نتیجه، نوعی اجماع ملّی در مورد روشهای درست مبارزه برای احقاق حقوق حقّه‌ی ملّت فلسطین شکل گرفته است.

اینک مردم فلسطین در کارنامه‌ی سه دهه‌ی گذشته‌ی خود، دو الگوی متفاوت را تجربه کرده‌اند و میزان تناسب آن با شرایط خویش را دریافته‌اند. در مقابل روند سازش، الگوی مقاومت قهرمانانه و مستمرِ انتفاضه‌ی مقدّس قرار دارد که دستاوردهای عظیمی برای این ملّت داشته است. بی‌دلیل نیست که این روزها مشاهده میکنیم که از سوی مراکز معلوم‌الحال، «مقاومت»، مورد هجوم و یا «انتفاضه»، مورد سؤال قرار میگیرد. از دشمن انتظاری جز این نیست؛ زیرا به‌درستیِ این راه و ثمربخش بودن آن وقوف کامل دارد؛ امّا گاه مشاهده میکنیم که برخی از جریانها و حتّی کشورهایی که در ظاهر ادّعای همراهی با مسئله‌ی فلسطین را دارند، ولی در حقیقت درصددند تا مسیر درست این ملّت را منحرف کنند، به مقاومت حمله میکنند. ادّعای آنان این است که مقاومت در پی چند دهه از عمر خود، هنوز نتوانسته است آزادی فلسطین را محقّق سازد؛ پس این روش نیازمند بازنگری است! در پاسخ باید گفت: درست است که مقاومت هنوز نتوانسته به هدف غائی خود یعنی آزادی کلِّ فلسطین دست یابد، لیکن مقاومت توانسته است مسئله‌ی فلسطین را زنده نگه دارد. باید دید اگر مقاومت نبود، اینک در چه شرایطی به سر میبردیم؟ مهم‌ترین دستاورد مقاومت، ایجاد مانع اساسی در برابر پروژه‌های صهیونیستی است. موفّقیّت مقاومت، در تحمیل یک جنگ فرسایشی به دشمن است، یعنی توانسته برنامه‌ی اصلی رژیم صهیونیستی را که سیطره بر کلِّ منطقه بود، به شکست بکشاند. در این روند، باید بحق، از اصل مقاومت و سلحشورانی که در دوره‌های مختلف و از همان ابتدای اجرای پرده‌ی تأسیس رژیم صهیونیستی به مقاومت پرداختند و با تقدیم جان خود، پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و نسل به نسل آن را منتقل کردند، تجلیل شود. نقش مقاومت در دوره‌های بعد از اشغال بر کسی پوشیده نیست و یقیناً نمیتوان حتّی نقش مقاومت را در پیروزیِ ولو مختصرِ جنگ سال ۱۳۵۲ مصادف با ۱۹۷۳ میلادی نادیده انگاشت؛ و از سال ۱۳۶۱ مصادف با ۱۹۸۲ میلادی که عملاً بار مقاومت بر دوش مردم داخل فلسطین قرار گرفت، مقاومت اسلامی لبنان -حزبالله- از راه رسید تا یاریگر فلسطینیان در مسیر مبارزاتی‌شان باشد. اگر مقاومت، رژیم صهیونیستی را زمین‌گیر نکرده بود، اینک شاهد دست‌اندازی آن به دیگر سرزمین‌های منطقه بودیم؛ از مصر گرفته تا اردن و عراق و خلیج فارس و غیره؛ آری این دستاورد بسیار مهم است، امّا این تنها دستاورد مقاومت نیست و آزادی جنوب لبنان و آزادی غزّه، تحقّق دو هدف مرحله‌ای مهم در روند آزادی فلسطین به شمار میرود که توانسته است روند گسترش جغرافیایی رژیم صهیونیستی را معکوس گرداند. از اوایل دهه‌ی ۶۰ هجری شمسی مصادف با دهه‌ی ۸۰ میلادی به بعد، دیگر نه‌تنها رژیم صهیونیستی قادر نبوده است به سرزمین‌های جدیدی دست‌اندازی کند، بلکه عقب‌گرد آن با خروج ذلّت‌بار از جنوب لبنان آغاز شد و با خروج ذلّت‌بار دیگر از غزّه استمرار یافت. هیچ‌کس نمیتواند منکر نقش اساسی و تعیین‌کننده‌ی مقاومت در انتفاضه‌ی نخست باشد. در انتفاضه‌ی دوّم نیز نقش مقاومت، اساسی و برجسته بود. انتفاضه‌ای که در نهایت، رژیم صهیونیستی را وادار کرد تا از غزّه خارج شود. جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان و جنگهای ۲۲ روزه، ۸ روزه و ۵۱ روزه در غزّه، همگی صفحات درخشانی از کارنامه‌ی مقاومت است که موجب ‌افتخار تمام ملّتهای منطقه، جهان اسلام و همه‌ی انسانهای آزادی‌خواه‌ جهان است.

