A_map_of_the_Arab_World_with_flags

استراتژی‌های آن‌ها و نبردهای ما

بثینه شعبان (اندیشمند عرب و مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور سوریه)

المیادین

آنچه را که در دهه هشتاد قرن گذشته تحت عنوان استراتژی اسرائیلی شناخته می‌شد و “عودید ینون” در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده است، امروز دقیقاً در حال پیاده‌سازی روی ملت فلسطین و امت‌های عربی است؛ و هیچ‌کس در این میان به نقشه های ارائه شده و آنچه بر کشورهای عربی از 1980 تا کنون گذشته توجهی نداشته است.

در پی دومین بار آزادسازی تدمر از دست وحشی‌های پلید، شاهد تخریب گسترده‌ای بودیم که در این شهر تاریخی انجام شده است. اکنون سؤال این است که دلیل این تخریب گسترده در تدمر چه بوده و چرا این حجم از کینه و نفرت نسبت به آثار تاریخی شهرهای عربی به منصه ظهور آمده است.

همین سؤال در مورد شهرهای حلب، رقه، دیرالزور، موصل، نمرود، مقام یونس نبی و بقاع صحابه و غیره از شهرها و میراث فرهنگی و تمدنی عرب نیز مطرح است.

پاسخ‌های بسیاری برای این سؤالات مطرح شده است. اما برای یافتن جواب درست باید به استراتژی‌هایی که چنین اعمالی را در پی دارد توجه نمود. این رویکرد بر اساس آنچه عودید ینون به آن اشاره داشته، یک استراتژی اسرائیلی است که در طول دهه هشتاد قرن گذشته از سوی اسرائیل علیه ملت فلسطین و امت عربی به کار گرفته شده و هیچ‌کس به آنچه از آن زمان تا کنون بر کشورهای عربی گذشته، توجهی نداشته است.

از استراتژی مورد اشاره ینون کاملاً مشخص است که هرگز فلسطین هدف نهایی نقشه‌های صهیونیستی نبوده؛ اما به‌عنوان ملتی که مبارزه علیه دولت صهیونیستی قائم به آن است اولین هدف اسرائیل بوده و پس از آن صهیونیسم تمامی کشورهای عربی را هدف قرار خواهد داد.

در ادامه این استراتژی اسرائیل تلاش می‌کند که دولت‌های عربی را از داخل تجزیه نموده و با دامن زدن به اختلافات داخلی و قبیله‌ای در هر کشور نظام‌های عربی را به دولت‌های کوچک رقیب بر اساس محورهای نژاد، مذهب و یا فرقه‌های مختلف تبدیل نماید که این خود موجبات تضعیف ارتش‌های عربی را فراهم می‌آورد. همان چیزی که امروز در عراق و سوریه شاهد آن هستیم. تجزیه و تضعیف مصر، سوریه و عراق هدف نهایی اسرائیل در منطقه است.

این استراتژی بر تجزیه مصر و ایجاد دولتی مسیحی در این کشور اصرار دارد و به همین دلیل است که امروز شاهد تمرکز گروه‌های تروریستی وهابی و بمباران شبهه نظامیان داعش روی کلیساهای مسیحیان هستیم، چراکه این حملات خروج از پیمان کمپ دیوید و بازگرداندن سینا به اسرائیل را توجیه می‌نماید.

مرور آنچه از سال 1980 میلادی تا کنون بر کشورهای عربی رفته است به‌خوبی مشخص می‌نماید که هدف اصلی استراتژی‌های پیاده شده در منطقه مطابق با همین گفته ینون ایجاد تفرقه بین کشورهای عربی و تشکیل دولت‌های کوچک با محوریت فرقه‌ای و مذهبی بوده است تا از این طریق کشورهای ضعیف و رقیب در منطقه قدرت ایجاد هیچ‌گونه خطری برای اسرائیل را نداشته باشند. این همان چیزی است که امروز در سوریه، عراق، صحرای سینا و سایر مناطق عربی شاهد آن هستیم.

مشکل اصلی آن است که دولت‌های عربی ما برای بررسی و حل این مشکلات حاضر به همراهی و اتحاد نیستند و به این واقعیت پی نبرده‌اند که هجوم امروز به تدمر و نمرود درواقع همانند حمله به سینا و قدس است و هدف نهایی تضعیف همه کشورهای عربی‌ای است که در منطقه استعداد ایجاد خطر برای اسرائیل را دارند.

در این میان رویکرد سعودی در تحریک عراق علیه ایران و سوریه، منطق تفرقه‌افکنانه‌ای که نظام وهابی آل سعود  در دشمنی با ملت یمن و حمایت از ویرانگری تروریسم در سوریه، مصر، لبنان و عراق در پیش‌گرفته است، همه و همه در جهت تأمین منافع صهیونیستی و پیاده‌سازی نقشه‌هایی صورت می‌گیرد که امت عربی و منطقه‌ای را هدف قرار داده است و حکام وهابی آل سعود ادعای خدمت به آن را دارند.

تخریب و ویرانی آثار باستانی و میراث هویت عربی در منطقه نقشه و استراتژی آنان است؛ اما نبردها و مبارزات جداگانه و بدون اتحاد از سوی ما قادر به مقابله و شکست نقشه‌های آنان نیست بلکه نیاز به یک نبرد واحد و برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت با اهداف واحد در تمامی نقاط سرزمین واحد عربی دارد.

در این میان باید این نکته مدنظر قرار گیرد که ما عرب هستیم؛ در همه اعصار عرب بوده‌ایم و در آینده نیز یک امت واحد عربی خواهیم بود و تنها جهل است که به دشمنان ما این امکان را می‌دهد که بخشی از این امت را در اختیار خود گرفته و از آن ابزاری برای شکست اتحاد و هم‌پیمانی ما بسازند، چه این هدف از طریق هم‌پیمانی آنان با عثمانی‌هایی تأمین گردد که همچون صهیونیسم خاک کشور ما را تصرف کرده‌اند و چه از طریق استفاده از نفوس و اموال و فرماندهان آنان در جهت ویرانی یمن و سوریه و عراق محقق گردد. آیا نمی‌اندیشید؟

 

https://www.almayadeen.net/articles/opinion/53319




Syrian_Civil_War_map.svg

ابعاد آشکار و پنهانی طرح ایجاد مناطق امن در سوریه

سید حسین موسوی

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جدید امریکا هفته پیش طی یک مکالمه تلفنی با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی، یکی از تصمیمات جنجالی خود را به وی اطلاع داد. وی گفت ایالات‌متحده امریکا به‌زودی موضوع ایجاد مناطق امن در سوریه و یمن را مورد بررسی قرار خواهد داد.  این تصمیم ترامپ با واکنش‌های متفاوتی مواجه کرد. در میان طرف‌های درگیر در بحران سوریه نخستین واکنش از مسکو مطرح کرد. روسیه اعلام کرد واشنگتن این موضوع را با مسکو در میان نگذاشته است. روسیه تأکید کرد ایجاد هر منطقه امن در خاک روسیه باید با هماهنگی دولت سوریه صورت گیرد.  دولت ترکیه که از آغاز بحران سوریه روی ایجاد منطقه امن در شمال این کشور تأکید می‌کرد و به دلیل مخالفت واشنگتن و مسکو این طرح را از دستور کارش خارج کرد. آنکارا پس از ناامیدی از سیاست‌های تردیدآمیز باراک اوباما طی یک چرخش آشکار به‌سوی مسکو اختلافات خود را کنار گذاشت و از بحران خروج نیروهای اپوزسیون مسلح از شهر حلب بدین سو سیاست‌های خود را برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این بحران با روسیه هماهنگ کرد که منجر به برگزاری اجلاس تثبیت آتش‌بس در آستانه به تاریخ ۲۳ ماه جاری مسیحی شد. اکنون ایران، روسیه و ترکیه ضامن اجرایی آتش‌بس سوریه به شمار می‌روند و قرار است این آتش‌بس در اجلاس بعدی ژنو به گفت‌وگوهای سیاسی میان طرف‌های درگیر ارتقا یابد.  دولت سوریه در قبال موضوع ایجاد منطقه امن از سوی امریکا واکنش تندی نشان داد و آن را نقض حاکمیت ملی خود تلقی کرد. ایران به‌عنوان بازیگر مهم بحران سوریه نیز واکنش مثبتی در قبال طرح ایجاد منطقه امن در خاک سوریه از خود نشان نداد. کشورهای عرب خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان سعودی و قطر از این طرح دونالد ترامپ استقبال کرده و آن را بخشی از سیاست‌های خود در قبال بحران سوریه تلقی کردند.

این نوشته می‌کوشد ایجاد منطقه امن در خاک سوریه را مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که آیا این طرح اساساً قابلیت اجرایی به‌ویژه در شرایط پس از آزادی شهر حلب دارد یا خیر؟همچنین باید به این پرسش پاسخ داد که رژیم صهیونیستی که به لحاظ مصلحتی از صحنه کشمکش‌های بحران سوریه غایب است در موضوع ایجاد منطقه امن در سوریه چه سودی می‌برد؟

یکم.  در سال ۲۰۱۱ و پس از تهدید قذافی رهبر وقت لیبی مبنی بر حمله به شهر انقلاب خیز بنغازی کنشگرهای غربی به رهبری ناتو بلافاصله وارد عمل شدند و علاوه بر بمباران قافله ارتش لیبی در بزرگراه منتهی به بنغازی مناطقی از لیبی را مناطق امن اعلام کردند و از پرواز هواپیماهای لیبی جلوگیری کردند. این منطقه امن تجربه و الگوی مثبت و موفقی از خود برجای نگذاشت و هرگاه تحلیلگران و ناظران جهانی بخواهند نمونه ناموفقی از دخالت غرب و ایجاد مناطق امن مورداشاره قرار دهند به شهر بنغازی در سال ۲۰۱۱ اشاره می‌کنند. لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز در دیدار با همتای اماراتی خود روز چهارشنبه ۱۲ بهمن گفت امریکا هنوز هیچ طرح دقیقی از منطقه امن در سوریه را با مسکو در میان نگذاشته است. وی با اشاره به طرح ایجاد منطقه امن در بنغازی در سال ۲۰۱۱ گفت آیا می‌خواهند تجربه ناکام بنغازی را تکرار کنند؟

واقعیت این است که نمی‌توان گفت امریکا از تجربه به‌شدت ناکام منطقه امن در بنغازی لیبی و پیامدهای ویرانگر آن‌که تا به امروز ادامه دارد و پدیده‌ای به نام کشور لیبی را چندپاره کرده بی‌اطلاع است. دولت باراک اوباما با آگاهی از همین پیامدها بود که در برابر پافشاری آنکارا برای ایجاد منطقه امن مقاومت کرد. اکنون مگر چه اتفاقی افتاده است که دولت ترامپ از ایجاد این منطقه در خاک سوریه سخن به میان می‌آورد؟زیرا اگر این طرح پیش از آزادسازی حلب مطرح می‌شد قابلیت اجرایی آن وجود داشت، اما حالا بسیاری از عوامل و زمینه‌های مساعد اجرای این طرح منتفی شده و چیزی به نام مناطق وسیع آزادشده از سوی اپوزسیون مسلح سوریه به‌استثنای رقه و ادلب و تدمر و چند نقطه پراکنده دیگر در شمال سوریه وجود ندارد که قابلیت جذب صدها هزار آواره را داشته باشد. مناطق یاد شده نیز در اختیار نیروهای داعش و جبهه النصره قرار دارد که دونالد ترامپ تصمیم دارد آن‌ها را از روی زمین بردارد.

در پاسخ به این پرسش‌ها چند فرضیه و یک سیاست راهبردی وجود دارد. فرضیه نخست اینکه دونالد ترامپ چندان تمایلی به ایجاد منطقه یا مناطق امن در سوریه ندارد، زیرا هزینه‌های این طرح بسیار بالاست و نیروی هوایی آمریکا را برای مدت‌ها درگیر این مناطق خواهد کرد، اما از سوی دیگر ترامپ می‌خواهد به هم‌پیمانان منطقه‌ای خود و به رقبای خود در منطقه چند پیام ارسال کند. به هم‌پیمانان خود می‌خواهد اطمینان دهد که سیاست درون‌گرایی واشنگتن به معنای بی‌تفاوتی نسبت به متحدان منطقه‌ای ایالات‌متحده نیست. دولت جدید امریکا از چرخش ناگهانی متحد سنتی خود در منطقه به‌سوی روسیه به دلیل سیاست‌های واگرایانه اوباما(به تعبیر ترامپ) درس‌های زیادی آموخته و از اینکه این اقدام آنکارا به دیگر متحدان واشنگتن در منطقه سرایت کند بیمناک است.

از سوی دیگر دولت ترامپ قصد دارد به رهبران روسیه، ایران، سوریه و متحدان منطقه‌ای آن‌ها نظیر حزب‌الله لبنان این پیام را ارسال کند که سیاست‌های واگرایانه دولت اوباما با روی کار آمدن دولت جدید در واشنگتن جای خود را به سیاست فعال و غیر انفعالی سپرده و رهبران این کشورها بدانند که در مقابل شعار تقدم امریکا بر همه‌چیز شعار بازگرداندن عظمت امریکا نیز قرار دارد. اینکه ترامپ برای اعلام نیت امریکا مبنی بر ایجاد منطقه امن در سوریه و یمن ترجیح داده است با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی تماس تلفنی بگیرد، معنای خاصی دارد، زیرا از دیدگاه دولت ترامپ عربستان سعودی محور کشورهایی است که در برابر محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. دولت ترامپ همچنین می‌داند که عربستان سعودی باید کلیه هزینه‌های ایجاد منطقه یا مناطق امن در سوریه را بپذیرد نمی‌توان گمان زنی کرد که ملک سلمان در همین تماس تلفنی ترامپ شرایط مالی طرح ایجاد منطقه امن در سوریه را پذیرفته است. فرضیه دوم که جنبه راهبردی دارد این است که طرح ایجاد مناطق امن در سوریه به لحاظ پایه‌ای در تل‌آویو تدوین‌شده و هدف آن ایجاد منطقه حائل به عمق مناطق تحت نفوذ تروریست‌ها در شهر قنیطره در بلندی‌های جولان و به طول ده‌ها کیلومتر برای تأمین امنیت راهبردی اسرائیل در شمال شرقی فلسطین اشغالی است.  رژیم صهیونیستی از دو پهلوی شمالی(لبنان) و شمال شرقی(بلندی‌های جولان سوریه) در معرض تهدید همیشگی قرار دارد. واکنش سریع رژیم صهیونیستی در برابر ایجاد هرگونه هسته‌های مقاومت در بلندی‌های جولان و گشودن جبهه جدید دریک منطقه ذاتاً ناامن(دروزی­های سوری بلندی‌های جولان) از حساسیت بسیار شدید دولت اسرائیل نسبت به این موضوع پرده برمی‌دارد. شلیک موشک هدایت‌شونده به منزل سمیر قنطار در سال گذشته و قتل وی این پیام را به همراه داشت که اسرائیل کمترین تهدید امنیتی جبهه جولان را تحمل نخواهد کرد. سمیر قنطار مبارز اسطوره‌ای لبنانی فرماندهی هسته مقاومت مردمی جولان را به عهده داشت.  در نتیجه این احتمال وجود دارد که منطقه امن در خاک سوریه به‌موازات مرز سوریه با فلسطین اشغالی به عمق تأمین‌کننده امنیت بلندی‌های اشغالی و تهدیدکننده امنیت دمشق پایتخت سوریه برپا شود. این فرضیه همه قواعد بازی را به سود اسرائیل تغییر خواهد داد.  تلاش‌های بی‌وقفه ارتش سوریه و هم‌پیمانانش در ماه‌های اخیر برای بیرون راندن تروریست‌ها از منطقه قنیطره و تأمین مرزهای خود با بلندی‌های اشغالی جولان نشان از این دارد که سوریه در مورد خطر این طرح آگاهی همه‌جانبه دارد.

فرضیه بعدی مناطق شمالی سوریه با ترکیه از شهر حلب تا شهر الباب در چند کیلومتری ترکیه است که گزینه دیگر طرح ایجاد منطقه امن به شمار می‌رود. شهر الباب اکنون در اشغال داعش است و تلاش‌های ارتش ترکیه برای آزادسازی این شهر به‌رغم تلفات سنگین بی‌نتیجه مانده است. ارتش سوریه با آگاهی از گزینه‌های احتمالی مناطق امن حملات خود را در هفته‌های اخیر از شرق حلب تا شهر مرزی الباب تشدید کرده و حالا در ۳ کیلومتری الباب رسیده است. مناطق شمال شرقی سوریه(کردنشین) در شمال سوریه باقی مِهم‌اند که دولت آنکارا به دلیل خطر ایجاد منطقه مستقل کردستان با هرگونه طرح امنیتی در این منطقه به‌شدت مقابله کرده و می‌کند.