در جنگ ۳۳ روزه، عملاً همه‌ی راه‌های امدادرسانی به ملّت لبنان و مقاومان سلحشور حزب‌الله بسته شده بود، امّا به یاری خداوند و اتّکاء به نیروی عظیم مردم مقاوم لبنان، رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی ایالات متّحده‌ی آمریکا، شکست مفتضحانه‌ای را متحمّل شدند که دیگر به‌آسانی جرئت حمله به آن دیار را نخواهند کرد. مقاومتهای پی در پی غزّه، که اینک به قلعه‌ی شکست‌ناپذیر مقاومت مبدّل شده است، در طی چند جنگ پیاپی نشان داد که این رژیم، ضعیف‌تر از آن است که در مقابل اراده‌ی یک ملّت، توان ایستادگی داشته باشد. قهرمان اصلی جنگهای غزّه، ملّت سلحشور و مقاومی است که باوجود تحمّل چندین سال محاصره‌ی اقتصادی، امّا با اتّکاء به قدرت ایمان، همچنان از این قلعه دفاع میکند. جای آن دارد که از همه‌ی گروه‌های مقاومت فلسطین، سرایا القدس از جنبش جهاد اسلامی، کتائب عزّالدّین قسّام از حماس، کتائب شهداء الاقصی از فتح و کتائب ابوعلی مصطفی از جبهه‌ی خلق برای آزادی فلسطین که نقش ارزشمندی در این جنگها داشتند، تقدیر به عمل آید.

میهمانان گرامی!
خطرات ناشی از حضور رژیم صهیونیستی هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و لذا مقاومت باید از همه‌ی ابزارهای لازم برای استمرار کار خود برخوردار باشد و در این مسیر، همه‌ی ملّتها و دولتهای منطقه و همه‌ی آزادی‌خواهان جهان وظیفه دارند نیازهای اساسی این ملّت مقاوم را تأمین کنند که بستر اصلی مقاومت،‌ ایستادگی و پایداری ملّت فلسطین است که خودْ فرزندان غیور و مقاوم را پرورش داده است. تأمین نیازهای مردم فلسطین و مقاومت فلسطین، وظیفه‌ای مهم و حیاتی است که همه باید به آن عمل کنیم. در این روند، نباید به نیازهای اساسی مقاومت در کرانه‌ی‌ِ باختری بی‌توجّه بود که اینک بار اصلی انتفاضه‌ی مظلوم را بر دوش میکشد. مقاومت فلسطین نیز باید با عبرت‌گیری از گذشته‌ی خود به این نکته‌ی مهم توجّه داشته باشد که «مقاومت» و «فلسطین»، ارزشمندتر و والاتر از آن است که در اختلافات میان کشورهای اسلامی و عربی و یا اختلافات داخلی کشورها و یا اختلافات قومی و مذهبی درگیر شود. فلسطینیان، بخصوص گروه‌های مقاومت باید قدر جایگاه ارزشمند خود را بدانند و به این اختلافات ورود نکنند. کشورهای اسلامی و عربی و همه‌ی جریانهای اسلامی و ملّی، موظّفند در خدمت آرمان فلسطین قرار گیرند. حمایت از مقاومت، وظیفه‌ی همه‌ی ما است و هیچ‌کس حق ندارد در برابر کمک، از آنان انتظار ویژه‌ای داشته باشد. آری، تنها شرط کمک این است که این کمکها در جهت تقویت بُنیه‌ی مردم فلسطین و ساختار مقاومت هزینه شود. پایبندی به اندیشه‌ی ایستادگی در برابر دشمن و مقاومت در همه‌ی ابعاد آن، ضامن استمرار این کمکها است. موضع ما نسبت به مقاومت یک موضع اصولی‌ است و ربطی به گروه خاصّی ندارد. هر گروهی که در این مسیر استوار باشد، با او همراه هستیم و هر گروهی که از این مسیر خارج شود، از ما دور شده است. عمق رابطه‌ی ما با گروه‌های مقاومت اسلامی فقط به میزان پایبندی آنان به اصل مقاومت مرتبط است.