فرضیه آخر مناطق شرقی از شمال سوریه تا مناطق جنوبی این کشور باقی مِهم‌اند که بیشتر آن در حال حاضر در اشغال داعش و جبهه النصره قرار دارد. این مناطق به‌استثنای رقه(پایتخت داعش در سوریه) و ادلب و تدمر جنبه صحرایی دارد و چندان قابلیتی برای گنجایش آوارگان سوری ندارد، اما به لحاظ جداسازی شرق سوریه در امتداد مرز با عراق به‌منظور قطع راه‌های مواصلاتی ایران به سوریه از راه عراق، جنبه راهبردی دارد. بااین‌حال و برای اجرای طرح منطقه امن به‌پیش زمینه‌های زیادی نیاز دارد که جنگ با داعش و جبهه النصره و آزادسازی مناطق عمدتاً اشغال شده یکی از این پیش‌نیازهاست که به زمان زیادی نیاز دارد.

دوم.  طرح ایجاد مناطق امن در خاک سوریه باهدف طولانی کردن بحران این کشور از سوی دولت ترامپ مطرح شده است.  درواقع طرح طولانی کردن بحران سوریه در دولت باراک اوباما کلید خورد. رقبای اوباما به‌ویژه دونالد ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی اخیر ایالات‌متحده دولت اوباما را متهم می‌کردند که به‌طور عمدی بحران سوریه را از طریق اعمال سیاست‌های تردیدآمیز طولانی کردند.  به‌موجب این طرح چند قدرت منطقه‌ای نظیر ایران، عربستان سعودی و ترکیه به‌اضافه چند کشور کوچکی نظیر قطر و امارات مشغول جنگ نیابتی در خاک سوریه هستند. این جنگ نیابتی بودجه نظامی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده است، اما مهم‌ترین نتیجه بحران سوریه و تداوم آن به لحاظ راهبردی این است که مقوله فلسطین و مناقشه طولانی اعراب و اسرائیل تا اطلاع ثانوی به حاشیه رانده شده است، زیرا از یک‌سو ایران در حمایت از متحد استراتژیک خود در محور مقاومت یعنی سوریه به‌صورت روزافزونی درگیر این بحران می‌کند و این مسئله به فرسایش نیروی بسط یافته ایران در منطقه کمک می‌کند. از سوی دیگر عربستان سعودی قرار دارد که علاوه به عهده‌داری موقعیت پدر معنوی اپوزسیون مسلح سوریه،  بار مالی بسیار سنگین این بحران را بر دوش می‌کشد و سفارش خریدهای جنگ‌افزار از کارخانه‌های اسلحه‌سازی ایالات‌متحده به‌صورت پیوسته ادامه دارد. کسری بودجه عربستان سعودی به دلیل دو جنگ سوریه و یمن و بحران بحرین فقط در سال مالی ۲۰۱۷ به بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار رسیده است. سوی دیگر بحران سوریه ترکیه قرار دارد که به دلیل کودتای نافرجام تابستان گذشته و متهم کردن ایالات‌متحده امریکا به حمایت از کودتاچیان (به‌ویژه فتح‌الله گولن) به‌تدریج سیاست‌گریز از مرکز و نزدیکی به روسیه را دنبال می‌کند. ترکیه از آغاز بحران سوریه یکی از طرف‌های اصلی این بحران بود و به‌صورت پیوسته از سوی محافل آمریکایی متهم به حمایت از شورشیان مسلح سوریه شده بود و اینک با انعقاد پیمان مصلحتی با روسیه به‌صورت روزافزونی در باتلاق سوریه گرفتار می‌شود و این مسئله به کم شدن بلندپروازی‌های رجب طیب اردوغان برای به دست گرفتن رهبری جهان اسلام و حمایت از جنبش اخوان المسلمین کمک می‌کند. طرف دیگر بحران سوریه نیروی حزب‌الله لبنان است که به‌طور تمام‌قد وارد این بحران شده و دولت بشار اسد را از بسیاری گردنه‌های صعب‌العبور به‌سلامت عبور داده است، اما درهرحال حزب‌الله لبنان سلسله آمادگی‌های خود را برای مبارزه با اسرائیل به درجه دوم اهمیت تقلیل داده است. در نتیجه و تا زمانی که بحران سوریه ادامه دارد حزب‌الله لبنان جبهه دیگری را نخواهد گشود. البته بسیاری از محافل صهیونیستی از اینکه حزب‌الله لبنان مهارت‌های یک ارتش کلاسیک را در جنگ سوریه به دست می‌آورد اعلام‌خطر کرده و می‌کنند، اما به لحاظ راهبردی طولانی شدن جنگ سوریه طرف‌های درگیر را دستخوش فرسایش نیروی انسانی و مالی می‌کند.  طرف اصلی بحران سوریه یعنی ارتش این کشور قرار دارد که وارد ششمین سال جنگ شده است. از دیدگاه استراتژیست­های آمریکایی ارتش سوریه با فرض کسب پیروزی قطعی در جنگ داخلی کنونی تا ده‌ها سال آینده قادر به فرماندهی و هدایت جنگ دامنه‌دار دیگر با اسرائیل نخواهد بود.  نیروی دیگری که نباید از فهرست بلند زیان دیدگان بحران سوریه حذف کرد تروریست‌هایی است که طبق برآوردهای محافل آمریکایی از ۶۶ کشور جهان به سوریه و عراق گسیل شدند. عملیات شناسایی این نیروها به‌وسیله سازمان‌های اطلاعاتی غربی در طول بحران سوریه تکمیل‌شده و معدوم شدن این نیروها در این بحران از منظر راهبردی به کاهش خطر تروریسم کمک می‌کند و اگر بتوان خطر امتداد تروریسم را به خاک اروپا و غرب به صفر رساند، تجمع آن‌ها در خاک سوریه و تعقیب آن‌ها در مراحل پس از بحران سوریه پتانسیل و ظرفیت بالقوه نیروی تروریستی را در مقیاس جهانی قابل‌کنترل و مهار خواهد بود.




مناع

المیادین: خروج هیثم مناع از سکوت

هیثم مناع معارض سوری در رابطه با برخی از وقایع و حواشی گفتگوها و پیامدهای مرتبط با بحران سوریه که تاکنون پنهان مانده بود سکوت خود را شکست و در مصاحبه‌ای اختصاصی با المیادین، تجربیات شخصی خود در مورد مراحل مختلف بحران سوریه را بیان داشت.

مناع که در دوره‌های اخیر همواره سکوت را بر سخن گفتن ترجیح داده بود، در این مصاحبه از «زمانه مزدوری و تحقیر ارزش‌ها و از بین رفتن شاخصه‌های حاکمیت و خریدن مبارزین پیش‌کسوت در بازارهای برده‌فروشی» گلایه کرده است. در واقع او دی‌میستورا را مزدور و عامل بازیگران بحران سوریه می‌داند.

به گفته وی، اتفاقات پشت پرده، بزرگ‌ترین طرح‌های خلاقانه و مؤثر را منحرف ساخته و مانع از هرگونه تدارکات و پشتیبانی مالی و لجستیکی و سیاسی از جانب هر کشوری در جهت حل بحران سوریه شده است.

مناع در ادامه گفت: «راهکار دی‌میستورا یک مسیر منسوخ و از پیش شکست خورده است… ما سه سال وقت در مسیر یافتن راه‌حل سیاسی برای بحران سوریه تلف کرده‌ایم که صرفاً به دلیل عدم ثبات شخصیت و ترس دائم دی‌میستورا نسبت به حذف وی از بازی بوده است… در واقع، سرگی لاوروف دیپلمات کهنه‌کار روسیه نسبت به دی‌میستورا درک خیلی بهتری از نقاط قوت و ضعف بحران دارد و این موضوع، جایگاه روسیه را کاملاً در مورد حل بحران سوریه ممتاز می‌نماید.»

مناع دی‌میستورا را تنها هماهنگ‌کننده مواضع حامیان کشورهای درگیر در سوریه می داند و معتقد است: «دی‌میستورا قسمتی از راه‌حل بحران سوریه نیست؛ بلکه وی بخشی از مشکل است.»

منبع : المیادین




جابری انصاری- حسین راغب الحسین

جابری انصاری: پرونده فوعه و کفریا اولویت در دست پیگیری ایران است

معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه با تاکید بر تلاش در جهت کاهش آلام مردم سوریه و ساکنان فوعه و کفریا گفت: پرونده فوعه و کفریا بعنوان یک اولویت در رایزنیهای سیاسی مرتبط با بحران سوریه از سوی جمهوری اسلامی ایران در دست پیگیری است.

حسین راغب الحسین نماینده فوعه و کفریا و نائب رئیس کمیسیون آشتی ملی پارلمان سوریه با حسین جابری انصاری معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه دیدار و گزارشی از آخرین وضعیت این دو شهر محاصره شده به دست گروههای مسلح تروریستی، ارائه کرد.

نماینده مجلس سوریه با اشاره به کمبود شدید مواد غذایی، دارو و سوخت در فوعه و کفریا اظهار داشت: فقط طی چند روز گذشته 12 نفر از ساکنان این دو شهر در اثر نقص شدید مواد غذایی فوت کرده اند که بیشتر آنها کودک هستند.

وی با ارائه آمار تاسف بار از اوضاع مردم فوعه و کفریا افزود: تاکنون بیش از 2800 تن از ساکنان این دو شهر در اثر حملات تروریست ها شهید شده اند که 102 نفر از آنها کودک هستند.

 نماینده مردم فوعه و کفریا در مجلس خلق سوریه گفت: ساکنان این دو شهر در محاصره کامل گروههای تروریستی قرار دارند و امکان امدادرسانی به این مناطق بدلیل کارشکنی و حملات گروههای تروریستی وجود ندارد.

نماینده مجلس سوریه خواستار توجه جدی نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد نسبت به اوضاع وخیم ساکنان فوعه و کفریا شد و از جمهوری اسلامی ایران خواست برای رفع محاصره این دو شهر و ارسال کمک های انساندوستانه برای شهروندان آن حداکثر تلاش خود را به کار گیرد.

معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه نیز در این دیدار با تشریح رایزنی های سیاسی و دیپلماتیک صورت گرفته با طرف های مختلف منطقه ای و بین المللی گفت: پرونده فوعه و کفریا بعنوان یک اولویت در رایزنیهای سیاسی مرتبط با بحران سوریه از سوی جمهوری اسلامی ایران در دست پیگیری است.

جابری انصاری تاکید کرد: متاسفانه موضوع فوعه و کفریا بعنوان جزیی از پرونده بحران سوریه و یکی از نتایج جنگ ویرانگر جاری در این کشور، تحت تاثیر پیچیدگی ها و معادلات داخلی، منطقه ای و بین المللی این بحران واقع شده است.

معاون وزیر امور خارجه با تاکید بر استمرار تلاشهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در جهت پایان بحران سوریه و رفع محاصره مناطق تحت محاصره مانند فوعه و کفریا، افزود: درد و رنج مردم سوریه و ساکنان مناطق محاصره شده را درد و رنج خود میدانیم و به تلاشهای دیپلماتیک با طرفهای مختلف برای کاهش آلام مردم سوریه به شکل عام و ساکنان فوعه و کفریا به شکل خاص ادامه خواهیم داد.




48fb7a089789aee1bda34049c562cee1_993

ظریف: سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای منطقه در برابر تروریسم داشته است

وزیر امور خارجه کشورمان می‌گوید که همه دنیا اذعان دارند که برادران ما در سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای همسایه در مقابل تروریسم داشته‌اند.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به برخی گمانه‌زنی‌ها در خصوص قرار گرفتن نام سپاه در لیست تروریسم دولت آمریکا گفت: این تحرکات دولت ایالات متحده هیچ منفعتی برای آمریکا ندارد. همه دنیا اذعان دارند که برادران ما در سپاه بیشترین حمایت را از کشورهای همسایه در مقابل تروریسم داشته‌اند. هرگونه حرکت علیه این مردان غیور ما صرفا باعث روشن‌تر شدن ماهیت آن‌هایی میشود که این حرکت‌ها را می‌کنند.

وی در خصوص اظهارات مقامات ترکیه نیز گفت: معتقدم در منطقه ما نیاز به همراهی و همکاری همه کشورها برای مقابله با تروریسم و افراط وجود دارد و تروریسم و افراط برای هیچکس منفعت ندارد، دامن زدن به دیدگاه‌های فرقه‌ای برای هیچکس منفعتی ندارد.

وزیر خارجه کشورمان با بیان اینکه ما تجربه موثری با روسیه و ترکیه برای ایجاد و تداوم آتش‌بس در سوریه داشته‌ایم، یادآور شد: امیدواریم همسایگان ما فواید تعامل را بیشتر درک کنند و واقعیات را هم در خاطر داشته باشند و بدانند که ایران خیرخواه منطقه است.

ظریف در خصوص برجام گفت: ما ناگزیر بودیم مرحله به مرحله امتیازاتی را که در توافق حاصل شده بگیریم و این روش را ادامه دادیم؛ به لطف خدا در بسیاری از حوزه‌ها به‌ویژه نفت و حمل و نقل که دو حوزه از سه حوزه اصلی تحریم‌ها بوده همه موانع برداشته شده و در حوزه بانکی موانع را یک به یک برداریم و در آینده بیش از این هم توفیق حاصل خواهد شد. جامعه بین المللی هم در قبال برخی لفاظی‌هایی که می‌شنویم در قبال برجام مقاومت کرده و تاکید کرده که برجام باید حفظ شود.




جنگنده عراقی

اهمیت حملات عراق به اهداف داعش در سوریه؛

حملات نیروهای عراقی در خاک سوریه و مشخصاً شهرهای بوکمال و حصیبه در نزدیکی مرز عراق در حالی صورت می‌گیرد که به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران می‌توان آن را تحولی بسیار بزرگ و مهم در معادلات منطقه دانست.

این حملات که با اعلام قبلی و بیانیه عملیات مشترک بین سوریه و عراق صورت می‌گیرد و دامنه مورد هدف آن مرزهای مشترک دو کشور را در بر می‌گیرد، از اهمیت بسیار ویژه‌ای برای داعش برخوردار است؛ چراکه حضور و تسلط داعش بر صحرای نینوا و غرب شرقاط را به‌شدت تهدید می‌نماید.

حملات هوایی عراق بیشتر انبارهای ذخیره مواد منفجره و تعمیرگاه‌های تجهیز خودروهای انتحاری که تهدید اصلی برای مناطق غرب موصل و حدیثه و حویجه بودند را مورد هدف قرار می‌دهد. در این حملات از بمب‌های هدایت‌شونده لیزری نوع GBU 12 استفاده می‌شود که از دقت بسیار بالایی برخوردار بوده و از حجم انفجار اهداف به‌خوبی مشخص می‌شود که اهداف موردنظر مملو از مواد منفجره است.

این حملات ازجمله حملات بسیار هدفمند و دقیقی است که در نتیجه عملیات‌های شناسایی و اطلاعاتی انجام شده و در زمره دقیق‌ترین حملاتی به شمار می‌رود که توسط نیروهای هوایی عراق علیه داعش انجام گرفته، دقیقاً مشابه حملاتی است که در عملیات تلعفر و مناطق شرقی موصل صورت گرفته است و امکان تکرار این حملات در سوریه بسیار زیاد است. خصوصاً آنکه مرزهای مشترک عراق و سوریه همواره شاهد تحرکات داعش است. حشد الشعبی نیز در همین رابطه اعلام داشته است که امکان تکمیل این عملیات داخل خاک سوریه بعد از آزادی تلعفر، اقضیه، قیروان، ابعاج و القحطانیه غرب موصل وجود دارد و این به معنای کوتاه کردن دست داعش از بسیاری از راه‌های مهم مواصلاتی این گروه تروریستی است.

همچنین گفته می‌شود حملات هوایی که در هفته‌های گذشته در عملیات موصل و پس‌ازآن در بوکمال مورداستفاده قرار گرفته است می‌تواند در آینده نزدیک در مورد رقه نیز صورت گیرد.

اهمیت حملات اخیر را از آنجا می‌توان دریافت که امروز اعلام شد عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان در اقدامی غیرمنتظره به بغداد سفر می‌کند. این سفر که اولین سفر وزارت خارجه عربستان در چهارده سال اخیر یعنی پس از حمله آمریکا به عراق است، بلافاصله پس از اعلام حملات مشترک سوریه و عراق صورت گرفته است و به عقیده کارشناسان، به‌خوبی نشان‌دهنده اهمیت حملات مزبور و نگرانی عربستان سعودی از نتایج مثبت اقدامات مشترک دو کشور علیه داعش می‌باشد.




موسویان

تلاش آمریکا برای تضعیف حضور و نفوذ ایران در منطقه، به معنی‌ تقویت داعش است

«سید حسین موسویان» پژوهشگر ارشد دانشگاه پرینستون آمریکا و معاون پیشین سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی‌ با بیان اینکه ایران در برجام در موقعیت برتر بین المللی قرار گرفت، گفت: تهران در برجام از متحدان بزرگی برخوردار است.

 مشروح مصاحبه موسویان با «سوفیا شواردنادزه» دختر «ادوارد شواردنادزه» رئیس‌جمهوری اسبق گرجستان و آخرین وزیر خارجه شوروی:

سوفیا:ترامپ در آغاز کارش ایران را بخاطر آزمایش موشک تحریم کرد و به ایران درمورد بی ثبات کردن منطقه هشدار داد. آیا روند بهبود روابط ایران و آمریکا خاتمه یافته؟

ج: معتقد نیستم با یک مورد تحریم موشکی، بتوان سیاست ترامپ در مورد ایران را موردقضاوت قرار داد. اوباما هم بخاطر آزمایش موشک، ایران را تحریم کرد. لذا دراین مورد تفاوتی دیده نمیشود.

نکته دوم این است که همه دولتهای آمریکا بعد از انقلاب اسلامی 1979 تا کنون، اعم از دموکرات و جمهوریخواه، تحریم علیه ایران اعمال کرده اند و تحریم پدیده جدیدی نیست. لذا ما باید صبر کنیم تا سیاست واقعی ترامپ در مورد ایران را با اقدامات عملی بعدی درک کنیم.

 سوفیا:تحریم اخیر درمورد آزمایش موشکی بود. آیا عاقلانه بود که درچنین شرایطی که برجام هنوز جانیافتاده، ایران آزمایش موشکی انجام داد؟

ج: هر شش قدرتی که توافق هسته ای را با ایران انجام داده امد، قبول دارند که برجام مانع آزمایش موشکی نیست. لذا دراین مورد اجماع هست. اما درمورد قطنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، دولت ترامپ معتقد است که آزمایش موشکی نقض قطعنامه است. این درحالی است که روسیه وچین و اروپا چنین اعتقادی ندارند زیرا اولا: حرف قطعنامه درمورد موشک با قابلیت حمل سلاح هسته ای است درحالیکه موشکهای آزمایش شده ایران،قابلیت حمل سلاح هسته ای ندارند. ثانیا: متن قطعنامه حاکی از “درخواست از ایران” است و نه یک الزام قانونی تعهد آور برای ایران. بنظرم ترامپ وتیمش هنوز فرصت نکر ده اند متن 170 صفحه ای برجام و قطعنامه های شورای امنیت را بخوانند و لذ آنها نمیدانند چه میگویند.

س: تیلرسون وزیر خارج آمریکا گفته که برجام را مورد بانگری قرار خواهند داد. سایر قدرتهای جهانی هم حاضر نیستند که برجام را براحتی از دست بدهند.آیا فکرمیکند آمریکا برخلاف تظر سایر قدرتها عمل خواهد کرد؟

ج: فکرنمیکنم که آمریکا از برجام خارج شود و حتی مذاکره مجدد داشته باشد. این توافقی است که بعد از 12 سال مذاکره بدست آمده است. جامغه جهانی هم یکپارچه قبول دارد که این جامعترین توافق تاریخ عدم اشاعه سلاحهای هسته ای است. لذا این یک دستاورد مهم درامر خلع سلاح جهانی است. قدرتهای بزرگ دیگر حاضر نیستند دوباره 10-12 سال وقت برای مذاکره مجدد صرف کنند بخاطر اینکه آقای ترامپ یا نتانیاهو از برجام خوششان نمیاید. منتهی معتقدم که دولت ترامپ سعی خواهد کرد با تحریمهای جدید به بهانه های دیگری همچون حقوق بشر و تروریسم و مسایل منطقه  ،قطار برجام را از ریل خارج کند.

سوفیا: پس فکرمیکنید مهم حرفهای نرامپ بلوف است؟

ج: باید صبرکرد تا تیم ترامپ از جمله مشاور امنیت ملی و دیپلمانهای ارشد جدید دروزارت خارجه مستقر شده و برجام را دقیق بخوانند و بررسی کنند. درعین هنوز معتقدم که ترامپ برجام را یکجانبه ترک نخواهد کرد اما آنها راههای دیگری را خواهند آزمود تاایران را عصبانی کنند. اگر ایران نتواند از منافع اقتصادی برجام بهره مند شود، چرا باید خودرامتعهد به آن بداند؟ این موضوع میدان بازی جدید واشینگتن خواهد بود.

سوفیا: اعتبار آمریکا چه خواهد شد اگر ترامپ برجام را رهاکند؟کدام کشور دیگر به آمریکا برای مذاکره و توافق اعتماد خواند کرد؟

ج: اروپا و چین و روسیه متحدا از آمریکا خواسته اند که به اجرای برجام پایبند بماند. جامعه جهانی هم یکپارچه پذیرفته که ایران به تعهدات برجامی اش کاملا عمل کرده و پایبند است. لذا خروج یکجانبه آمریکا صرفا باعث انزوای این کشور درسطح جهانی خواهد شد.

س:روحانی رییس جمهور ایران گفته که ایران تهدید کننده گان را پشیمان خواهد کرد. ابزار ایران برای مقابله با آمریکا چیسـت؟

ج: ایران در شرایط جدیدی قرارگرفته که در مورد برجام متحدین مهم و قدرتمندی درجهان دارد.هرچند اسراییل و عربستان و متحدین عربش سعی در تخریب برجام دارند اما اولا: یک قطعنامه شورای امنیت وجود دارد، ثانیا، امضای هر شش قدرت چهانی پای این توافق  است، ثالثا،آژانس بین المللی انرژی اتمی از توافق راضی است ومعتقد است این توافق راههای ساخت بمب را می بندد.بر اینها حمایت قاطع 120 کشورعضو غیرمتعهدها و قدرتهایی مثل هند و برزیل را اضافه کنید.لذا ایران در مورد برجام درموقعیت برتر بین المللی قرارگرفته و متحدین بزرگی دارد. این بهترین ابزار برای مقابله با اقدامات ضدبرجامی آمریکاست.

سوفیا: دردوران تحریم ها، ایران روابط با روسیه و هند و چین را توسعه داد. بعد از برجام  و با توجه به رفع تحریمها، آیاایران به سمت غرب چرخش خواهد کرد؟

ج: آنچه که در دوران اوباما انجام شد، تمدید قانون تحریم ده ساله ایران بود. ایران معتقد است که این اقدام نقض برجام است. روسیه و چین هم قبول دارند منتهی آمریکا قبول ندارد.  اروپا انتقاد میکند اما نمیپذیرد که این اقدام نقض برجام بوده است. طبق برجام، هرکشوری که مدعی نقض طرف دیگر باشد، باید موضوع رامستند درکمیسیون مشترک برجام مطرح کند. لذا بخاطر اختلاف در بین قدرتها، ایران نتوانست جمع آنها را در این مورد قانع کند. اما اگرترامپ بخواهد این مسیر را ادامه دهد، نهایتا چین و روسیه و اروپا نقض برجام توسط آمریکا را خواهند پذیرفت و لذا ایران هم تعهدی به ادامه اجرای آن نخواهد داشت.

 س: رهبری ایران رابطه با آمریکا را بی معنی خوانده ودرمورد توافق هسته ای هم شکاکانه برخورد کرده  اند. آیا این بدان معنی است که مخالفتها بابرجام در ایران هم مثل آمریکاست؟

ج: من شرایط داخلی دو کشور دردوران مذاکرات را از نزدیک رصد میکردم.واقعیت این است که مخالفتهای داخلی در ایران بیش از واشینگتن بود. اما نهایتا و با وجودیکه مقام معظم رهبری ایران درمورد برجام محتاط بودند، اما بنحوی مدیریت کردند که همه مراجع تصمیم گیرنده ازجمله مجلس و شورای امنیت و دولت و نهایتا خود ایشان برجام را تایید و اجماع ملی درتصمیم گیری حاصل شد. بدین خاطر من درمورد اجرای برجام توسط ایران نگران نیستنم. اما اوباما نتوانست تایید کنگره را بگیرد و لذا اجرای برجام درواشینگتن آسیب پذیر است.

سوفیا:آیا شما نگران نیستید که تحریمهای جدید آمریکا، موجب تحریک تندروهای ایران شده و آنها برجام را تخریب کنند؟

ج: تحریمهای جدید آمریکا تحریک کننده خواهد بود اما ایران آغاز کننده نقض برجام نخواهد بود. البته شرایط ممکن است به سمتی برود درصورت تحریمهای جدید تحت عناوینی مثل تروریسم و حقوق بشر، روابط ایران و آمریکا دچار چالشهای جدی شود. چنین چالشهایی هم در روابط دوکشور تازه گی ندارد. آمریکا در طی جند دهه گذشته با هدف “تغییر رژیم” درایران،به انواع تحریمها متوسل شده اما نه تنها شکست خورده بلکه ایران به یکی از قدرتمندترین و باثباترین کشورهای منطقه تبدیل شده و درحالیکه متحدین آمریکا یا سقوط کرده و یا آسیب پذیر شده اند.

سوفیا: انخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک است. ایا با وجود مخالفین برجام، آیا تلاش روحانی برای تعامل با غرب به بهای باخت او درانتخابات تمام خواهد شد؟

ج: مذاکرات سطح بالای ایران و آمریکا در هردو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی انجام شد. نتیجه به نیت آمریکا برمیگردد که آیا برای یک تعامل برمبنای عدم مداخله و احترام متقابل آمادگی دارد یاخیر؟اگرترامپ حسن نیت داشته باشد، شانس تعامل با ایران و همکاری درمورد بحرانهای منطقه وجود خواهد داشت.

سوفیا: درتظاهرات 22 بهمن، مردم ایران پرچم آمریکا را آتش زدند و مجسمه های ترامپ را واژگون کردند. آیا بعد از برجام و باوجودیکه بخشی از تحریمها هم برداشته شد، باز مردم ایران ضد آمریکا هستند؟

ج: شعارها و اجتماع 22 بهمن همانهایی بودند که در طول دوران بعد ازانقلاب داشته ایم. اما این ترامپ بود که با خطرناک و تروریست خواندن ایران، دشمنی را آغاز کرد. درست است که توافق هسته ای را داشته ایم و قطعا هم یک قدم به پیش بود اما بعد از این توافق، کنگره آمریکا 80 لایه و طرح تحریم ایران را مورد بررسی قرارداده و عملا هم چندمورد تحریم علیه ایران اعمال شده است. ایرانیها عمل آمریکا را ملاک قرار میدهند نه شعار آنها را. تا زمانیکه آمریکا درعمل با ایران خصومت کند، موضع ایران هم تغییر نخواهد کرد

سوفیا: سئوال من در مورد شرایط داخلی ایران و انتخابات ریاست جمهوری بود.با توجه به سیاست تعاملی روحانی با غرب، چه نتیجه ای درانتخابات خواهد گرفت؟

ج:معتقدم اتفاق مهمی درسه چهارماه آینده رخ نخواهد داد که تاثیر گذار بر انتخابات باشد. مسایل فی مابین ایران وآمریکا هم نقش قابل توجهی درانتخابات ایران نخواهد داشت. آمریکاییها ممکن است یکی دو تحریم جدید تحت عنوان حقوق بشر و تروریسم داشته باشند که البته تاثیر منفی خواهد داشت اما قطعا تاثیری تعیین کننده برای تغییرمعادلات داخلی ایران نخواهد داشت و ترامپ قادر نخواهد بود با ابزار تحریم بررای ملت ایران تاثیرگذار باشد

سوفیا: ایران یکی از نیروهای اصلی مبارزه با داعش درسوریه وعراق است.تقابل دولت جدید آمریکا با ایران، خبر خوبی برای داعش است؟

ج: تقابل آمریکا و ایران درمنطقه، بهترین هدیه به داعش خواهد بود. ایران یکی از نیروهای قدرتمند درجنگ علیه داعش درسوریه و عراق و افغانستان و حتی القاعده در یمن است.تلاش آمریکا برای تضعیف حضور و نفوذ ایران درمنطقه، به معنی تقویت داعش است. امیدوارم که ترامپ بجای چنین سناریویی، بدنبال  همکاری با ائتلاف روسیه، ایران،سوریه وعراق باشد که درمبارزه با داعش موفق بوده اند.

سوفیا: ایران چه نتیجه ای از بحران سوریه را می پسندد؟

ج:ایران خواهان تمامیت ارضی و مخالف تجزیه سوریه است.ایران از مشارکت همه در گروهها و انتخابات آزاد توسط مردم سوریه برای تعیین سرنوشت خودشان حمایت میکند.لاکن ایران معتقد است ابتدا باید تروریستهای داعشی را از سوریه حذف کرد، بعد ازطریق انتخاباتی آزاد خواست اکثریت مردم سوریه با حفظ حقوق اقلیتها عملیاتی شود.




2322849_633

نوید روزهای خوب برای مردم سوریه با پیروزی اولین عملیات مشترک ارتش و معارضین سوری؛

تا یک سال پیش با موج فزاینده پیشروی های داعش و سرسختی برخی معارضین در پیگیری اهداف زیاده خواهانه خود هیچ کس پیش بینی نمی کرد که مردم سوریه به این زودی رنگ آرامش را به خود ببینند؛ اما خوشبختانه در نتیجه پایمردی مردم این کشور و حمایت ها و ثبات قدم ائتلاف ایران، روسیه و سوریه در محور ضد تروریسم امروز شاهد آن هستیم که نشست ها و مذاکرات صورت گرفته به ابتکار ایران و روسیه در موارد مختلف به ویژه نشست آستانه -که به صورت عملی ترکیه را به ائتلاف ایران و روسیه وارد کرد- در حال نتیجه دادن است.

خوشبختانه با ورود ترکیه به ائتلاف مزبور و با ابتکار عمل روسیه و ایران نتایج ملموس و مثبتی در زمینه پایان بحران سوریه در حال نمایان شدن است. امروز اخباری حاکی از همراهی و همکاری ارتش سوریه با معارضین مخالف دولت در نبرد مشترک با داعش و پیروزی حاصل از آن در رسانه های بین المللی منتشر شد که نه تنها نوید بخش روزهای بهتر برای مردم این کشور بحران زده بود بلکه تا حدودی خیال کشورهای همسایه را نیز از شروع روند صلح و بروز راه حل های سیاسی و مسالمت آمیز بین ارتش و مخالفین آسوده کرد چرا که قدرت یافتن داعش در سوریه تا حدود بسیاری ناشی از تضعیف ارتش به دلیل تقابل با معارضین مسلح بود و در صورت یافتن راه حل های سیاسی و دیپلماتیک بین دولت و مخالفین قطعا محور ضد داعش نیز تقویت شده و این جرثومه فساد بیش از پیش به انقراض خود نزدیک می شود.

به گزارش اسپوتنیک، ساعاتی پیش ارتش سوریه و معارضان مسلح سوری در عملیاتی مشترک حملۀ نیروهای داعش را در منطقۀ کوهستانی قلمون در شمال شرقی دمشق پاسخ دادند. این نخستین عملیات مشترک دولت سوریه و مخالفان علیه گروه های تروریستی خارجی است.

«ژنرال سرگئی رودسکوی رئیس ستاد کل ارتش روسیه در این باره گفت: «نیروهای دولتی همراه با گروه های اپوزیسیون توانستند حملۀ داعش به شرق قلمون را ناکام بگذارند. شش سکونت گاه در این منطقه با جمعیتی در حدود 25 هزار تن به پروسۀ آشتی پیوسته اند.» آندری مانویلو تحلیل گر سیاسی و عضو کمیتۀ علمی شورای امنیت روسیه نیز گفت این لحظۀ «تغییر بازی» است زیرا ارتش سوریه و معارضان مسلح به طور فزاینده ای در زمینۀ فعالیت های ضد تروریستی علیه داعش، جبهه النصره و دیگر سازمان های وابسته به آنها، همکاری می کنند».