نکته‌ی دیگری که باید به آن اشاره شود، اختلاف میان گروه‌های مختلف فلسطینی است. تفاوت دیدگاه به دلیل تنوّع سلیقه در میان مجموعه‌ها امری طبیعی و قابل درک است و تا آنجا که در همین محدوده باقی بماند، چه بسا موجب هم‌افزایی و غِنای هرچه بیشتر مبارزات مردم فلسطین شود، لیکن مشکل از زمانی آغاز میشود که این اختلافات، به نزاع و خدای ناکرده درگیری بینجامد؛ که در این صورت جریانهای مختلف، با خنثی کردن قدرت و توان یکدیگر، عملاً در مسیری گام برمیدارند که خواست دشمن مشترک همه‌ی آنها است. مدیریّتِ اختلاف و تفاوت نگرش و سلیقه، هنری است که همه‌ی جریانهای اصلی باید آن را به کار گیرند و به‌ گونه‌‌ای برنامه‌های مختلف مبارزاتی خود را برنامه‌ریزی کنند که فقط به دشمن فشار آورد و موجب تقویت مبارزه شود. اتّحاد ملّی بر اساس برنامه‌ی جهادی، ضرورتی ملّی برای فلسطین است که انتظار میرود همه‌ی جریانهای مختلف در جهت عمل به خواست همه‌ی مردم فلسطین برای تحقّق آن بکوشند.

مقاومت، این روزها با توطئه‌ی دیگری نیز دست به گریبان است و آن تلاش دوست‌نمایانی است که میکوشند مقاومت و انتفاضه‌ی مردم فلسطین را از مسیر خود منحرف ساخته و آن را هزینه‌ی معاملات سرّی خود با دشمنان ملّت فلسطین بنمایند. مقاومت هوشمندتر از آن است که در این دام فروافتد؛ بویژه آنکه ملّت فلسطین رهبر حقیقی مبارزات و مقاومت است و تجارب گذشته نشان میدهد که این ملّت با درک دقیق از شرایط، مانع از این‌گونه انحرافات میشود و اگر خدای ناکرده، جریانی از جریانهای مقاومت در این دام فروافتد، این ملّت همچون گذشته میتواند نیاز خود را بازتولید کند. اگر گروهی پرچم مقاومت را بر زمین بگذارد، یقیناً گروهی دیگر از دل ملّت فلسطین بر‌می‌آید و آن پرچم را در دست خواهد گرفت.

مطمئناً شما حضّار محترم، در این نشست، فقط به فلسطین خواهید پرداخت که متأسّفانه در چند سال اخیر، کوتاهی‌هایی در توجّه لازم و ضروری نسبت به آن صورت پذیرفته است. یقیناً بحرانهای موجود در جای جای منطقه و امّت اسلامی شایسته‌ی توجّه است، لیکن آنچه موجب این گردهمایی است، مسئله‌ی فلسطین است. این اجلاس میتواند خود الگویی باشد تا با تأسّی به آن، رفته‌رفته همه‌ی مسلمانان و ملّتهای منطقه بتوانند با تکیه به اشتراکات خود، اختلافات را مهار کرده و با حلِّ تک‌تک آنها، موجبات تقویت هرچه بیشتر امّت محمّدی (صلوات‌الله‌علیه) را فراهم آورند.

در پایان لازم میدانم بار دیگر از حضور ارزشمند همه‌ی شما میهمانان عالی‌قدر تشکّر کنم. همچنین از رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و همکارانشان در مجلس دهم به دلیل زحمتی که برای تشکیل این کنفرانس انجام دادند، تشکّر میکنم. توفیق همه‌ی شما را در خدمت به مسئله‌ی فلسطین به عنوان اصلی‌ترین مسئله‌ی جهان اسلام و محور وحدت همه‌ی مسلمانان و آزادگان جهان از درگاه ایزد منّان مسئلت دارم.