به راستی می توان این عملیات مشترک را لحظه تغییر بازی در بحران سوریه نامید چرا که با تغییر صحنه بازی و بروز همکاری ها و هماهنگی ها بین معارضین مسلح و ارتش سوریه دست بسیاری از زیاده خواهان در عرصه میدانی سوریه کوتاه خواهد شد و این می تواند در تسریع پروسه طولانی شده صلح بین دولت و مخالفین نقش به سزایی داشته باشد.

همین جریان در کنار نتایج نشست آستانه می تواند بازیگران خارجی بحران سوریه را نیز محتاط تر کرده و از اقدامات غیر منطقی آنان جلوگیری نماید. به عنوان مثلا ترکیه که تا پیش از این به صورت یکجانبه و بدون هماهنگی با دولت مرکزی سوریه دست به اقداماتی در اراضی این کشور می زد و به اعتراضات حکومت سوریه در سازمان ملل و دیگر مجامع بین المللی نیز وقعی نمی نهاد، در نتیجه مذاکرات آستانه و نیز قدرت یافتن دولت مرکزی سوریه در تعامل با مخالفین و سرکوب داعش؛ امروز به گونه ای منطقی تر و نزدیک تر به چارچوب عرف دیپلماتیک عمل می نماید. به عنوان مثال امروز خبر ورود ارتش ترکیه به الباب در حالی منتشر شد که سخنگوی ریاست جمهوری این کشور اعلام داشت ترکیه برای جلوگیری از برخورد با ارتش سوریه در حال رایزنی با روسیه است.

«به گزارش تایم ترک، ابراهیم کالین، سخنگوی رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در اظهاراتی عنوان کرد: نیروهای ارتش ترکیه وارد مرکز شهر الباب شده اند. اکنون عملیات ارتش ترکیه در مرکز الباب در حال پیگیری است. برای جلوگیری از برخورد با نیروهای ارتش سوریه با روسیه در همکاری نزدیک هستیم».

همه این موارد در کنار انتشار اخبار مثبت از افزایش ثبات در پیکره حاکمیتی دولت سوریه و ارتش این کشور و نیز تضعیف روز افزون داعش و افزایش پیمان شکنی ها در رده های بالای فرماندهان این جرثومه فساد نویدبخش روزهایی روشن تر در آینده سیاسی سوریه است و منطقه و دنیا به حق این افزایش ثبات و کاهش ناامنی و بحران در منطقه را مدیون تلاش ها و اقدامات سنجیده ایران در کنار حمایت های روسیه است. این جریان یک بار دیگر ثابت می کند که در عصر امروز دیگر قدرت مذاکره و مفاهمه مسالمت آمیز حرف اول و آخر را در دنیای سیاست بین المللی می زند و همین موضوع است که عصر حاضر را به «عصر دیپلماسی» ملقب ساخته است.

محمد ابراهیم عروی کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




باب

ورود ترکها به الباب

عصر دیپلماسی: در واپسین ساعات شب گذشته نیروهای ترکیه در قالب عملیات موسوم به “سپر فرات” موج جدید حملات همه جانبه خود را به الباب آغاز نمودند.

پس از پیش روی های خوب نیروهای ارتش سوریه طی 20 روز گذشته که منجر به تنگتر شدن حلقه محاصره الباب گرید، نیروهای تحت امر ترکیه پس از وقفه ای کوتاه مدت در مسیر پیشروی های خود به سمت الباب به خصوص در محور غربی الباب که به نظر می رسید کار در آن منطقه گره خورده و تروریست های داعشی توانسته اند جلوی پیشروی نیروهای تحت امر ترکیه را بگیرند، شب گذشته عملیات گسترده خود را با پشتیبانی هوایی و توپخانه ای ارتش ترکیه، آغاز نمودند.

طبق آخرین گزارشات دریافتی تا این لحظه نیروهای تحت امر ترکیه توانستند بالاخره سد مقاوم داعش در غرب الباب را بشکنند و و از سمت غرب وارد الباب شوند. هم اکنون درگیری های سنگین در این محور گزارش می شود.

اما در سوی دیگر ارتش سوریه نیز موفق پس آزاد سازی بیره الباب در روز گذشته همانطور که انتظار می رفت موفق به آزادسازی منطقه طومان نیز شد و در ادامه با آزادسازی شماویه و دیرقاق، کار داعش در جنوب الباب را باید تمام شده دانست.

نبرد در الباب به مراحل سخت و نفس گیر خود نزدیک گردیده و باید منتظر شنیدن خبرهای جدید از این محور در روزها و ساعت های آتی باشیم.




turkish-tanks

همکاری نظامی سوریه و ترکیه در حلب

عصر دیپلماسی: علیرغم نگرانی های موجود در شمال حلب خصوصا در منطقه الباب که نیروهای سپر فرات و ارتش سوریه برای رسیدن به الباب به یکدیگر نزدیک میشوند و براساس نظر برخی صاحب نظران که از احتمال درگیری بین دو طرف خبر می دانند ؛ اینک روزنامه روسی “ایزوستیا” درگزارش اخیر خود از هماهنگی میان ترکیه، سوریه و روسیه برای عملیات علیه داعش در شمال حلب خبر داده است .

این روزنامه روسی در گزارشی به وجود نشانه های همکاری نظامی دمشق و آنکارا در حلب اشاره می کند و از نقش روسیه در این همکاری پرده بر می دارد.

روزهای اخیر، شاهد نزدیکتر شدن نیروهای ارتش سوریه و نیروهای ترکیه در حلب هستیم و حتی نیروهای ارتش سوریه کنترل برخی از روستاهایی را که قبلا تحت کنترل ارتش ترکیه و نیروهای تحت حمایت آنها بودند، در دست گرفت.

به گزارش این روزنامه؛ این در حالی است که روابط این دو کشور همسایه اصلا مناسب نیست اما به نظر می رسد که چاره ای جز همکاری با یکدیگر برای مبارزه با تروریسم ندارند. این امر نیز تنها با تلاش های موسکو امکان پذیر خواهد بود.

“فرانتس کلینتسیفیچ” معاون اول رئیس کمیسیون دفاع و امنیت پارلمان روسیه در این رابطه می گوید: “تنها روسیه است که نقش میانجیگر را بین دمشق و آنکارا برعهده دارد و این امر باعث خواهد شد تا از درگیری نظامی دو طرف جلوگیری شود به نحوی که روسیه بر نیروهای سوری و ترکی در حلب اشراف و نظارت دارد.”

وی در ادامه می افزاید: “ما در خاک سوریه کار می کنیم و باید تحرکات طرف های مختلف را رصد کنیم و در نهایت با آنها همکاری کنیم. این کاری بسیار دشوار است اما نتایج مثبتی در پی خواهد داشت.”

“کلینتسیفیچ” با اشاره به نزدیک شدن نیروهای سوری و ترکی در حلب می گوید: “در روزهای اخیر شاهد پیشروی نیروهای ارتش سوریه به سمت شمال شرقی حلب هستیم و حتی برخی از اراضی و روستاهایی را که در اختیار ارتش ترکیه و نیروهای ارتش آزاد بود، و از لوث تروریستهای داعش، پاک شده بود، تحت کنترل ارتش سوریه در آمده است. اما نکته مهمتر این است که هیچ درگیری و برخورد نظامی بین دو طرف رخ نداد تا مشخص شود که یک همکاری و هماهنگی بین روسیه و ترکیه از یک طرف و روسیه و سوریه از طرف دیگر وجود داشته است.”

گفتی است که روابط سیاسی آنکارا و دمشق از ماه مارس 2012 و پس از آغاز بحران سوریه تاکنون قطع می باشد و در این مدت حتی درگیری هایی نیز در زمین و هوا با یکدیگر داشته اند. به همین دلیل ترکیه از نیروهای ارتش آزاد حمایت کردند و بدون اجازه از دولت مرکزی سوریه وارد خاک این کشور شدند.

آنکارا بارها اعلام کرد که هدف از عملیات نیروهای “سپر فرات” مبارزه با تروریست های “داعش” و “نیروهای کُرد شمال سوریه است.

“اولگ کلازونوف” کارشناس امور نظامی و استاد علوم سیاسی و اجتماعی “اندیشکده بلیخانوف” روسیه معتقد است که علیرغم تمام اختلافات بین دمشق و آنکارا، در حال حاضر دو طرف چاره ای جز حضوردریک جبهه واحد برای مبارزه با داعش ندارند.

“کلازونوف” بر این باور است که دو طرف باید از این موقعیت برای مصالحه و آشتی استفاده کنند و در ادامه می افزاید: “در شرایط کنونی، روسیه تنها شریک ترکیه است و هر کدام منافع مختلفی در سوریه دارند که با یکدیگر تفاوت زیادی دارد. اردوغان الان توجیهی برای درگیری با ما ندارد. اردوغان بر موضع تروریست بودن کُردها اصرار دارد اما ما باید درک کنیم که در مورد خاک سوریه سخن می گوییم و باید به تمامیت ارضی این کشور احترام بگذاریم. به هر حال نیروهای ترکیه باید خاک سوریه را ترک کنند. و این می تواند آغازی برای همکاری بین دو طرف باشد.”

به نظر میرسد در صورت عملیاتی شدن هماهنگی بین سوریه، ترکیه و روسیه قدم موثری میتواند در ایجاد ثبات و نهایی شدن پرونده سوریه برداشته شود. اما باتوجه به حضور نیروهای کُرد تحت حمایت ائتلاف آمریکایی که در عملیات آزاد سازی رقه حضور دارند، این نگرانی برای ترکها ایجاد می شود که پس از آزاد سازی رقه، کُردها سهم خواهی خود را در شمال سوریه مطرح کنند واین به معنی ایجاد چالش جدید بین کُردهای تحت حمایت آمریکا و ترکیه خواهد بود که تبعات این چالش نیز متوجه سوریه خواهد شد.

نویسنده: محمد پریمی، کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




18590-al-bab-locator-map

ارتش سوریه و نیروهای تحت حمایت ترکیه در کمترین فاصله با “الباب”

عصر دیپلماسی: در ادامه پیشروی های مسلحین تحت حمایت ترکیه به سمت الباب، این نیروهای توانستند شهر مهم و راهبردی بزاعه در شرق الباب را که دروازه ورود به الباب به شمار می آید را به تصرف خویش درآورند و در فاصله 3کیلومتری از الباب قرار گیرند.

در سوی دیگر میدان نیز نیروهای ارتش سوریه با پیشروی در شرق حلب به سمت الباب توانستند منطقه عران در جنوب الباب را از تروریست های داعش بازپسگیرند و خود را به 5کیلومتری از الباب برسانند.

baza

به این ترتیب حلقه محاصره تروریست ها داعش در الباب از سه جهت تنگ تر شده و با افزایش احتمال سقوط قریب الوقوع قباسین، عقب نشینی داعشی ها از الباب قوت گرفته است فلذا داعشی ها برای فرار از این مخمصه ضد حملاتی را ترتیب خواهند که مثل همیشه باید شاهد استفاده گسترده داعش از نیروهای انتحاری خود در روزهای آتی باشیم.




441

بررسی ابعاد مختلف “ترور” ابو هانی المصری فرمانده احرار الشام

عصر دیپلماسی: شب گذشته – 4 فوریه – احرار الشام سوریه اعلام کرد که ابو هانی المصری بر اثر حمله هوایی هواپیمای ائتلاف بین المللی در روستای الحلزون در ریف شمالی ادلب کشته شده است.

ابوهانی المصری از نسل اول القاعده بود که از مصر به افغانستان رفت و در کنار عبدالله عزام و اسامه بن لادن به چچن، بوسنی و سومالی رفت و در نهایت به مالزی پناه برد که دولت وقت مالزی وی را به مصر تحویل داد. ابوهانی حدود 6 سال در زندان بود که بر اساس آنچه که از سوی دولت وقت مصر، اعلام گردید به “دلایل پزشکی” آزاد شد و بلافاصله به سوریه رفت و به رفیق دیرین خود یعنی “ابو خالد السوری” در گروه احرار الشام پیوست.

787743

به گزارشعصر دیپلماسی به نقل از  “ایران الیوم” در همین راستا “ریزان حدو” نویسنده کُرد زبان سوری و عضو مجلس کردستان سوریه در مقاله ای به بررسی ابعاد این “ترور” پرداخت. وی این اقدام ائتلاف را امری “عجیب” و “نامفهوم” می داند و معتقد است که دلایل آن را درک نمی کند. مخصوصا پس از مذاکرات صلح آستانه که در آن ائتلاف و روسیه تعهد دادند تا با گروههای دیگر به جز داعش و النصره کاری نداشته باشند و به گروههای حاضر در آستانه کمک نیز بکنند.

آقای “حدو” با توجه به وقایع و نشانه های موجود، ترجیح می دهد که قتل المصری توسط فرماندهان احرار الشام اتفاق افتاده باشد چراکه وی جزو “مهاجرین” (خارجی هایی که برای جنگ وارد سوریه شدند) بود و جزو معدود افرادی بود که پیوستن به “هیات آزادی شام” (هیات تحریر الشام) را قبول نکرده بود. چراکه اکثر فرماندهان غیر سوری از جمله مصلح العلیانی، عبدالله المیسنی، ابوالفتح الفرغلی، ابویقظان المصری و ابوشعیب المصری به این هیات پیوسته بودند. و جالب اینجاست که اکثر این افراد قبل از پیوستن به هیات تحریر الشام جزو احرار الشام بودند.

این نویسنده کرد زبان، در ادامه به تسلیت عبدالله المحیسنی اشاره می کند و می گوید که وی بلافاصله سعی در سوءاستفاده از مرگ المصری می کند و در پیامی مدعی می شود که “هیچ فرقی بین احرار الشام و هیات تحریر الشام و ارتش آزاد وجود ندارد و هدف ائتلاف فقط بقای بشار اسد است ، اهل شام عزمشان را برای کنار زدن وی از قدرت جزم کرده اند پس باید وحدت کلمه داشته باشیم.” المحیسنی در پایان از همه گروهها و جناح هایی که در آستانه شرکت کردند می خواهد که به هیات تحریر الشام بپیوندند.

ریزان حدو در پایان به میدانِ مضحک و در عین حال غمبارِ سوریه اشاره می کند که یک سعودی(عبدالله المحیسنی) در سوگ یک مصری(ابوهانی المصری) نشسته است و به اسم سوری ها، از اهل شام و آینده ی سوریه سخن می گوید.

نویسنده: محمد پریمی، کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




1845723_234

مخالفین سوری در آنکارا گردهم آمدند

عصر دیپلماسی: به نوشته روزنامه حریت ترکیه،  امید یالچین، قائم مقام وزیر امور خارجه ترکیه قبل از اجلاس 3 جانبه روز دوشنبه در آستانه و اجلاس 20 فوریه در ژنو در مورد سوریه، روز گذشته با مخالفین سوری گردهم آمدند .

در این جلسه که در وزات امورخارجه  ترکیه تشکیل گردید، ریاض حجاب، مدیر کل شورای عالی مذاکرات، انس عبده، رئیس ائتلاف ملی سوریه، امین بز اوغلو، رئیس مجلس ترکمن سوریه و همچنین رئیس شورای ملی کرد سوریه و نماینده های گروه های نظامی که در اجلاس آستانه شرکت دارند، حضور پیدا کردند. در میان نماینده های نظامی سرهنگ احمد عثمان مسئول لشکر سلطان مراد ترکمن نیز حضور پیدا کرد.

در این جلسه برخی از روحانیون درزی و نصیری نیز حضور پیدا کردند. در این جلسه درباره نتایج اجلاس آستانه که در ماه ژانویه تشکیل شد و تعیین موضع گیری مخالفین در اجلاس ژنو که در تاریخ 20 فوریه تشکیل خواهد شد، به تبادل نظر پرداختند.

یکی از مخالفین که در این جلسه حضور پیدا کرده بود، گفت: در جلسه ای که در ژنو برگزار خواهد شد، در کنار شورای عالی مذاکره، نماینده گروه های نظامی حاضر در منطقه نیز شرکت خواهند کرد و در مورد ترکیب هیات نظامی توافق حاصل شده است.