درود و رحمت خداوند نثار روح پُرفتوح همه‌ی شهدای اسلام باد، بویژه شهدای والامقام مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و نیز همه‌ی رزمندگان صادق جبهه‌ی مقاومت و نیز روح مطهّر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که بیشترین اهتمام را به قضیّه‌ی فلسطین مبذول داشت. موفّق و پیروز باشید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

۱) سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۱۳۹
۲) سوره‌ی محمّد، آیه‌ی ۳۵
۳) سوره‌ی اسراء، بخشی از آیه‌ی ۸۱
۴) سوره‌ی انبیاء، بخشی از آیه‌ی ۱۰۵




Fotolia_9406323_Subscription_L-1440x1084

آخرین «گزینه روی میز» کشورهای منطقه

سال‌هاست کشورهای منطقه از نبود رابطه میان ایران و آمریکا سود می‌برند. اختلاف ایران و آمریکا برای آن‌ها، هم منافع اقتصادی در پی داشته و هم از نظر راهبردی به نفع‌شان بوده است. در کنار فواید راهبردی، تداوم تحریم چندسالهٔ ایران تا حدود زیادی به وضعیت اقتصادی و تجاری آن‌ها نیز رونق بخشیده است. به همین خاطر، هرگاه میان ایران و آمریکا یک تعامل دیپلماتیک (ولو موقت) برقرار می‌شود، و هرگاه احتمال می‌رود که سرانجامِ یک روند مذاکراتی میان این دو کشور به بهبود و عادی‌سازی روابط منجر شود، این کشورها از تمام اهرم‌ها و ابزاری که در دست‌ دارند برای مختل کردن این روند استفاده می‌کنند. دست‌ِکم در جریان مذاکرات هسته‌ای، به وضوح شاهد بودیم چگونه کشورهای رقیبِ منطقه – به ویژه عربستان سعودی و رژیم اسرائيل – برای ممانعت از آغاز مذاکرات و سپس برای به شکست کشاندن مذاکرات تلاش کردند.

اینکه در جسلهٔ یکشنبه کنفرانس امنیتی مونیخ، سه کشور از کشورهای رقیب منطقه‌ای – از جمله ترکیه – به فضاسازی و حملات لفظی علیه ایران مشغول شدند، بی ارتباط به همین مسئله نیست. آن‌ها می‌دانند که اگر ایران و حزب جمهوریخواه که کاخ سفید و کنگره را در دست گرفته، برای حل برخی از مسائل فی‌مابین بر سر میز مذاکره بنشینند، آخرین برگِ آن‌ها برای تنش‌آفرینی میان تهران و واشنگتن نیز از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر، در فضای پس از برجام، کشورهای رقیب منطقه «حزب جمهوریخواه» را آخرین «گزینه‌ روی میز» خود برای مهار ایران می‌دانند و از این رو تلاش می‌کنند از هر احتمال گفت‌وگو میان ایران و طیف تندروی واشنگتن ممانعت کنند.

البته نگرانی این کشورها هم بی‌جا نیست. آن‌ها هنوز نتوانستند از میان انبوه اظهارات مبهم، شعارهای پوپولیستی دونالد ترامپ و چینش کابینهٔ او ، سیاست خارجهٔ مشخصی را در قبالِ ایران استنباط کنند و به همین خاطر تلاش می‌کنند در جهت‌دهی به رویکرد دولت جدید ایالات متحده به تهران تاثیرگذار باشند.

به واقع، برخی از مواضع و اظهارات دونالد ترامپ در مورد «برجام» این تصور را نزد بسیاری از تحلیل‌گرا تقویت کرده که انتقاد رئيس‌جمهور جدید ایالات متحده به توافق هسته‌ای، بیش از اینکه ریشه در ملاحظات امنیتی و راهبردی داشته باشد، معطوف به این نکته است که برجام برای شرکت‌های آمریکایی – در قیاس با شرکت‌های اروپایی – عواید اقتصادی بسیار کم‌تری در پی داشته است. اظهارات مکرر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه شرکتِ اروپایی «ایرباس»، پس از گشایش‌های حقوقیِ ناشی از برجام، سهم بیشتری از بازار ایران نسبت به شرکت آمریکایی «بوئینگ» عایدش شده، یا اشاره او به این نکته که پول‌های آزاد شدهٔ ایران عمدتاً صرفِ خرید تولیدات کشورهای رقیب آمریکا شده است، همگی در تقویت این برداشت موثر بوده است.

به عبارت دیگر،‌ کشورهای رقیب تصور می‌کنند که اگر مذاکره‌ای میان تهران و واشنگتن در دورهٔ ترامپ صورت پذیرد، سرانجام مذاکره احیاناً رفع «تحریم‌های اولیه» علیه ایران خواهد بود تا تنها مانع حقوقی باقی‌مانده بر سر راه عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی میان ایران و آمریکا نیز برطرف شود.