در این جلسه تاکید گردید در اجلاس ژنو به جای مخالفینی که روسیه می خواهد، حضور یکپارچه گروه های مخالف واقعی که در منطقه حضور دارند، پر اهمیت است.

در این جلسه همچنین درباره نقض آتش بس از سوی رژیم و گروه های تحت حمایت ایران اطلاعاتی ارائه گردید. قرار است در اجلاس آستانه که روز دوشنبه برگزار خواهد شد نیز این اطلاعات به مسئولین وزارت امور خارجه روسیه و ایران ارائه شود.

در این جلسه همچنین تاکید گردید که پ.ی.د و ی.پ.گ که شاخه های پ.ک.ک محسوب می شوند جایگاهی در اجلاس ژنو ندارند.

بر اساس اطلاعات به دست آمده از منابع دیپلماتیک در این جلسه پیشنویس قانون اساسی سوریه حاوی فدرالیسم که مدتی است مطرح شده نیز مورد بررسی قرار گرفت و خاطر نشان گردید که طرح مفاهیمی همچون قانون اساسی جدید، خودمختاری و فدرالیسم ممکن است خطر خدمت کردن به دستور کار یک طرفه برخی از محافل را در برداشته باشد.

تحریریه عصر دیپلماسی




99397c35668aa34a457d564b5fbfb6d5_L

سفر عمار حکیم به اربیل و اهداف کردها از حضور در مذاکرات بعدی با دولت مرکزی

عصر دیپلماسی: روز گذشته عمار حکیم رئیس ائتلاف ملی عراق به اربیل سفر نمود و مورد استقبال نیچروان بارزانی نخست‌وزیر اقلیم کردستان قرار گرفت. تا پیش از انجام این سفر هدف حکیم از حضور در اقلیم کردستان گفتگو در رابطه با آخرین رخدادهای سیاسی و اوضاع آوارگان و جنگ ضد داعش عنوان شده بود. همچنین گفته می‌شد که عمار حکیم در این سفر برای رفع تنش‌ها و اختلاف‌نظرها بین دولت بغداد و اقلیم کردستان و نیز طرح حل‌وفصل مشکلات سیاسی و اتخاذ مواضع مشترک درباره مرحله بعد از داعش تلاش خواهد کرد.

پس از انجام این سفر و برگزاری برخی ملاقات‌ها و گفتگوها عمار حکیم و مسعود بارزانی در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کردند که در آن دو طرف به مثبت بودن نتیجه گفتگوها اذعان داشتند.

در پایان این نشست، علی علاق یکی از رهبران ائتلاف ملی عراق در کنفرانسی مطبوعاتی خطاب به روزنامه‌نگاران اظهار داشت: در این نشست‌ها که در فضای صمیمانه برگزار شد، در خصوص تنش‌های سیاسی در عراق و آشتی ملی بحث و گفت‌وگو شد.  ما برای رسیدن به یک آشتی ملی نیازمند دیدگاه‌های جدید هستیم و به این منظور به‌تمامی انتقادات و پیشنهادات با سعه‌صدر گوش فرادادیم.

در همین خصوص فاضل میرانی دبیر دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق در سخنانی گفت: ما در این نشست پیشنهادات خود را در خصوص ‘طرح آشتی ملی’ ائتلاف ملی شیعیان مطرح کردیم.

به دنبال نشست هیات با مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق، دفتر وی با صدور بیانیه ای در خصوص این دیدار اعلام کرد: عمار حکیم سرپرست هیات ائتلاف ملی شیعیان بر ضرورت تجدیدنظر در روابط گروه‌های کردی و ائتلاف ملی شیعیان بر اساس شناسایی نقاط ضعف و حل اختلافات فی‌مابین تأکید کرد.

بر اساس بیانیه دفتر ریاست اقلیم هیات ائتلاف ملی شیعیان پیشنهاد کرده است کمیته مشترک سیاسی و دولتی از سوی احزاب کردی و ائتلاف ملی شیعیان برای انجام گفت‌وگوهای مداوم میان طرفین تشکیل شود.

مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق نیز در این دیدار بر وجود راه حلی برای پایان دادن به مشکلات موجود، -مشروط به اینکه زمینه مصائب مجدد علیه مردم کرد را از بین ببرد- تأکید کرد.

اما نکته‌ای که باید در این زمینه مورد توجه خاص قرار گیرد آن است که پس از انجام نشست، سخنان ضدونقیضی از زبان فاضل میرانی دبیر دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق مطرح گردید که جای تأمل دارد.

سایت روداو نیوزکرد ضمن پرداختن به جریان سفر عمار حکیم به اربیل و شرح کنفرانس خبری از زبان فاضل میرانی عنوان داشت که کمیته مشترک مورد اشاره در کنفرانس مطبوعاتی حکیم و بارزانی به‌منظور بررسی راهکارهای استقلال کردستان و مذاکره دراین‌باره به بغداد سفر خواهد کرد درحالی‌که به‌هیچ‌وجه از سخنان عمار حکیم و مسعود بارزانی چنین برداشتی نمی‌شود.

درهرحال این‌یک حقیقت است که کردها به‌ویژه کردهای حزب اتحاد میهنی و حزب دموکرات کردستان در اقلیم، سهم خود از مبارزه با داعش را از دولت مرکزی عراق طلب می‌کنند و به دست آوردن منطقه‌ای خودمختار و مستقل از دولت مرکزی حداقل داشته‌ای است که رضایت مقامات اقلیم را فراهم می‌آورد.

بر این اساس باید مواضع عنوان شده در روداو نیوز از زبان فاضل میرانی را به نحوی مشخص‌کننده خطوط قرمز و اهداف مقامات اقلیم در مذاکرات بعدی آنان با دولت بغداد دانست.

تحریریه عصر دیپلماسی




epa04586503 Members of the Syrian Kurdish People's Defence Units (YPG) celebrate their victory in Kobane, Syria, 26 January 2015. According to reports Kurdish fighters claim to have pushed militants from the group calling themselves Islamic State (IS) out of the whole of Kobane following four months of fighting, supported by airstrikes carried out by an international anti-IS coalition, though a number of the town's surrounding villages, close to the Syrian-Turkish border, remain in the hands of IS.  EPA/STR

آغاز مرحله سوم عملیات آزادسازی رقه

بر اساس اطلاعات به دست آمده از ارتش دموکراتیک سوریه، پس از وقفه چند روزه در عملیات خشم فرات برای آزادسازی رقه، سومین مرحله این عملیات با رسیدن تجهیزات زرهی و سلاح های کانادایی اهدایی ائتلاف بین المللی علیه داعش به رهبری آمریکا، آغاز شده است.
تجیهزات و خودروهای زرهی اهدایی به نیروهای SDF پس از ورود به عین عرب و گذر از عین عیسی اکنون به خط نبرد با داعش در منطقه طبقه رسیده اند. منطقه ای که هم اکنون خط مقدم نبرد علیه داعش در عملیات رقه بشمار می رود. همزمان با آغاز این عملیات، جنگنده های ائتلاف نیز حملات خود را به مواضع داعش آغاز نموده و پشتیانی هوایی نیروهای دموکراتیک سوریه را انجام میدهند که در تازه ترین حملات خود برای قطع خطوط پشتیبانی داعش چهار پل بر روی رودخانه فرات در جنوب رقه را مورد هدف قرار دادند.
نیروهای ارتش دموکراتیک سوریه در سومین مرحله از عملیات خشم فرات به سمت خط مواصلاتی دیر الزور – رقه حرکت خواهند کرد و هدف اصلی در این مرحله از عملیات ها که به حمایت نیروهای ائتلاف بین المللی علیه داعش به رهبری آمریکا نیز صورت خواهد گرفت؛ قطع راه ارتباطی داعش از دیرالزور به رقه می باشد که با پیشروی نیروهای SDF در محور طبقه محقق خواهد گردید که در این صورت محاصره رقه فشرده تر شده و عرصه برای تروریست های داعشی در داخل مقر اصلی آنها تنگ تر خواهد شد.



مدينة الباب

آخرین وضعیت میدانی نبرد “الباب”

عصر دیپلماسی: پس از پیشروی های ارتش سوریه طی 20 روز گذشته در شرق حلب، که منجر به آزادسازی دست کم 30 روستا و 250 کیلومتر از این منطقه گردید، فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح سوریه طی بیانیه ای ضمن اشاره به پیشروی های ذکر شده در شرق حلب از توسعه کمربند امنیتی شهر حلب سخن گفت .

معمولا بیانیه هایی از این دست پس از اتمام عملیات و پایان کار ارتش در یک منطقه صادر میشد و انتشار آن در زمان حاضر میتواند معنای خاصی داشته باشد. به احتمال زیاد یکی از دلایل انتشار این بیانیه در چنین زمانی میتواند آگاهی دادن مردم از تحقق اهداف از پیش تعیین شده باشد و با رقیق کردن فضا، از تقاضای موجود برای آزادسازی شهر الباب بکاهد.

شاید تا قبل این بیانیه انتظار آن میرفت که ارتش سوریه باب را آزاد خواهد کرد ولی مشخصا این بیانیه پیامی عکس آن دارد .

لازم به ذکر است که با توجه به پیشروی های نیروهای تحت امر ترکیه در دو روز گذشته و تصرف روستاهای عمیه کبیره و صغیره در شرق و همچنین روستاهای الغوز و ابوزندین در غرب الباب، این نیروها حال دور زدن شهر الباب هستند و احتمال تصرف این شهر توسط مسلحین تحت حمایت ترکیه روز به روز در حال افزایش است .

bab

باید دید در روزهای آینده سیر عملیات ها در شرق حلب به چه صورت خواهد بود و آیا ارتش سوریه برای ورود به الباب با مسلحین تحت امر ترکیه درگیر خواهد شد و یا به ایجاد یک منطقه حائل در جنوب الباب رضایت میدهد و پیکان عملیات را به سمت دیرحافر کج میکند؟




سوریه فدرال

نقشه راه روسیه و آمریکا برای فدرالی نمودن سوریه؛

تا دو سال پیش وقتی برخی از کارشناسان حوزه سیاست در مورد زنگ خطر جدی احتمال تحقق سناریوی تغییر نقشه خاورمیانه به کارگردانی آمریکا و اسرائیل هشدار می‌دادند؛ بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان این موضوع را بعید و غیرممکن می‌دانستند اما امروز پس‌ازآنکه جرثومه فساد داعش وظیفه خود را در بر هم زدن مرزهای خاورمیانه و در هم شکستن اقتدار حاکمیت‌های منطقه به‌ویژه عراق و سوریه به‌خوبی انجام داده است دیگر نه‌تنها کسی تغییر نقشه خاورمیانه را بعید نمی‌داند بلکه غالب کارشناسان امر بر این عقیده‌اند که این موضوع تا حدود زیادی محقق شده است.  شرایط موجود در منطقه وضعیتی را فراهم کرده که حتی افرادی که مخالف با تجزیه خاور میانه و تغییر نقشه آن بودند امروز برای فروکش کردن آتش جنگ و بحران و ناامنی و بی ثباتی در منطقه به دنبال ایجاد مناطق مستقل در کشورهایی مثل سوریه و عراق هستند.

بازیگران صحنه نمایش انتقال قدرت به کردها و ایجاد مناطق فدرال نیز از هم‌اکنون از جانب قدرت­های نویسنده این سناریو در حال انتخاب و تفویض اختیار هستند. به‌عبارت‌دیگر قدرت­های فرا منطقه‌ای مؤثر در سناریوی تغییر نقشه خاورمیانه بر اساس خوش‌آیند رژیم صهیونیستی و بر اساس منافع بلندمدت خود در حال انتخاب مهره‌هایی هستند که حداقل در نیم‌قرن آینده از فرمان‌برداری محض آنان اطمینان داشته باشند.

از این میان باید به انتخاب اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی)،  جنبش تغییر ( گوران) نام برد. اتحادیه میهنی کردستان که به‌تازگی از دعوت خود توسط آمریکا برای مذاکرات در واشنگتن سخن گفته بود در گذشته توافقاتی با جنبش تغیر داشت و  حزب کردی دموکراتیک سوریه ( پ ی د) نیز به دعوت مسکو برای تقدیم پیش‌نویس قانون اساسی خود به روسیه سفر کرده بود.

در همین راستا مسئول شاخه اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) در سلیمانیه از مبادله پست‌های فرمانداری سلیمانیه و حلبچه بین این حزب و جنبش تغییر (گوران) طی هفته جاری خبر داد.

لطیف شیخ عمر در مصاحبه‌ای مطبوعاتی گفت: بر اساس توافقی که قبلاً میان یکیتی و گوران صورت گرفته، هر دو پست فرمانداری حلبچه و سلیمانیه تغییر خواهند کرد و پست فرمانداری سلیمانیه به یکیتی و فرمانداری حلبچه به گوران محول خواهد شد.

از سوی دیگر  دکتر تونی بدران پژوهشگر بنیاد توسعه دموکراسی در واشنگتن گفت: روسیه به دنبال ایجاد توافق میان pyd و دولت سوریه است. وی معتقد است روسیه در حال حاضر به دنبال یافتن نوعی توافق میان حزب اتحاد دموکراتیک و دولت بشار اسد است.

وی افزود: بشار اسد نمی‌خواهد یک ساختار دولتی موازی در سوریه روی برخی مناطق سوریه که از منابع مهمی بهره‌مند است، کنترل داشته باشد. این پژوهشگر مسائل کردها درعین‌حال اشاره کرد که معلوم نیست بازیگران بیرون سوریه با چه چیزی موافق یا مخالف هستند. باید به خاطر آورد که ترکیه در سال 2012 مشکلی با گفتگو با pyd نداشت به این شرط که در مناطق کردنشین سوریه شراکت قدرت انجام شود و متحدان کرد و غیر کرد ترکیه در آن حضور داشته باشند اما pyd آن را رد کرد.

به‌عنوان شاهد این مدعا نیز می‌توان به سخنان خالد عیسی نمایندۀ حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در اروپا  استناد کرد. به گزارش اسپوتنیک خالد عیس دیدار خود با سرگئی لاوروف وزیر خارجۀ روسیه را در خصوص پیش‌نویس قانون اساسی پیشنهادی روسیه برای آیندۀ سوریه، مثبت ارزیابی کرد و عنوان داشت که حزب اتحاد دموکراتیک سوریه از پیش‌نویس روسیه استقبال می‌کند.

خالد عیس در گفتگو با اسپوتنیک گفت: «آقای لاوروف پیش‌نویس قانون اساسی سوریه را که توسط روسیه تهیه شده است به ما ارائه کرد. لاوروف گفت این متن هنوز نهایی نشده و می‌توانیم آزادانه آن را اصلاح کنیم.»
عیس این دیدار را مثبت خواند و گفت روسیه همۀ گروه‌های معارض سوری و نمایندگان مناطق خودمختار دموکراتیک را به میز مذاکره دعوت می‌کند.

 در این میان می‌توان تا حدودی نقشه راه ترسیم شده از جانب آمریکا و روسیه برای کردستان فدرال را از اصول پیش‌نویس قانون اساسی سوریه که توسط روسیه نگاشته شده است استنباط نمود.

اول آنکه اسلامی بودن و عربی بودن از قانون اساسی سوریه حذف شده است. زبان کردی به نحوی به رسمیت شناخته شده و اقوام کرد می‌توانند در مناطق خود از یک زبان در کنار عربی در ادارات و مراجع رسمی استفاده نمایند. قانون اساسی ضامن حفظ تنوع فرهنگی سوریه شناخته شده و تشکل‌های مذهبی در برابر قانون یکسان شناخته شده‌اند. حق آموزش به زبان بومی محفوظ دانسته شده و هیچ ایدئولوژی خاصی به‌عنوان ایدئولوژی دولتی در سوریه برتری نخواهد داشت و تنوع ایدئولوژیک در سوریه به رسمیت شناخته خواهد شد. همچنین دولت امنیت و حمایت از حقوق و آزادی‌های اقلیت‌های قومی و مذهبی را تضمین خواهد کرد.

در این پیش‌نویس عنوان شده است که وضعیت خودمختاری فرهنگی کردها را قانون تعیین می‌کند.

با مرور گذرای موارد فوق به‌خوبی مشخص می‌شود که پیش‌نویس مزبور به‌منزله طرحی برای تسهیل روند انتقالی برای اعلام خودمختاری بخش‌های کردی  است.