به همین خاطر، بسیاری از آن‌ها از هم‌اکنون در تلاش هستند تا با فضاسازی‌هایی از قبیل آنچه در جلسهٔ‌ اخیر کنفرانس مونیخ شاهدش بودیم، از آغاز چنین روندی ممانعت کنند. حال با توجه به این ملاحظات و محاسبات راهبردی کشورهای رقیب، سئوال اینجاست که کدام سیاست در برابر آمریکا در عصر کنونی بیشتر به نفع ایران است؟ شروع یک روند تنش‌زدایی و “Détente” با کلیت دستگاه سیاسی آمریکا به منظور رسیدن به یک معاملهٔ بزرگ و نهایتاً برای دستیابی به یک تفوق منطقه‌ای؛ یا تداوم روند رویارویی با واشنگتن با تمام فواید و زیان‌هایی که در بر دارد؟

نویسنده: رضا نصری، حقوقدان بین‌المللی و عضو موسسه مطالعات عالی بین المللی ژنو

منبع: روزنامه ایران




635759407818390964

مقاله حسین موسویان در ویژه نامه کنفرانس امنیتی مونیخ: ارزیابی وضعیت توافق هسته ای؛ بحران روح برجام

حسین موسویان پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون آمریکا ومعاون پیشین سیاست خارجی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی در مقاله ای در ویژه نامه کنفرانس امنیتی مونیخ به بررسی تنش ها بین آمریکا و ایران پرداخت و در این شرایط وضعیت و اینده توافق هسته ای را مورد ارزیابی قرار داد.

کنفرانس امنیتی مونیخ از روز جمعه در شهر مونیخ آلمان آغاز شده است و امروز(یکشنبه) به پایان می رسد.

 این مقاله آمده است:

مدتهاست که در واشینگتن جنجال بر سر توان موشکی ایران ادامه داشته ، تهدیدی برای امنیت منطقه و مقصد نهایی آنهم رسیدن به کلاهک هسته ای جلوه داده میشود. درحالیکه قدرت موشکی ، بخشی از توان دفاعی ایران  و هدف آن هم بازدارندگی تجاوز به خاک ایران است. درمنطقه، بالانس درمورد سلاحهای متعارف وجود ندارد زیرا عربستان حداقل پنج برابر ایران و امارات با دومیلیون جمعیت بومی پنجاه درصد بیشترو آمریکا با حضور سنگین نظامی درمنطقه نیز هفتاد برابر ایران درزمینه سلاحهای متعارف هزینه میکند.

باتوافق هسته ای ایران و قدرتهای جهانی درجولای 2015، زمینه برای رفع محدودیتهای سازمان مللی علیه توان موشکی ایران فراهم شد. قطعنامه 2231 شورای امنیت درواقع محدودیتهای قطعنامه 1929 علیه توسعه موشکی ایران را برطرف کرد زیرا صرفا از ایران دعوت کرد که ازآزمایش موشکی با قابلیت حمل سلاح هسته ای، اجتناب کند.

طبل جنگ طلبی کاخ سفید

باروی کارآمدن ترامپ و تیم رادیکال وی، جامعه جهانی نسبت به سرنوشت برجام نگران شده است. آزمایش موشکی اخیر ایران که به قصد رمزگشایی از سیاستهای جدید واشینگتن صورت گرفت، موجب اقدام خصمانه کاخ سفید علیه ایران شد. فلین مشاور امنیت ملی وقت ترامپ دراین مورد به ایران هشدار داد. او حتی درسال 2012 تلاش کرده بود کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی لیبی را به ایران نسبت دهد.

بدون تردید آزمایش موشکی ایران جزیی از حق حاکمیت ملی ایران است. در بین شش قدرت جهانی امضاء کننده برجام، اجماع وجود دارد که آزمایش موشکی ایران، نقض برجام نیست. لاکن دربین این شش کشور، دولت ترامپ مدعی شده که این موضوع نقض قطعنامه 2231 است درحالیکه پرواضح است که این یک آزمایش موشکی باقابلیت حمل سلاح هسته ای نبوده است. میخاییل اولینوف، رییس دپارتمان عدم اشعه سلاحهای هسته ای روسیه تصریح کرد: “موشکهای آزمایش شده ایران، قابلیت حمل سلاح هسته ای ندارند،هیچکس تاکنون دلیلی برای رد این واقعیت ارائه نکرده و معلوم نیست مبنای ادعای نقض قطعنامه 2231 چیست.”

حداکثر اینکه دبیر کل سازمان ملل درقالب گزارش اجرای قطعنامه 2231 گفت:”آزمایش موشکی با روح سازنده برجام سازگاری ندارد”.لذا حتی سازمان ملل هم نتوانسته مدعی نقض شود.درهرصورت اینگونه اظهارات دولت ترامپ و تهدید برجام؛ مسیرتقابل آمریکا و ایران را فراهم میکند.