در همین جا شاید ذکر یادداشتی از معاون سابق وزارت خارجه آمریکا خالی از لطف نباشد؛ آنتونی جی بلیکن در یادداشتی گفته است: « برای شکست داعش راهی جز تسلیح کردهای سوریه وجود ندارد. ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا هنگامی‌که (احتمالاً طی همین هفته) اداره‌ی نخستین جلسه‌اش با شورای امنیت ملی را عهده‌دار شود، به‌احتمال‌زیاد رو در روی تصمیمی قرار گیرد که همان‌قدر که فوریت دارد، پیچیده هم هست: اینکه آیا کردهای سوریه را که آماده‌ی آزادسازی رقه پایگاه اصلی داعش در سوریه هستند، تسلیح کند یا خیر».

در توضیح این مطلب باید افزود که روز گذشته خودروهای زرهی آمریکایی به نیروهای دموکراتیک سوریه تحویل داده شد و امروز این تجهیزات به عین عیسی در جنوب کوبانی و نزدیک‌ترین جبهه به رقه انتقال یافت. این به‌احتمال قریب‌به‌یقین می‌تواند نوعی توافق برای انجام عملیات در رقه و تقسیم غنائم آن پس از عقب راندن داعش باشد. لازم به ذکر است که لاوروف پیش از این طرح یک دولت فدرالی در سوریه را مطرح کرده است و پیروزی کردها در رقه می‌تواند فصل ختامی باشد بر تمامی مخالفان قدرت یافتن سیاسی کردها.

ماحصل آنچه تاکنون علنی شده نشان می‌دهد که نقشه راه روسیه و آمریکا برای آینده سیاسی کردستان فدرال آزاد بر اساس خوش‌آیند رژیم صهیونیستی چیده شده است به‌نحوی‌که منافع بلندمدت هر دو قدرت فرا منطقه‌ای را نیز تأمین نماید.

محمد ابراهیم عروی کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




bvjpt_4cyaeb6

میزان موفقیت و شکست نقش‌آفرینان بحران خاورمیانه در سال ۲۰۱۶

عصر دیپلماسی: سال 2016 را باید سالی کاملاً متفاوت برای کشورهای تأثیرگذار در بحران خاورمیانه از جنبه پیروزی یا شکست در تحقق اهداف آنان دانست. کشورهایی که نقش بازیگران متفاوت در بحران‌های خاورمیانه را بازی می‌کنند در این سال به دلایل مختلف نتایج کاملاً متفاوتی را در تحقق اهداف مقطعی و بلندمدت خود کسب کردند که در ادامه یک‌به‌یک موردبررسی قرار خواهند گرفت.

آمریکا

تا یک سال پیش همگان آمریکا را مهم‌ترین بازیگر عرصه تحولات میدانی خاورمیانه می‌دانستند اما در یک سال گذشته دلایل مختلفی موجب کم‌اهمیت شدن نقش ایالات‌متحده در سوریه و عراق شد. از یک‌سو سال 2016 سال پایان ریاست جمهوری اوباما بود و تیم وی ترجیح می‌دادند با کارنامه‌ای باثبات، قدرت به رئیس‌جمهور بعدی تحویل دهند و همین موضوع باعث شد تا این سال کمترین ریسک در سیاست‌های خارجی را برای آمریکا به ثبت برساند. همچنین این سیاست حفظ برجام که مهم‌ترین دستاورد اوباما و دموکرات‌ها نیز محسوب می‌شود را به همراه داشت به همین دلیل تصمیم‌گیری‌های اوباما در این سال شدیداً محافظه‌کارانه و از سر احتیاط بود. شاید همین سیاست نیز موجب شد تا اوباما در تنش به وجود آمده بین ایران و عربستان دخالت نکرد چراکه به دلیل محروم بودن از اهرم‌های فشار بر طرفین این تنش امکان حصول نتیجه مطلوب را بعید می‌دانست و به همین دلیل ترجیح داد با دوری کردن از این تنش حداقل برجام را از گزند مصون بدارد.

همچنین طرح آمریکا در مبارزه با داعش در عراق پس از ورود حشد الشعبی رسماً ناکام ماند و پیروزی ارتش سوریه در حلب در مقابل نیروهای موردحمایت آمریکا در واقع فصل ختامی بود بر شکست سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه.

اسرائیل

مقامات اسرائیلی در سال‌های اخیر تلاش کردند از حضور در مرکز توجهات خودداری کرده و با اعمال قدرت از طریق اعمال‌نفوذ بر مقامات آمریکایی به‌عنوان یک قدرت در سایه عمل کنند اما اختلاف‌نظرهای پیش‌آمده بین نتانیاهو و اوباما از یک‌سو و حمایت ضمنی نتانیاهو از ترامپ از سوی دیگر موجب شد که روابط فی‌مابین دچار برخی تنش‌ها شده و در پایان سال 2016 به عدم وتوی قطعنامه ضد اسرائیلی از سوی آمریکا منتهی شود. هرچند بسیاری بر این باورند که با ورود ترامپ به کاخ سفید این قطعنامه به یک کاغذ نمادین تبدیل خواهد شد اما همین اندازه را نیز باید شکستی بزرگ برای سیاست‌های خارجی اسرائیل قلمداد کرد.

بسیاری از کارشناسان بر این عقیده‌اند که اسرائیل پس‌ازاین مجبور خواهد شد به‌منظور بازیابی موقعیت خود با قبول شکست سیاست‌گذاری‌های خود از پناهگاه امن خارج شده و به نقش‌آفرینی در تحولات منطقه بپردازد.

ترکیه

ترکیه در سالی که گذشت تلاش بی‌وقفه‌ای را در جهت رفع عقده‌های خودبزرگ‌بینی و تحقق آرزوی دیرینه احیای امپراتوری عثمانی به کاربست اما هرچه بیشتر تلاش کرد کمتر نتیجه گرفت. کودتای نافرجام ماه جولای زنگ خطر جدی را برای اردوغان به صدا در آورد و قلع‌وقمع‌های سیاسی و پاک‌سازی‌های انجام‌شده پس‌ازآن بیش‌ازپیش اردوغان را در موضع ضعف قرار داد. درگیری‌های همیشگی ترکیه با کردها نیز در این سال وارد مرحله جدی‌تری شد تا آنجا که صدای برخی نهادهای بین‌المللی مبنی بر نسل‌کشی کردها توسط اردوغان بیرون آمد. ترکیه همچنین درنتیجه تبدیل خاک خود به شاهراه ترانزیت نیروهای افراطی به خاک سوریه و عراق با معضل رسوب تروریسم در خاک خود مواجه شد. همین مسئله ترکیه را با بحران شدید امنیتی مواجه ساخته است. بحرانی که در صورت عدم چاره‌اندیشی هرچه سریع‌تر مقامات این کشور، آینده سیاسی ترکیه را با خطر جدی مواجه خواهد ساخت.

ناامیدی کامل ترکیه از ورود به اتحادیه اروپا را باید ازجمله ناکامی‌های بعدی اردوغان به‌حساب آورد. به همین دلیل اردوغان با سردرگمی مفرط خود اول به آمریکا پناه برد اما پس از عدم نتیجه‌گیری و نیز اجتناب آمریکا از تحویل فتح‌الله گولن بار دیگر ترکیه به سمت روسیه و سازمان شانگهای متمایل شد. در مقطعی نیز با موضع‌گیری مقابل روسیه تلاش کرد به ائتلاف با عربستان بسنده کند و پس‌ازآنکه عربستان را نیز غیرقابل‌اعتماد یافت درصدد هم‌پیمانی با مصر و اسرائیل برآمد. در پایان نیز ضمن سرخوردگی از همه جهات بار دیگر به روسیه و ایران متوسل گردید. همین موضوعات اردوغان را به بی‌ثبات‌ترین سیاستمدار حال حاضر خاورمیانه تبدیل کرده است. در این میان شاید باید ترکیه را از خسران‌دیده ترین بازیگران سیاسی سال 2016 خاورمیانه قلمداد کرد.

مصر

هر اندازه ترکیه در اتخاذ تصمیمات خود نسنجیده و ناپخته عمل کرد باید تصمیمات مصر را سنجیده و هوشیارانه قلمداد نمود. مصر در ابتدا تلاش کرد بر اساس روند سنتی خود ضمن همراهی با مواضع ریاض و توسل به ائتلاف عربستان، مصر و ترکیه به اهداف خود دست یابد اما پس‌ازآنکه مواضع ملک سلمان و اردوغان را غیرواقع‌بینانه دید با تغییر موضع سریع و هوشمندانه اهداف خود را در ایفای نقش مستقل و همراهی با مواضع ایران و روسیه دنبال نمود. همچنین مصر از فقدان حضور روسیه در شمال آفریقا استفاده کرده و برگ برنده‌ای برای نزدیک شدن به پوتین ایجاد نمود. همین موضوعات می‌تواند مصر به‌عنوان یکی از بازیگران موفق در عرصه سیاست خارجی در سال 2016 معرفی نماید.

روسیه

در میان همه بازیگران عرصه سیاست خاورمیانه روسیه را باید ازجمله موفق‌ترین‌ها قلمداد نمود. پیروزی ارتش سوریه در حلب تحت حمایت هوایی روسیه، اعمال قدرت در قضیه کریمه و تداوم حضور روسیه، اعمال قدرت در قضایای اتحادیه اروپا و موارد دیگر را باید ازجمله مصادیق این موفقیت دانست. نباید فراموش کرد که روسیه در شروع سال 2016 به دلایل مختلف با مشکلات شدید اقتصادی مواجه بود و بسیاری همین مورد را عاملی برای ضعف روسیه در سوریه قلمداد نمودند اما در ادامه این روند با اصرار روسیه بر مواضع خود در سوریه پیگیری شد، نامزد موردحمایت روسیه در آمریکا انتخاب شد و درنهایت رشد هفده درصدی روبل در برابر دلار حسن ختامی بود بر پیروزی سیاست‌های پوتین در مقابل اوباما. قطعاً این پیروزی‌ها اتفاقی نبوده و باید سیاست‌های زیرکانه پوتین را عامل اصلی آن دانست.

عربستان

اما عربستان؛ غول بی شاخ و دم و عاری از هرگونه جلال و جبروت با دبدبه‌ها و کبکبه ها و ادعاهای پوشالی سیادت و ولایت بر مسلمانان جهان؛

بی‌شک باید عربستان را مجموعه‌دار بی‌رقیب شکست‌ها و سرخوردگی‌های سیاسی سال 2016 دانست.

شکست در سنگ‌اندازی در برجام، فرو رفتن در باتلاق جنگ فرسایشی یمن، روبرو شدن با بحران‌های امنیتی ناشی از جنگ یمن، شکست در تحقق اهداف خود در سوری، از دست دادن برتری نفوذ خود در لبنان، عدم توانایی در همراه کردن حیدر العبادی با خود، از دست دادن مصر به‌عنوان مؤتلف همیشگی خود، از دست دادن جزایر صنافیر و جیزان و تنگه استراتژیک تیران، نزدیک شدن مواضع ایران و آمریکا در جریان برجام؛ و از همه مهم‌تر دور شدن از آمریکا به دلیل تصویب قانون جاستا؛

شاید بتوان گفت عربستان سعودی در یک دهه گذشته با این تعداد شکست مواجه نشده بود و شاید همین موارد است که کارشناسان امر را بر آن داشته است تا سال 2016 را آغاز روند زوال و سقوط آل سعود بنامند.

ایران

تأثیرگذاری و نقش ایران در عرصه سیاست‌گذاری‌های خاورمیانه و بحران ایجاد شده توسط غرب را باید از چند منظر موردبررسی قرار داد اما به دلیل ممانعت از اطاله کلام  تیتر وار بسنده می‌کنیم.

سال 2016 برای ایران با تحقق برجام شروع شد و با مداومت بر مواضع ضد استکباری و ضد تروریستی در سوریه و عراق و نیز پیروزی حلب و نزدیک شدن به فتح موصل ادامه یافت. اتخاذ تدابیر سنجیده و به‌دوراز احساسات موجب شد تا تمامی حربه‌های عربستان سعودی نیز نقش بر آب شده و دود قطع روابط بین دو کشور فقط به چشم آل سعود رود. حمایت ایران از ترکیه در جریان کودتای نافرجام نیز موجبات هوشیار شدن مقامات ترکیه و بهبود روابط را فراهم ساخت.

مسئله دیگری که به‌شدت در این سال سروصدا ایجاد کرد جریان دادن مجوز از سوی ایران به روسیه برای استفاده از پایگاه هوایی نوژه بود. این جریان موجب شد تا ایران به کشوری غیرقابل‌پیش‌بینی و بسیار باتدبیر در میان بازیگران منطقه‌ای شهرت یابد.

با نگاهی منصفانه و به‌دوراز جانب‌داری می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که تحقق اهداف برون‌مرزی ایران در خاورمیانه و دنیا در سال میلادی گذشته مثبت بوده است. پیروزی ارتش سوری در حلب، انتخاب میشل عون در لبنان، عقب راندن داعش در عراق، عدم شکست حوثی‌ها در یمن، بهبود روابط با ترکیه، تقویت همراهی‌ها بین روسیه و ایران، تحقق برجام و موارد بی‌شمار دیگری که در این میان وجود دارد همه اثبات‌کننده این مدعا است.

در این میان باید شکست‌خوردگانی چون عربستان، اسرائیل، ترکیه و آمریکا را تماشاچیان پیروزی‌های استراتژیک ایران، روسیه و مصر در تحقق اهداف سیاست خارجی در سال 2016 دانست.

نویسنده: محمد ابراهیم عروی، کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




c2d6220f8fb9d3a0f9f7fd5c61a9b3d8-425

آرامش خاورمیانه شرط لازم برقراری امنیت دنیا؛

تدابیر شدید امنیتی در اروپا به مناسبت ایام سال نو میلادی در حالی به بالاترین سطح خود رسیده است که در چند سال گذشته جشن‌های سال نو همواره برای غرب نشینان یادآور خاطرات تلخ حوادث تروریستی و کشته شدن اتباع این کشورها بوده است.

همین موضوع باعث شده تا دولت‌های غربی تلاش کنند با افزایش تدابیر امنیتی از میزان رسوایی‌های خود در ضعف سیستم امنیتی و نیز حمایت‌های بی‌شائبه گذشته و حال خود از گروه‌های تروریستی بکاهند. در لندن پلیس مسلح با موانع بتونی حضور دارد. تردد خودروها در شهر لندن ممنوع خواهد شد. پلیس منچستر تدابیر امنیتی خود را به بالاترین سطح رسانیده و پلیس حمل‌ونقل انگلیس گشت مسلحانه در شبکه‌های قطار و مترو مستقر کرده است. پلیس اسکاتلند نیز حضور نیروهای محسوس پلیس در هنگام جشن‌های خیابانی را اعلام داشته است.

همه این تدابیر که در شهرها و کشورهای دیگر اروپا نیز به شکل محسوس افزایش‌یافته است ضمن ایجاد فضای ناامنی و رعب و وحشت در میان مردم این نکته را خاطرنشان می‌سازد که در آستانه سال نو میلادی اروپا بیشترین احساس خطر را از ناحیه وجود عوامل تروریستی احساس می‌نماید.

اما آیا این افزایش تدابیر امنیتی برای حفاظت از جان و آرامش اتباع کشورهای غربی کافی است؟ حادثه تروریستی بازار کریسمس برلین در حالی رخ داد که سال گذشته یک بازار مشابه در نیس فرانسه هدف قرار گرفته بود و پلیس آلمان به دلیل اعلام اهداف داعش در بالاترین سطح آماده‌باش خود قرار داشت اما هیچ‌یک از این عوامل نتوانست از جان شهروندان برلین در برابر کامیون تروریستی محافظت کند.

هم‌اکنون نیز وضع به همین منوال است. افزایش تدابیر امنیتی برای کنترل شهروندانی که خود روزی در این شهر زندگی کرده و پس از اعزام به سوریه و عراق بیشترین آموزش‌های تروریستی را فراگرفته و اکنون به کشورهای خود بازگشته‌اند به‌هیچ‌وجه کارآمد نخواهد بود چراکه هر یک از شهروندان اروپا در حال حاضر امکان انجام حملات تروریستی را در شهرها و کشورهای اروپایی دارد و مقابله با این جریان با افزایش تدابیر امنیتی به‌هیچ‌وجه کارساز نیست.

برای مقابله با این‌گونه حوادث تروریستی باید عامل اصلی و ریشه بحران خشکانیده شود. ریشه این بحران امنیتی در حمایت‌های بی‌شائبه غرب  از شکل‌گیری و پرورش تفکرات سلفی تکفیری نهفته است. مقامات اروپایی که روزی با حمایت‌های مالی و هرگونه همراهی خود، مهاجرین افراط‌گرای خود را حتی بدون ویزا به خاک ترکیه روانه می‌داشتند تا ازآنجا به خاک سوریه وارد شوند امروز باید پذیرای تبعات اشتباهات خود باشند.

اروپا باید زمانی که دختران و پسران نوجوان محصل در کشورهای اروپایی تحت تأثیر تبلیغات فضای مجازی با حمایت کشورهای غربی در عرض یک روز بدون داشتن هیچ‌گونه مدارکی به خاک سوریه می‌رسیدند به فکر تبعات امروز و بروز ناامنی در کشورهای خود می‌افتاد.

متأسفانه ناامنی و بی‌ثباتی حال حاضر اروپا و فضای رعب و وحشت حاکم بر جشن‌های اعیاد میلاد مسیح در کشورهای غربی نتیجه بی‌واسطه و مستقیم سیاست‌های غلط مقامات غربی در حمایت از گروه‌های تروریستی حاضر در سوریه و عراق است و این بحران از بین نخواهد رفت مگر پس از برقراری ثبات و آرامش و امنیت در خاورمیانه.

کشورهای غربی اگر به دنبال برقراری ثبات و امنیت در کشورهای خود هستند باید ابتدا ایادی خود در بحران خاورمیانه را کنترل کرده و پس‌ازآنکه امنیت در سوریه و عراق را تأمین کردند به دنبال حفظ امنیت شهروندان خود باشند چراکه تفکر تمامیت طلب و زیاده‌خواه سلفی تکفیری موجود در میان تروریست‌های دست‌پرورده غرب همواره اروپا و آمریکا را به‌عنوان اولین مظهر و نماد کفر تلقی کرده و اولین هدف خود را فروپاشی نظام این کشورها قرار خواهد داد.

محمد ابراهیم عروی / تحریریه عصر دیپلماسی




82340243-71235866

ابهامات تحولات میدانی سوریه و ورود به مراحل جدی‌تر

عصر دیپلماسی: در روزهای اخیر به‌ویژه پس از شکست مسلحین ضد دولتی در حلب و تلاش ترکیه برای تثبیت مواضع خود در شهر الباب سوریه اخبار و گمانه‌زنی‌های زیادی در رابطه با سرنوشت بحران سوریه در رسانه‌ها مطرح می‌گردد که هرکدام بیانگر نگاه  و منافع مطرح کنندگان این‌گونه خبرها  است. اما برداشت صحیح از این مسئله مستلزم بررسی دقیق اخبار و وقایع روزهای اخیر و نیز تحرکات کشورهایی نظیر آمریکا، روسیه و ترکیه در این زمینه است.

روز گذشته خبرگزاری دولتی « سون دقیقه» در ترکیه به نقل از مقامات این کشور و نیز سران مسلحین اعلام داشت که خانواده مسلحین ضد بشار اسد در ترکیه مستقر خواهند شد و خود این مسلحین در عملیات سپر فرات در کنار ترکیه خواهند بود .

همچنین این خبرگزاری به نقل از خبرگزاری دیلی بیست آمریکا اعلام داشته است که چچنی های آموزش دیده از سوی روسیه به سوریه اعزام شده‌اند. ( این خبر در کنار خبر سقوط هواپیمای وزارت دفاع روسیه که عازم لاذقیه بوده است شبهات بسیاری را مبنی بر امکان حضور چچنی ها در پرواز و نیز احتمال هدف قرار گرفتن آن را به وجود می‌آورد.)

همه این موارد نشان‌دهنده آن است که درگیری‌های سوریه در حال وارد شدن به مرحله جدیدی است. مناطق شرقی سوریه ازجمله رقه، دیرالزور، طبقه و غیره… در حال حاضر تحت حمایت نیروهای ائتلاف غربی به رهبری آمریکا  قرار دارند و بر اساس شرایط موجود  ترک‌ها نیز به‌منظور تثبیت مواضع در این مناطق با ائتلاف غربی ابراز تمایل نموده اند . در واقع ترک‌ها قصد دارند از طریق همراهی با ائتلاف غربی به سرکردگی آمریکا، عملیات سپر فرات را در این مناطق گسترش دهند.

از سوی دیگر وارد نمودن نیروهای آموزش دیده رزمی و چریکی چچنی به سوریه حاکی از آن است که روس‌ها مصمم به خارج کردن ادلب از دست مسحلین هستند. این به معنای آن است که روس‌ها قصد دارند نوار شمال غربی سوریه در مرز ترکیه و نیز سواحل مدیترانه را به‌صورت کامل در اختیار گرفته و هرگونه اعمال قدرت در این مناطق را از ائتلاف غربی سلب نماید.

همه این موارد نشان‌دهنده آن است که درگیری و نبرد در سوریه با فتح مرکز استان حلب نه‌تنها تمام نشده است بلکه در حال وارد شدن به مراحل جدی‌تر و گسترده‌تری است.

نکته بسیار مهم دیگری که در این زمینه معمولاً مغفول مانده آن است که علیرغم همه تحولات میدانی در سوریه، هنوز هیچ جزئیاتی از توافق بین روسیه و آمریکا بر سر موضوع سوریه افشا نشده است. به‌عبارت‌دیگر پس از گذشت ماه‌ها از شکل‌گیری این توافق و بروز درگیری‌ها و ایجاد تغییرات بنیادی در اراضی تحت تصرف طرف‌های درگیر در منطقه، هنوز هیچ جزئیات قابل درکی از این توافق درز نکرده و این ابهام در تحولات منطقه به شکل مرموزی بی‌پاسخ مانده است.

محمد ابراهیم عروی / کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%b1

پیروزی حلب و سردی روابط میان عربستان و مصر؛

در ماه های اخیر روابط بین عربستان سعودی و مصر روز به روز بیشتر به سمت تیرگی و تنش متقابل پیش رفت که شرح سلسله­وار آن در مطلبی با عنوان « افزایش تنش بین عربستان و مصر» در همین سایت مورد بررسی قرار گرفت.

تا دو ماه پیش این فرضیه که تنش فی­مابین عربستان و مصر با این سرعت به سوی وخامت پیش رود به ذهن کمتر کسی می رسید و غالب کارشناسان امر بر این باور بودندکه این می تواند یک اعلام خطر از سوی مصر برای عربستان به منظور جذب بیشتر حمایت های مالی باشد به ویژه آنکه وزیر خارجه مصر “سامح شکری” پس از حمایت مصر از دولت سوریه گفته بود که عربستان هم پیمان همیشگی عربستان خواهد بود.

اما در یک ماهه اخیر و پس از بالا گرفتن رقابت بین دو کشور در آفریقا و سایر مواردی که در مقاله فوق الذکر به آن اشاره شده دیگر هیچ احتمالی حتی بروز درگیری نظامی بین دو کشور چندان بعید به نظر نمی رسد.

روز گذشته « محمد العربی» دیپلمات سابق الجزایری با اشاره به هجمه تبلیغاتی گسترده رسانه های مصری علیه عربستان و دادن لقب پادشاه خائن به ملک سلمان، پیش بینی کرد که این بحران در نهایت به بروز جنگ بین عربستان و مصر منجر خواهد شد.

وی در صفحه توییتر خود نوشت: « كساني كه از نظر مالي از كودتاي عبدالفتاح السيسي حمايت كردند بايد مي دانستند كه كسي كه عليه رئيس جمهوري كه وي را به عنوان وزير انتخاب كرده بود كودتا كند ممكن است عليه كسي نيز كه وي را به رياست جمهوري رسانده است كودتا كند و سرانجام مصر به عربستان حمله نظامي خواهد كرد. حمله فزاينده عوامل السيسي به عربستان و تشديد لحن آنها عليه اين كشور كاملا طبيعي است و من دو سال قبل از اين، پيش بيني كرده بودم و مي دانستم اين فرد كه درباره اعراب شوراي همكاري خليج فارس از عبارت “پول براي كشورهاي حاشيه خليج فارس مثل دانه‌هاي برنج فراوان است” استفاده كرده است روزي اراذل و اوباش قاهره را نيز به خشم خواهد آورد و از آنها بهره برداري خواهد كرد.

اين ديپلمات سابق الجزايري در پيام ديگري گفته بود: حاكمان عربستان، اقدام به تحريك به كودتا در مصر و حمايت مالي از آن كرده اند امروزه پس از آنكه عوامل و اراذل و اوباش، شاه عربستان را “خائن” ناميدند تلاش مي كنند وي را سرنگون كنند. در اين ميان نيز اتيوپي به عنوان رقيب مصر از وضعيت موجود خوشحال است.
روابط مصر و عربستان شاهد اختلافاتي است كه گاهي اين اختلافات از طريق رسانه هاي دو كشور علني مي شود. اختلافات مذكور نشان دهنده تفاوت ديدگاهها درباره مهم ترين بحران هاي منطقه از جمله بحران سوريه، بحران يمن و روابط با تركيه است.»

در رابطه با اظهارات دیپلمات الجزایری باید توجه داشته که در حال حاضر الجزایر روابط حسنه ای با هیچ یک از دو کشور عربستان و مصر ندارد اما رقابت الجزایر با مصر بر سر نفوذ در آفریقا به ویژه پس از افزایش تلاش های مصر برای این گسترش نفوذ، می تواند عامل ابراز این اظهارات باشد.

همچنین باید این نکته را مد نظر قرار داد که تحولات روزهای اخیر منطقه به ویژه شکست عربستان سعودی در سوریه و عقب نشینی نیروهای معارض تحت حمایت آل سعود در حلب موجب شده است که بر خشم و عصبانیت مقامات کم تجربه و کم سواد وهابی افزوده شود. پیش از این نیز سعودی ها در جریان شکست های خود در پروژه کارشکنی در توافق هسته ای ایران و نیز جنگ سوریه سعی کردند شکست خود را در جای دیگر جبران کنند و جنگ یمن را به همین دلیل به راه انداختند. به همین دلیل نیز بعید نیست کم خردی و عدم آینده نگری حکام بی تجربه آل سعود موجب شود این بار به منظور جبران حقارت ها و شکست های خود در اقدامی نسنجیده سنگ دیگری به چاه اندازند که عقلای بسیاری عاجز از بیرون آوردن آن باشند.

در هر صورت مواردی از قبیل شکست عربستان در سوریه، زمین گیر شدن در یمن و فشارهای اقتصادی ناشی از کاهش قیمت نفت و هزینه های جنگ در یمن و سوریه، احتمال صدق فرضیه محمد العربی مبنی بر جنگ بین عربستان و یمن را کاهش می دهد اما یادآوری حماقت ها و بی خردی های حکام وهابی آل سعود هر چیزی را ممکن می نماید.

بر همین اساس می توان گفت که منطقه ملتهب خاورمیانه در صورت ادامه سرکشی ها و طغیانگری های عربستان سعودی در آینده نزدیک احتمالا شاهد بروز نزاع های خانمان سوز بیشتری خواهد بود.

اینجاست که باید خطاب به وهابیون مدعی دیانت آل سعود گفت:

« أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ»

محمد ابراهیم عروی؛ تحریریه عصر دیپلماسی




Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-12-19 20:46:43Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

صادرات تروریسم در غرب اینک به خودشان باز گشته است؛

روز گذشته غالب رسانه‌های خبری بین‌المللی از کشته شدن 12 نفر و جراحت 48 در اثر حمله یک کامیون به بازار کریسمس در شهر برلین آلمان خبر دادند. انتشار این خبر در آستانه جشن سال نو میلادی و با یادآوری حملات تروریستی سال گذشته در پاریس، زوریخ، آمریکا و برخی کشورهای دیگر اروپایی، جامعه جهانی به‌ویژه اروپا نشینان را در بهت و حیرت و وحشت فرو برد.

در یک نظرسنجی معتبر بیش از هفتاد درصد اروپاییان پس از حوادث سال گذشته بزرگ‌ترین ترس خود را قربانی شدن در حوادث تروریستی می‌دانستند و این ترس با حمله شب گذشته کامیون مزبور دوباره جان تازه‌ای گرفت.

داعش پیش‌ازاین تهدید کرده بود که در آستانه سال نو میلادی اروپاییان را هدف قرار خواهد داد و بر اساس آخرین اخبار هم‌اکنون نیز مسئولیت این حمله را برعهده‌گرفته است.

این‌یک حقیقت تلخ است ؛ داعشی که ساخته و پرداخته غرب و آمریکا بود و روزی به‌عنوان ابزار تحقق اهداف بلندمدت این کشورها در خاورمیانه موردحمایت بی‌دریغ مالی و تجهیزاتی و مستشاری آنان قرار گرفته بود امروز به اصل خویش رجوع کرده و دامن‌گیر پدران نامشروع خویش شده است.

بر اساس آخرین اخبار کشورهای اروپایی ازجمله بلژیک، آلمان، انگلستان و سایر کشورهای اروپایی ضمن بالابردن تدابیر امنیتی اعلام داشته‌اند که از تجمعات و تشکیل بازارهای این‌چنینی جلوگیری به عمل آید.

این نشان‌دهنده آن است که سران این کشورها احتمال می‌دهند حملات مزبور در بسیاری از نقاط دیگر نیز انجام شود. نیروهای افراطی که روزی از همین کشورها با تسهیلات و تمهیدات غرب از طریق شاهراه ترکیه و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس وارد سوریه می‌شدند امروز پس از کسب تجربه و گرفتن آموزش‌های مختلف به کشورهای مبدأ خود باز می‌گردند تا پیام‌آور رعب و وحشت برای این کشورها باشند. مقامات سیاسی هم که روزی خرسند از صدور این عوامل افراط‌گرای مخل امنیت خود به سوریه بودند امروز باید جشن سال نو خود را در وحشت شدید از حملات تروریستی سپری کنند.

متأسفانه همواره تبعات این اشتباهات مهلک سیاستمداران طماع را مردمان این کشورها می‌دهند. مردمانی که با پول مالیات‌های خود هزینه مواد منفجره قربانی شدن عزیزانشان را پرداخته‌اند.

آیا زمان آن نرسیده است که غرب از تظاهر به نادانی دست بردارد و به فکر امنیت مردم خود باشد؟

محمد ابراهیم عروی




world-in-the-hand

یارکشی دوباره قدرت های جهانی و احتمال تغییرات بینادین در فضای سیاست بین الملل

عصر دیپلماسی: تغییرات و تحولات این روزهای منطقه همیشه ملتهب خاورمیانه به جایی رسیده است که دیگر برای شکلگیری یک تحول غیر منتظره و غافلگیرکننده نیاز به گذشت سال ها و حتی ماه ها نیست بلکه هر روز در دنیای مجازی اخباری منتشر می شود که موجبات تحیر همگان را فراهم می آورد.

این سرعت شکلگیری تحولات به تسریع موضع گیری های سیاسی و تغییر رویکرد فعالان این حوزه و گردانندگان صحنه بحران ها نیز سرایت کرده است. به گونه ای که این روزها با اظهارات ترامپ در رابطه با روسیه و چین و نیز تغییرات ایجاد شده در نظرات سران اتحادیه اروپا دیگر نمی توان برای جهان سیاست یک فضای دو قطبی سنتی شامل بلوک غرب متشکل از اروپا و آمریکا در مقابل بلوک شرق به سرکردگی روسیه متصور بود. همه این موارد در همین سایت تا پیش از این با تیترهای ذیل مورد بررسی قرار گرفته است. تاثیر فتح الفتوح حلب بر معادلات قدرت منطقه و تغییر اهرم های چانه زنی؛ آمریکا و رویکرد متناقض در تعامل با چین؛ بازی دوگانه اتحادیه اروپا و احتمال تغییر همپیمانان سابق؛

در ادامه این موارد روز گذشته فدریکا موگرینی ضمن صحبت در باره سرنوشت توافق هسته ای با ایران در دوره ریاست جمهوری جدید آمریکا سخنانی گفت که حکایت از احتمال نزدیک شدن اتحادیه اروپا به روسیه داشت. وی گفت هر گونه عدول واشنگتن از این توافق ها موجب نارضایتی مسکو خواهد شد. موگرینی اعلام کرد: «اگر هر مورد بطور جداگانه بررسی شود می‌توان مسایلی را پیدا کرد که اروپایی‌ها و روس ها در مورد آن‌ها در یک طرف قرار گیرند: معامله ایرانی، حل و فصل در خاور نزدیک و احتمالاً نقش سازمان ملل متحد.