نقض روح و متن برجام

بعد از اجرایی شدن برجام، آژانس بین المللی انرژی اتمی و هرشش قدرت جهانی تایید کرده اند که ایران به تمام تعهدات برجامی خود را بطور کامل انجام داده است. اما آمریکا دردوره اوباما دراجرای رضایتمندانه تعهداتش، جهت برخورداری کامل ایران از منافع اقتصادی برجام قصور داشت و بنظر میرسد که دردوره ترامپ بدتر شود. طبق برجام، آمریکا متعهد است که درمسیر بهره مندیهای اقتصادی ایران از برجام، مزاحمت ایجاد نکند. اما بعد از اجرای برجام، یک سلسله اقداماتی انجام داد که حتی اگر نقض برجام نباشد، اما ناقض روح برجام بوده است.

تحریمهای پسا برجامی دوره اوباما درمورد آزمایش موشکی ایران و ایجاد محدودیت برای سفر اتباع خارجی به ایران ناقض روح برجام بود. فرمان اخیر ترامپ درمنع ورود اتباع هفت کشور ازجمله ایران نیز همینطور. تحریمهای اولیه غیر هسته ای آمریکا علیه ایران مزاحم نقل و انتقالات دلاری درتجارت با ایران شده و مانع این است که روابط بانکهای بزرگ سایرکشورها با ایران بطور کامل عادی شود که نقض روح برجام است. اضافه کنیم بلوکه شدن دومیلیارد دلار ایران با رای دستگاه قضایی آمریکا که نقض آشکار قوانین بین المللی درمورد مصونیت حاکمیتی کشوربود.

بعد از برجام، کنگره حدود 80 لایحه تحریمی و ضدایرانی دردستور کار گذاشت.  هرچند درصورت تصویب، توسط اوباما وتو میشد، اما احتمالا ترامپ وتو نخواهد کرد. اقدام ترامپ دراعمال تحریم جدید موشکی ایران، درجهت ترساندن بیشتر سایرکشورها درمورد همکاریهای اقتصادی با ایران بود که بازهم ناقض روح برجام است.

حقیقت این است که آمریکا بعد از اجرایی شدن برجام، مرتکب نقض مکرر روح برجام شده است اما خطرناک تر اینکه آمریکا در عصر ترامپ بخواهد با تحریمهای گسترده ای تحت عناوین حقوق بشر، تروریسم، موشک وسلاحهای کشتار جمعی، درجهت فلج کردن برجام و نتیجتا درمسیر خطرناک افزایش تشنج با ایران، گام بردارد. این مسیر مانع از موفقیت توافقی خواهد شد که جامعترین توافق تاریخ هسته ای جهان و مدلی برای خلع سلاح جهانی است. علاوه برآن، جنگ علیه داعش را تضعیف خواهد کرد زیرا که ایران درخط مقدم جنگ با داعش بسر میبرد.

کنفرانس امنیتی مونیخ با شرکت 10 رئیس جمهوری، معاون رئیس جمهوری آمریکا، هشت نخست وزیر، وزیران امورخارجه 30 کشور ، وزیران دفاع حدود 20 کشور و مقامات بین المللی شامل دبیرکل سازمان ملل متحد، دبیر کل ناتو، دبیران کل سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب، سازمان شانگهای، رئیسان پارلمان و شورای اروپا، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مدیران کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، اینترپل، سازمان بین المللی مهاجرت و کمیسونر عالی پناهندگان و کمیسیونرهای اتحادیه اروپا از روز جمعه آغاز شده است.




ظریف

ترجمه کامل سخنرانی محمدجواد ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ

اجلاس امنیتی مونیخ، آلمان، اول اسفند  1395

از این که مجددا در این کنفرانس حضور یافته و برخی دیدگاه های  خود را در خصوص وضعیت دوران انتقالی در نظم جهانی پساغربی و آثار آن در غرب آسیا با شما در میان می گذارم، خوشوقتم. بر این باور هستم که نیاز فوری امروز همانا تحول ادراکی متناسب با واقعیات جهان در حال گذار است؛ واقعیاتی که   رویکردهای مبتنی بر حاصل جمع صفر را به چالش کشیده  گرایش های تفوق طلبانه منطقه ای و جهانی را ناموفق ساخته؛  . را بی اثر کرده است » واقعیت های جایگزین « و قالب بندی های ساختگی و   باید به این درک برسیم ،به عبارت دیگر – تلاشی غیرواقعی و ، تحقق امنیت به قیمت ناامنی دیگران ، که در دنیای مبتنی بر جهانی شدن حتی احمقانه- است؛  – که در جهانی که کنشگران امنیتی متعدد شده اند و کنشگران غیرحکومتی جایگاهی قابل ملاحظه گرچه عمدتا منفی- در عرصه امنیت جهانی یافته اند، هیچ قدرتی به تنهایی -هرچند قدرتمندتر از  نمی توانند به چالش های منطقه ای و جهانی از ، دیگران- یا حتی مجموعه ای از قدرت های عمده طریق حذف دیگران یا اتهام زنی و سرزنش آنها فائق آیند .  تصویرسازی های نادرست و مفروضات اشتباه برای مدتی ، هرچند که ممکن است سوء برداشت ها اما اینها کمکی به حل بحران های ، نگرانی های داخلی را بر طرف کنند ، کوتاه و به صورتی موقت واقعی جهانی نمی کنند.  نه صرفا محصول نیروهای داخلی این منطقه ، کابوس خشونت افراطی و ترور در آسیای غربی ،از این منظر است و نه همان گونه که همه می دانیم قابل نگاه داشتن در داخل منطقه است.

ما می توانیم به روش های مختلف یکدیگر را در این وضعیت مقصر قلمداد کنیم.  مقصر دانستن غرب به عنوان مجرم اصلیِ تمامی مشکلات مان بسیار ساده است. در ، برای ما در غرب آسیا این خصوص با کمبود شواهد تاریخی نیز  روبرو نیستیم. غرب هم به راحتی مسلمانان را علی رغم تنوعی که وجود دارد مقصر معرفی می کند. اتهام زدن ساده ترین راهِ انحراف اذهان از واقعیات است.  اولین گام لازم برای پرداختن به این چالش آن است که مشکل را به گونه ای تعریف ،به اعتقاد اینجانب نماییم که بتواند به یک راه حل دسته جمعی منجر گردد.    مولفه اصلی این بحران است. آنچه که تمامی افراط ، همه ما به آسانی می توانیم توافق کنیم که فقدان امید قرار »حاشیه« گرایانِ خشونت گرا را به هم پیوند می دهد این احساس است که به لحاظ محلی و جهانی در  . مورد احترام قرار گرفتن ندارند ، و از همه مهم تر ، گرفته اند و هیچ امیدی برای حضور و مشارکت زمینه دیگر برای گرایش به افراط گرایی را می توان مشکلِ همیشگیِ تهاجم و اشغال خارجی دانست که از موضوع فلسطین آغاز شده و مجموعه ای از دخالت های نظام مند سیاسی و نظامی با هدف حفظ، استمرار و   . را در بر می گیرد »نظم جدید جهانی« سپس شکل دهی به معماری منطقه بر اساس ادعای خودمحورانه باید مشکل ناکامی دولت ها در بخشی از منطقه ما در پاسخ ،به عنوان عامل داخلی این مجموعه پیچیده  را در نظر بگیرید .اجازه بدهید تاکید کنم این که برخی همسایگان »عزت« دادن به خواست اصلی مردم برای ما می خواهند این خطر وجودیِ داخلی خود را معطوف و منحرف به دشمنان خیالی و برساخته خارجی نمایند، خطرناک و گمراه کننده است . همچنین این چالش یک بخش شبه ایدئولوژیک نیز دارد .برای نزدیک به چهار دهه، ایدئولوژی تکفیری که هیچ ارتباطی با اسلام نداشته و پایه هایش متکی بر جدایی افکنی، تنفر و حذف است، با تکیه بر منابع مالی  ایران« فراوان در سطح جهانی به بهانه تقویت اسلام میانه رو در مقابل یک تهدید متوهمانه و برساخته به نام   . گسترش داده شده است»تندرو ترکیب این عوامل دقیقا یک مجموعه آماده ی انفجار ایجاد کرده است .هر چند پیدایش گروه های تروریستی   به تجاوزها و ماجراجویی های ، همچون داعش و جبهه النصره و خشونت بی سابقه و قرون وسطایی آنها نظامی سال های ابتدای قرن جدید برمی گردد، اما تجهیز و تامین این گروه های تروریستی توسط برخی کشورها در منطقه نمی تواند فراموش شده و نادیده گرفته شود .آنها می خواستند با یک تیر دو نشان بزنند:   زاییده از عدم کارایی نظام سیاسی داخلی خود را به سمت دیگران ، خطر وجودیِ نارضایتی داخلی منحرف کنند. و همزمان تلاش کنند تعادل منطقه ای را که از دید آنها قبل از سقوط صدام حسین وجود داشت بازسازی کنند.  اما این بومرنگی که پرتاب کرده اند اکنون به سمت خود آنها برگشته است.