همچنین شاهد دیگر این مدعا را باید در خبر گشایش سفارت کالیفرنیا در روسیه جستجو کرد. به گزارش راشاتودی، جنبش آری کالیفرنیا یا همان جنبش استقلال کالیفرنیا با همکاری یک گروه روس اقدام به گشایش سفارتخانه در روسیه کرد. این وضعیت در حالی است که قرار است در سال آینده میلادی همه پرسی استقلال کالیفرنیا برگزار شود. بر اساس این گزارش،  جنبش استقلال کالیفرنیا و «جنبش بین المللی ضدجهانی شدن» روسیه موسسان سفارت کالیفرنیا در مسکو هستند. این مرکز که موسسان به آن نام سفارت داده اند، نخستین نمایندگی مستقل کالیفرنیا در جهان محسوب می شود.

«لوئیز مارینلی» رئیس جنبش «استقلال آری کالیفرنیا »(Yes California) در آمریکا که از ماه سپتامبر گذشته در روسیه ساکن شده، برای جدایی ایالت کالیفرنیا از آمریکا و استقلال آن تلاش می کند.

انتشار این خبر به تنهایی نشان دهنده بسیاری از رویکردهای آتی سیاست های منطقه خواهد بود.

از سوی دیگر چین با توجه به رقابت تنگاتنگ نظامی و اقتصادی خود با آمریکا در پی یافتن هم پیمانانی در اتحادیه اروپاست چرا که می داند با احتمال جدایی سیاست های بلند مدت آمریکا و اروپا در اثر ریاست ترامپ، اتحادیه اروپا می تواند پر کننده خلا ناشی از فقدان صنایع و سرمایه های آمریکایی در عرصه اقتصاد چین باشد.

شاهد این ادعا را نیز باید در سفر سه روزه مشاور عالی دولت چین به انگلستان جست.

وزارت خارجه چین اعلام کرد، مشاور دولت چین در امور خارجی طی هفته جاری به منظور گفت‌وگوهای معمول و دیدار با نخست وزیر به انگلیس سفر می‌کند. انگلیس با داشتن نمایشگاه‌های متعدد همواره گزینه‌ای محبوب برای سرمایه گذاری چینی‌ها بوده است. نگرانی‌ها درباره چگونگی دسترسی انگلیس به بازار با خروج لندن از اتحادیه اروپا این سرمایه گذاری‌ها را در خطر و تردید قرار داده است.

جیچی همچنین قرار است با بوریس جانسون، وزیر خارجه انگلیس دیدار و درباره مسائل مختلف و نه تنها روابط چین و بریتانیا گفت‌وگو کند.

اما در این میان برخلاف اعلام نظرهای مختلف یک مقام وزارت خارجه ترکیه تصریح کرد که به رغم توافق با روسیه برای تخلیه کامل حلب، هیچ معامله محرمانه ای درباره این شهر میان آنکارا و مسکو وجود نداشته است.

ترکیه و روسیه که مناسباتشان در سال میلادی گذشته به پایین ترین سطح رسیده بود، چندی پیش در سال جاری توافق آشتی منعقد کردند. این تحول در حالی رخ داد که طرفین از دو قطب مختلف جنگ سوریه حمایت می کنند. این وضعیت باعث شد که گمانه زنی هایی درباره توافق میان ترکیه و روسیه برای کمک به اسد برای کنترل کل حلب شکل بگیرد.

از سوی دیگر منذر خدام یکی از مخالفان سوری و سخنگوی سابق هیات هماهنگی مخالفان از تصمیم عربستان برای تغییر موضعش در قبال دمشق خبر داد و گفت میانجیگری‌هایی در این زمینه وجود دارد.

خدام گفت: آمریکا، اروپا، عربستان و قطر بعد از تغییر رخدادهای حلب تسلیم واقعیت شدند. بیرون کردن افراد مسلح از حلب راه را به روی راهکار سیاسی باز کرده است.

همچنین مک کین رئیس کمیته سرویس‌های مسلحانه سنای آمریکا ضمن اعلام اینکه رد پای روس‌ها در هک‌های مرتبط به انتخابات تهدیدی برای “نابودی دموکراسی” است، از واکنش آمریکا به این مساله به شدت انتقاد کرد و آن را واکنشی چون “فلجی کامل” توصیف کرد.

از کنار هم قرار دادن همه این اظهارات و گمانه زنی ها می توان اینگونه نتیجه گرفت که فضای سیاست بین الملل پس از این به هیچ وجه نمی تواند بر اساس خط مشی ها و روابط و ائتلاف های گذشته استوار باشد و بر این اساس احتمال شکلگیری روابط و ائتلاف های جدید بسیار زیاد خواهد بود.

به ویژه آنکه امروز پس از ترور سفیر روسیه در آنکارا احتمال بروز اقدامات سخت و تنش زا از سوی روسیه بسیار زیاد است چرا که پس از رفع تنش فی مابین دو کشور بر سر کشته شدن خلبان روسی همچنان برخی اختلافات به قوت خود باقی بود و جریان ترور سفیر روسیه در آنکارا می تواند بر شدت بحران موجود بیفزاید. علی الخصوص آنکه فرد مهاجم پس از ترور سفیر روسیه اعلام داشته است که این اقدام در انتقام شکست مسلحین در حلب صورت گرفته است.

به ویژه آنکه اخیرا در گزارشی از سوی موسسه مطالعات جنگ اعلام شده بود که تحویل سلاح “منپدز” با هدف اسقاط هلیکوپترهای ترکیه توسط روسیه در اختیار کردهای مخالف دولت ترکیه قرار گرفته است.

با توجه به اختلاف نظر روسیه و ترکیه در حمایت از دولت قانونی سوریه و مسلحین ضد بشار اسد به نظر می رسد که جریان مزبور می تواند مسکو و آنکارا را در یارکشی آینده دنیای سیاست در مقابل یکدیگر قرار داده و بسیاری از معادلات منطقه ای را تغییر دهد.

نویسنده: محمد ابراهیم عروی، کارشناس تحریریه عصر دیپلماسی




%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%b3%d8%b1%d8%af

نبردهای سرنوشت ساز آتی و تهدیدهای بالقوه امنیت جهانی؛

امنیت دنیا در سال های اخیر همواره توسط کشورها و قدرت های مختلفی مورد سوء استفاده و بهره برداری های سیاسی قرار گرفته است. جنگ های خانمان سوز سوریه و عراق، از این جلمه بودند که به تبع آن ها در سایه قدرت یافتن گروه های تروریستی نظیر داعش و شاخه های مختلف القاعده از جمله فتح الشام و جبه النصره، حملات تروریستی متعددی در نقاط مختلف دنیا روی داد.

این یک حقیقت انکارناپذیر است که همواره درگیری های اینچنینی موجبات بروز ناامنی های متعددی را در اقصی نقاط دنیا فراهم می آورد و در صورت برچیده شدن بساط این گروه ها در کشورهای مورد نزاع، با بازگشت تروریست های مهاجر به کشورهای مبدا خود، موج اقدامات تروریستی مزبور به صورت تصاعدی افزایش خواهد یافت.

همه این موارد در کنار موضوعاتی از جلمه انتقال قدرت در آمریکا، تقابل آمریکا  – چین و لزوم نزدیکی آمریکا به روسیه به منظور مقابله با قدرت چین، تضاد منافع و اهداف بلوک غرب و شرق در خاورمیانه و پروسه بازسازی سوریه وعراق، موجب می گردد که احتمال بروز درگیری های خانمان سوز و سرنوشت ساز در آینده به شدت افزایش یابد. بدیهی است که نقاط حساس و تنش زایی که امکان بروز درگیری های همه جانبه را دارند بیشترین نقش را در تحولات آینده دنیا ایفا خواهند کرد.

روبرت فارلی تحلیل گر The National Interest تعدادی ازمناطق پرخطرکه احتمال بروز درگیری مسلحانه در آنها وجود دارد را بر شمرده است. به گفته وی خطرایجاد درگیری درشبه جزیره کره؛ نه تنها به دلیل توسعه برنامه هسته ایی و موشکی کره شمالی، بلکه به خاطر بحران سیاسی کره جنوبی وجود دارد. منطقه دیگری که به نظر این تحلیلگر می تواند در آنجا جنگ به وقوع بپیوند، سوریه است، که امکان برخورد احتمالی نیروهای مسلح روسیه وامریکا در این منطقه وجود دارد، بطور مثال میتوان از حمله هوایی اشتباه آمریکا نام برد که چندی پیش در دیروالزورصورت گرفت. علاوه بر سوریه، منطقه مرزی پاکستان وهند نیز جزو مناطقی محسوب می شود که احتمال بروز درگیری درآنجا وجود دارد.نویسنده این مقاله وضعیت نواحی بالتیک و خطر رویارویی مسکو و واشنگتن را نیز پیش بینی می کند. و درآخربه نقل ازNI، امکان وقوع یک جنگ تمام عیار بین ابرقدرتهای جهان در فضای مجازی وجود دارد. رسوایی اتهام دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیزمی تواند موجب تنش بین دو کشور گردد.

همه موارد فوق به نحوی می تواند یاد آور شرایط تقابل جنگ سرد پس از جنگ جهانی دوم باشد. احتمال تقابل بلوک شرق و غرب به دلیل تضاد منافغ بلند مدت طرفین در کنار کشورهای همپیمان این دو موجب می شود تا احتمال بروز درگیری از نوع فیزیکی یا مجازی از یک سو و نیز بروز جنگ های نیابتی از سوی دیگر به شدت افزایش یابد.

شاهد دیگر این مدعا را می توان در سفر کریستف هویستف به آمریکا جستجو کرد. مجله اشپیگل نوشت:  آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در اوایل هفته آینده، کریستف هویسگن مشاور امنیتی و سیاست خارجی خود را برای گفتگو در مورد سیاست خارجی دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب آمریکا به این کشور روانه خواهد کرد.  انتظار می رود موضوع اصلی گفتگو، دیدگاه دولت جدید آمریکا در مورد روابط با ناتو، روسیه و خاورمیانه باشد. این نشریه تصریح می کند، هویسگن به عنوان منتقد ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه شناخته می شود. فلین نیز پیش از این اعلام کرده بود توسعه روابط با مسکو باعث نگرانی آلمان در مورد تحریمهای ضد روسیه خواهد شد. آلمان همچنین علاقمند به آگاهی از موضع رئیس جمهمور منتخب آمریکا در مقابل ناتو و اسرائیل است. ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرد، آمریکا بیش از سایر اعضای این اتحادیه هزینه پرداخت می کند و این موضوع باید تغییر کند.

از شواهد امر به نظر می رسد که امریکا نیز  علاقه چندانی به جنگ سرد با روسیه ندارد و همین موضوع می تواند به تغییر معادلات قدرت در آینده منطقه بینجامد.

محمد ابراهیم عروی / تحریریه عصر دیپلماسی




%d8%ad%d9%84%d8%a8

تاثیر فتح الفتوح حلب بر معادلات قدرت منطقه و تغییر اهرم های چانه زنی؛

پیروزی ارتش سوریه در حلب با حمایت روشن و واضح روسیه و ایران در حالی اتفاق افتاد که دولت باراک اوباما روزهای پایانی خود را می‌گذراند و کاخ سفید می‌رود تا رئیسی جدید از جنس جمهوری‌خواهان اما با ادبیات و ویژگی‌های متفاوت به خود ببیند. دونالد ترامپ اظهار داشته بیش از آن که طرفدار سرنگونی حکومت بشار اسد باشد؛ طرفدار همکاری با روسیه و متحدانش در جنگ علیه داعش و گروه‌های جهادی است تا به‌این‌ترتیب جنگی تمام‌عیار علیه تروریسم شکل بگیرد. بنابراین می‌توان گفت اوباما در حالی دولت را تحویل می‌دهد که با توجه به امتناع از مقابله با پیروزی ارتش سوریه در حلب به‌نوعی معادله جدید را پذیرفته است، معادله‌ای که می‌گوید آمریکا به‌نوعی سوریه را به روسیه واگذار کرده است.

چند روز پیش از فتح الفتوح بزرگ حلب نیز مقامات آمریکایی اعلام داشته بودند که با طرح روسیه موافقت کرده و از جبهه النصره حمایت نخواهند نمود و در عمل هم در جنگ حلب نشان دادند که این واقعیت را پذیرفته‌اند. شکست مسلحین در حلب به‌خوبی ثابت کرد که تاکنون نیروهای درگیر در شرق حلب را جبهه النصره تشکیل می‌داد نه ارتش آزاد به همین دلیل شکست مخالفان در حلب اگرچه شکست ارتش آزاد موردحمایت آمریکا قلمداد شد اما به‌نوعی شکست جبهه النصره نیز بود که در این منطقه به نام ارتش آزاد با ارتش سوریه می‌جنگید.

شکست مخالفان سوری در حلب به‌واقع بیانگر شروع زوال قدرت آمریکا و غرب در خاورمیانه است آن‌چنان‌که در موصل نیز قدرت نفوذ و حتی دامنه فعالیت نیروهای آمریکایی به‌شدت محدود شده است و عملاً آمریکایی‌ها پذیرفته‌اند که خود را با برنامه‌های ایران در این نبرد همراه نمایند و بر این جریان باید اثرات سخنان صریح ترامپ مبنی بر دوستی با روسیه و تغییر معادلات سیاسی بین‌المللی را افزود.

با این تفاسیر  از یک‌سو ترکیه و از سوی دیگر عربستان سعودی و هم‌پیمانانش بیشترین احساس خسران و شکست را در اثر شکست مسلحین در حلب دارند به‌ویژه که در ماه‌های اخیر با تیره شدن نسبی روابط مصر و عربستان و نزدیک شدن ژنرال سیسی به پوتین، عربستان بیش‌ازپیش خود را در بحران یمن تنها می‌بیند و این می‌تواند به معنای تهدید شدید امنیتی عربستان باشد.

همچنین تصویب قانون جاستا در کنگره آمریکا آن‌هم درحالی‌که اکثریت آن در اختیار جمهوری خواهان است بیان‌کننده این واقعیت است که برای آمریکایی‌ها تاریخ‌مصرف حمایت از عربستان به پایان رسیده است.

تعطیلی چهار شرکت تجاری ترامپ در عربستان نیز شاهد دیگری برای مشوش شدن خواب سیاستمداران کم‌سواد سعودی است چراکه این جریان نیز به‌خوبی نشان‌دهنده جهت نگرش مقامات آمریکا خواهد بود.

انگلستان در این میان تلاش کرد با حضور ترزا می در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس و اعلام مواضع ضد ایرانی از این آب گل‌آلود ماهی گرفته و باقی‌مانده ذخایر عربستان سعودی را به این بهانه تاراج کند. اما عربستانی‌ها خوب می‌دانند حمایت انگلیسی‌ها فقط تا زمانی ادامه دارد که آن‌ها بتوانند به بازارها و کارخانه جات انگلیسی رونق ببخشند، درحالی‌که در بحران فعلی، عربستانی‌ها نیاز به یک متحد استراتژیک دارند تا از آنان حمایت کند. درحالی‌که انگلیسی‌ها نه پول آمریکایی‌ها را دارند نه قدرت آن‌ها را.

با این تفاسیر می‌توان از فتح الفتوح بزرگ حلب این‌گونه نتیجه گرفت که آمریکا ضمن پذیرش تثبیت قدرت ایران و روسیه در سوریه عملاً از این جبهه عقب‌نشینی کرده و با توجه به تغییر ساختار حکومتی در کشورش اختیار این منطقه را به‌ناچار به رقبا سپرده است.

هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا نیز ضمن سرخوردگی از شکست در تحقق اهداف و مطامع خود در سوریه تلاش می‌کنند به هر نحو ممکن از افزایش خسارات جلوگیری کنند. ترکیه، عربستان، قطر و امارات را می‌توان جزو این دسته قلمداد نمود.

در طرف مقابل اما پیروزی بزرگ حلب دستاوردی بزرگ و غیرقابل‌انکار برای روسیه و ایران بود چراکه پس‌ازاین، قدرت چانه‌زنی و اهرم‌های فشار منطقه‌ای به‌کل تغییر کرده و این ایران و سوریه هستند که دست بالاتر را در تصمیم‌گیری‌ها دارند.

محمد ابراهیم عروی / تحریریه عصر دیپلماسی