خانم ها و آقایان،  ، من هم اکنون به بعد منطقه ای اشاره کردم و این زمینه ای است که امیدوارم در آن دسترسی به راه حل سریع تر صورت گرفته و با پیچیدگی کمتری همراه باشد.  سقوط صدام حسین و برپایی حکومتی مبتنی بر آراء مردم در عراق باعث نگرانی برخی از کشورهای منطقه شد که به هم خوردن تعادل در غرب آسیا را به نفع ایران می پنداشتند و به این باور رسیده بودند که وضعیت تعادل قوای پیشین به هر قیمتی باید احیا می شد . دو دهه قبل نیز در پی انقلاب اسلامی ایران نگرانی های نادرست مشابهی برخی از همسایگان ما را به مسلح کردن و کمک مالی برای نابودی دشمن ساختگی و خیالی سوق داده بود. ما امیدوار بودیم همسایگان ما از این واقعیت که هیولایی که خودشان آفریده بودند به کابوسی برای خود آنها تبدیل شد، درس گرفته باشند.  برای همه ما لازم است تا این روند را متوقف کنیم .در حقیقت در زمان جنگ ایران و عراق، جامعه جهانی  898 قطعنامه 8 این مشکل را تشخیص داد و درمان آن را در ترتیبات منطقه ای تجویز نمود که در بند  که منجر به پایان این جنگ شد، آمده است .این بند هنوز اعتبار دارد و ،شورای امنیت سازمان مل متحد برای پایان دادن به این دور باطل لازم می باشد. کشورهای منطقه خلیج فارس باید بر این وضعیت افتراق و درگیری فائق آمده و به جای آن به سمت ایجاد ترتیبات امنیتی واقع گرایانه حرکت کنند .شاید این حرکت بتواند در یک مجمع گفتگوی منطقه ای، بر اساس اصول کلی مورد قبول و اهداف مشترک و با انتظارات معقول و محدود آغاز گردد .این مجمع می تواند در طیف وسیعی از مسایل مفاهمه ایجاد کند که شامل اقدامات اعتماد و امنیت ساز، مبارزه با تروریسم، افراط گرایی و فرقه گرایی می شود .این مجمع همچنین می تواند همکاری عملی در حوزه هایی از حفظ محیط زیست گرفته تا سرمایه گذاری و گردشگری را در برگیرد .چنین مجمعی می تواند نهایتا به یک ترتیبات رسمی تر برای عدم تجاوز و همکاری امنیتی منجر شود .

    رئیس جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر حسن روحانی در سفر چهارشنبه گذشته به عمان و کویت یک قدم اساسی در این جهت برداشتند .

 ، خانم ها و آقایان تاکید می کنم که درگیری در عراق، سوریه، یمن و بحرین راه حل نظامی ندارد .هر کدام از آنها نیاز به راه حلی سیاسی دارد که در آن هیچ کنشگر اصیلی از فرایند حذف نشده یا در انتها به حاشیه رانده نشود . علیرغم پیچیدگی هایی که هر کدام از این در گیری ها دارند، همیشه این امکان وجود دارد که نهایتا به نتایجی برسیم که ملزومات حداقلی همه اطراف را مدنظر قرار داده باشد .برای شروع این مسیر، که هیچ راهی جز آن نیست، ما باید مشکلات را به نحوی تعریف کنیم که منجر به یک نتیجه مبتنی بر حاصل جمع صفر نباشد .   یک درس ، پیروزی تاریخی دیپلماسی بر سیاست تحمیل و فشار در جریان حل بحران هسته ای ایران ، سیاسی ساده ولی مهم را می آموزد :همه طرف های ذیربط مشکل را به نحوی که برای همه قابل قبول باشد تعریف کردند و لذا توانستند به راه حلی برسند که مورد قبول همه شرکت کنندگان باشد .به عبارت دیگر آنها به این نتیجه رسیدند که باید انتظارات حداکثری خود را کنار بگذارند تا بتوان به یک مصالحه قابل اجرا رسید . چالش روبروی ما، خانم ها و آقایان، در حقیقت یک چالش ادراکی است .امیدوارم که رهبران جهان قادر به موفقیت در این آزمون باشند . متشکرم.